به راحتی وقت مشاوره بگیرید همه ما در مراحل و زمان هایی از زندگی نیاز به صحبت کردن و مشاوره گرفتن از فردی داریم که بتواند ما را درک کند.
مشاوران حرفه‌ای و با تجربه
بازگشت وجه در صورت نارضایتی
مشاوره حضوری،آنلاین و تلفنی
انتخاب بهترین مشاور برای شما

مشاوره افسردگی

مشاور آیا نیاز به مشاوره افسردگی دارم؟ مشاور ازدواج مشاوره روانشناسی افسردگی چگونه برگزار می شود ؟ مرکز مشاوره آشنایی با مرکز مشاوره ما سرویس ها سوالات رایج در مورد مشاوره افسردگی

مشاوره افسردگی

افسردگی یکی از بزرگترین و مهم ترین اختلالات روانی است که سر منشا بسیاری از مشکلات محسوب می شود و هر کسی ممکن است روزی به آن دچار شود. این بیماری در کمین هر کسی هست و می تواند زندگی هر کسی را مختل نماید. تنها دارویی که این بیماری دارد صحبت با یک روانشناس افسردگی و شرکت در جلسات مشاوره افسردگی است که ما قصد داریم در این مطلب  به آن بپردازیم. با ما همراه باشید.

افسردگی در گروه اختلالات خلقی طبقه بندی می‌شود و ممکن است به عنوان احساس غم، از دست دادن یا خشم توصیف شود که در فعالیت‌های روزمره افراد اختلال ایجاد می‌کند. افسردگی معمولاً شامل بیزاری از خود یا از دست دادن عزت نفس است، در حالی که غم و اندوه معمولاً چنین نیست.

مشاوره افسردگی یکی از راه‌های موثر برای درمان افسردگی است که با استفاده از تکنیک‌ها و روش‌های علمی به افرادی که دچار افسردگی هستند، کمک می‌کند.

چرا مشاوره درمان افسردگی اهمیت دارد ؟

در مجموع باید گفت افسردگی می‌تواند تاثیرات مخربی را چه از نظر جسمی و چه روحی بر افراد گذاشته و باعث ایجاد تغییراتی بر جنبه‌های هیجانی، شناختی، رفتاری و فیزیکی آنها شود. به همین علت برای اینکه به زندگی عادی و با کیفیت خود برگردید نیاز دارید که در اولین فرصت به درمان افسردگی اقدام نمایید. بدین منظور مشاوره افسردگی را به هر کسی پیشنهاد می کنیم چرا که اثرات این بیماری بسیار مخرب است :

تداوم هر کدام از علائم به مدت دو هفته می‌تواند نشانه افسردگی باشد و می تواند وضعیت روحی و جسمی شما را به نقطه ای برساند که به سختی تصور می کنید. باید توجه کنید که هرچقدر مدت زمان بیشتری سپری کند این بیماری حاد تر و درمان آن دشوار تر می باشد. پس به جای تعلل همین حالا با ما تماس بگیرید و اقدام به ثبت درخواست مشاوره افسردگی کنید.

مشاوره آنلاین افسردگی و مشاوره تلفنی در کنار مشاوره حضوری در مرکز رواشناسی روان ارام ارائه می گردد و شما می توانید بسته به شرایط خود هر یک از این جلسات را انتخاب کنید.

مشاوره افسردگی

روانشناس افسردگی چگونه به درمان این بیماری می پردازد ؟

روش‌های درمانی متفاوتی برای افسردگی با توجه به میزان شدت آن پیشنهاد می‌شود. شما ممکن است علائم افسردگی را با یک نوع درمان مدیریت کنید، یا ممکن است در مشاوره روانشناسی افسردگی متوجه شوید که ترکیبی از درمان‌ها برای شما مفید است.

ترکیب درمان‌های پزشکی و درمان‌های سبک زندگی از جمله موارد زیر معمول است:

داروها

روانپزشک شما با توجه به علائم شما ممکن است داروهایی را برای کنترل افسردگی تجویز کند. هر نوع دارویی که برای درمان افسردگی استفاده می‌شوند، دارای مزایا و عوارض گوناگونی هستند. به همین دلیل به هیچ وجه بدون مشاوره افسردگی و زیر نظر پزشک، خود تجویزی نکنید.

روان درمانی

روان درمانی که به عنوان «گفتگودرمانی» نیز شناخته می شود، زمانی است که فرد با یک درمانگر آموزش دیده صحبت می کند تا عواملی را که به وضعیت سلامت روانی او کمک می‌کنند، شناسایی کند و یاد بگیرد که چگونه با افسردگی کنار بیاید. مشاوره افسردگی معمولا زمانی به کار گرفته می شود که بیماری چندان پیشرفت نداشته است و مدت زمان زیادی از آن سپری نگشته است.

درمان شناختی رفتاری (CBT)

در درمان شناختی رفتاری (CBT) ، درمانگر به شما کمک می‌کند تا الگوهای فکری ناسالم را کشف کرده و تشخیص دهید که چگونه ممکن است باعث ایجاد رفتارها، واکنش‌ها و باورهای مضر شوند. باید توجه داشته باشید که این روش درمان افسردگی می تواند دشوار باشد و باید لزوما توسط یک روانشناس حرفه ای و در جلسات مشاوره افسردگی معتبر مورد پیگیری قرار بگیرد.

این مقاله هم بخوانید  نشانه های زنی که طلاق می خواهد

رفتار درمانی دیالکتیکی  (DBT)

رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) مشابه CBT است، اما تأکید خاصی بر اعتبارسنجی یا پذیرش افکار، احساسات و رفتارهای ناراحت کننده دارد. این ریشه یابی احساسی به شما کمک می کند که ریشه این بیماری را پیدا کرده و سپس آسان تر به از بین بردن آن ها بپردازیم. اگر این ریشه یابی به طور درست انجام نگردد شاید هیچگاه افسردگی به طور کامل درمان نشود پس اهمیت دارد که حتما یک مشاوره افسردگی خوب در تهران پیدا نمایید.

نور درمانی

قرار گرفتن در معرض دوزهای نور سفید می تواند به تنظیم خلق و خو و بهبود علائم افسردگی کمک کند. نور درمانی معمولاً در اختلال عاطفی فصلی استفاده می شود که امروزه به آن اختلال افسردگی اساسی با الگوی فصلی می گویند. البته که نور درمانی باید در کنار سایر روش های درمانی افسردگی به کار بگیرد چرا که این روش منشا افسردگی را از بین نمی برد.

درمان تشنج الکتریکی  (ECT)

در درمان تشنج الکتریکی (ECT) از جریان های الکتریکی برای ایجاد تشنج استفاده می‌کند و نشان داده شده است که به افراد مبتلا به افسردگی بالینی کمک می کند. البته در نظر داشته باشید برای هیچ کدام از مبتلایان این بیماری در درجه اول این روش ها تجویز نمی گردد و پس از چند جلسه مشاوره افسردگی با یک رواشناس متخصص در این زمینه در صورت نیاز این روش ها تجویز می گردد.

برخی درمان‌های جایگزین مانند مراقبه، مدیتیشن، طب سوزنی و … نیز وجود دارند که می‌توان با تأیید درمانگر و پس از مشاوره روانشناسی افسردگی از آن‌ها نیز کمک گرفت.

فراموش نکنید که تنها یک روانشناس افسردگی است که می تواند این بیماری را به طور کامل از وجود شما پاک کند پس افسردگی را جدی بگیرید و برای درمان آن اقدام کنید.

مشاوره افسردگی

مشاوره افسردگی به درمان چه احساساتی می پردازد ؟

همه افراد مبتلا به افسردگی علائم مشابهی را تجربه نمی کنند. علائم ممکن است از نظر شدت، تعداد دفعات بروز و مدت زمان آنها متفاوت باشند. اگر برخی از علائم زیر را به مدت حداقل دو هفته تجربه کردید، از مشاوره افسردگی کمک بگیرید. یک مشاور روحی روانی سعی می کند به درمان این احساسات در بیمار خود بپردازد.

می توانید به راحتی با نگاهی ساده به این لیست به اهمیت درمان این بیماری پی ببرید. زندگی هر کسی حتی با چند مشکل این چنینی در معرض نابودی قرار میگیرد و به همین علت پیشنهاد می کنیم تعلل نکنید ! با ما تماس بگیرید و از طریق مشاوره روانشناسی افسردگی این مشکل را حل نمایید.

 

جلسات مشاوره افسردگی به چه صورت برگزار می شود؟

امکان برگزاری جلسات مشاوره افسردگی به صورت آنلاین ، تلفنی ، حضوری ، گروهی و فردی امکان پذیر است.

هزینه جلسات مشاوره افسردگی به چه صورت می باشد ؟

هزینه جلسات مشاوره افسردگی بر اساس نوع جلسه ای که انتخاب می کنید ممکن است متفاوت باشد. جهت کسب اطلاعات با ما تماس بگیرید.

طول درمان افسردگی به چه صورت است ؟

برای درمان افسردگی بر اساس هر شخص جلسات درمانی متفاوت می باشد و این بر اساس تشخیص دکتر است.

4.6/5 - (302 امتیاز)

برای مشاوره افسردگی به چه کسی مراجعه کنم؟

افسردگی اختلالی شایع است که ممکن است هر فردی در طول زندگی با آن روبرو شود. از آنجایی که افسردگی بسته به نوع و علائم آن می‌تواند تمام جوانب زندگی افراد را تحت تاثیر قرار دهد، کمک گرفتن از مشاوره روانشناسی افسردگی امری ضروری است.

روان‌درمانگران و مشاوران افسردگی متخصصان با تجربه‌ای هستند که با دقت به صحبت‌های شما گوش کرده، علائم را بررسی می‌کنند و سپس به شما کمک می‌کنند تا افسردگی را مدیریت کنید.

مشاوران کلینیک روان آرام با همدلی تمام تلاش می‌کنند تا به شما کمک کنند هرگونه افکار و احساسات منفی را شناسایی کرده و آنها را مدیریت کنید. هدف مشاوره افسردگی، تهیه منابع، ابزارها و تکنیک‌هایی برای کاهش چالش ها و ارائه راهنمایی عینی برای رشد شخصی شما است.

با استفاده از کمک حرفه‌ای یک مشاور با تجربه شما راحت‌تر از پیش می‌توانید بر مشکلات خود غلبه کرده و در راستای بهبود زندگیتان گام بردارید.

مشاوره افسردگی

مشاوره روانشناسی افسردگی چگونه برگزار می شود ؟

ما در مرکز مشاوره روان آرام سعی کرده ایم تا امکان برگزاری این جلسات را به روش های مختلف ممکن کنیم تا روند درمانی به نحو مطلوبی طی گردد. جلسات مشاوره افسردگی به تمامی روش های زیر میتواند مورد پیگیری قرار گیرد :

برخی از این جلسات به تجویز دکتر انجام می شود و برخی دیگر نیز بسته به شرایط شما انتخاب می گردد. کافیست جهت کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید یا از طریق این صفحه درخواست خود را به طور آنلاین ثبت نمایید.

مرکز مشاوره و روانشناسی روان آرام، دارای مجوز رسمی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بوده و توسط سرکار خانم دکتر آزیتا امین الرعایا تاسیس گردیده است. کادر کلینیک روان آرام را مشاورانی خبره، اساتید دانشگاهی و روان درمانگران به نام تشکیل داده اند. حوزه فعالیت این کلینیک روانشناسی را می‌توان حوزه فعالیتی وسیعی دانست چرا که خدمات ارائه شده در این مرکز مشاوره مشکلات روان شناختی، روان پزشکی، کودک و نوجوان، بزرگسالان، فردی، زوج درمانی، خانواده و حتی مشاوره های گروهی را نیز پوشش می‌دهد

مشاوره افسردگی

چه کسانی به مشاوره افسردگی نیاز پیدا می کنند ؟

دلایل و ریشه های افسردگی در هر کسی متفاوت می باشد و در هر کسی متفاوت می باشد. اما به طور کلی بر اساس علم روز روانشناسی علت های به طور کلی دسته بندی مشخصی دارند و بسته به شرایط هر کسی تنوع پیدا می کنند. مشاور و روانشناس افسردگی برای یافتن علت این بیماری به دنبال این ریشه ها می گردد.

حادث شدن یک اتفاق ناگوار :

همیشه اولین عامل ایجاد افسردگی حادث شدن یک اتفاق ناگوار می باشد. اگر ذهن و مغز شما قادر به پذیرش تغییر وضعیت زندگی به طور ناگهانی نباشد افسردگی یکی از بیماری های است که در کمین می نشیند. ما در طول جلسات مشاوره افسردگی سعی خواهیم کرد تا ذهن و جسم شما را برای این تغییر آماده کنیم و به مروری به درمان افسردگی بپردازیم.

همیشه یک اتفاق ناگوار بزرگ عامل افسردگی نیست بلکه سلسله ای از اتفاق های کوچک می تواند عامل این بیماری باشد.

شیمی مغز: 

ممکن است یک عدم تعادل شیمیایی در قسمت‌هایی از مغز که خلق و خو، افکار، خواب، اشتها و رفتار افراد مبتلا به افسردگی را مدیریت می‌کند، وجود داشته باشد. وقتی از ویژگی های شیمیایی مغز حرف میزنیم تصور نکنید که این مشکل ذاتی و لاینحل است بلکه می تواند زیر نظر روانپزشک افسردگی و به وسیله دارو درمانی بهبود پیدا کند.

سطوح هورمون:

 تغییرات در هورمون‌های زنانه استروژن و پروژسترون ممکن است خطر ابتلا به افسردگی را در فرد افزایش دهد. همچنین عواملی همچون تغییر مکان ، بروز مشکلات و مسائل مختلف و … چه در  مرد و چه در زن می تواند سیستم ترشح هورمونی را تغییر دهد و به افسردگی منجر شود. درمان این مشکل باید هم زیر نظر روانپزشک و هم زیر نظر مشاور و روانشناس افسردگی مورد پیگیری قرار بگیرد.

سابقه خانوادگی:

 اگر در سابقه خانوادگی خود تجربه ابتلا به افسردگی یا اختلال خلقی دیگری دارید، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی هستید. سابقه خانوادگی هم در محیط شخص و هم در ژنتیک فرد تاثیر گذار خواهد بود و موجب می شود تا شرایط مستعدی برای بیماری افسردگی ایجاد گردد. ما در کنار شما خواهیم بود تا از طریق مشاوره افسردگی این شرایط را به مرور از بین ببرید.

ترومای اوایل دوران کودکی: 

برخی از رویدادها در دوران کودکی بر نحوه واکنش بدن شما به ترس و موقعیت‌های استرس زا تأثیر می گذارد. در این حالت ضمیر ناخوداگاه شما تحت تاثیر قرار میگیرد و ممکن است در آینده منجر به افسردگی گردد. ما ریشه های این تروما را در طول جلسات مشاوره افسردگی مورد برسی قرار می دهیم و به شما در از بین بردن آن ها کمک می کنیم.

ساختار مغز : 

اگر لوب پیشانی مغز شما فعالیت کمتری داشته باشد، احتمال ابتلا به افسردگی بیشتر است. این مشکل با تمرین زیاد و فراهم کردن شرایط مناسب در زندگی قابل حل است همانطور که بسیاری از افرادی که بیماری های ژنتیکی دارند با رعایت کردن برخی از نکات سال ها سالم زندگی می کنند.

شرایط پزشکی: 

شرایط خاص پزشکی مانند بیماری‌های مزمن، بی‌خوابی، درد مزمن، بیماری پارکینسون، سکته مغزی، حمله قلبی، سرطان و … ممکن است خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهند. همچنین برخی از رفتار ها مانند رابطه جنسی یا بارداری یا زایمان نیز می تواند احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش دهد که البته این شرایط نیز با شرکت در جلسات مشاوره افسردگی قابل کنترل می باشد.

استفاده از مواد مخدر:

سابقه سوء مصرف مواد مخدر یا الکل می توانند احتمال ابتدا به افسردگی را افزایش دهند. افسردگی بعد از ترک اعتیاد یا حتی در زمان مصرف از موضوعات شایع در سطح دنیا می باشد. بدون شک این حال از روح و روان بیشتر نشئت می گیرد و همین عامل شما را به یک مشاوره روانشناسی افسردگی نیازمند می کند.

درد روحی و جسمی : 

افرادی که برای مدت طولانی درد عاطفی یا مزمن فیزیکی را احساس می کنند به طور قابل توجهی بیشتر در معرض افسردگی هستند. البته که منظور از درد در اینجا تنها درد جسمی نیست چرا که نمی توانیم از درد روحی و تاثیر آن در ابتلا به افسردگی غافل بمانیم.

مشاوره روانشناسی افسردگی

متخصصان و روانشناسان باتجربه همواره توصیه می‌کنند که با پدیدار شدن اولین نشانه‌ها از اختلال افسردگی، افراد از مشاوره روانشناسی افسردگی کمک بگیرند.

انواع افسردگی

بسته به شدت علائم، افسردگی را می‌توان به انواع مختلفی تقسیم کرد. برخی از افراد دوره‌های خفیف و موقتی را تجربه می‌کنند، در حالی که برخی دیگر دوره‌های افسردگی شدید و مداوم را پشت سر می‌گذارند. انواع افسردگی در روش های درمانی و جلسات مشاوره افسردگی نیز تاثیر گذارند .انواع افسردگی عبارتند از:

ما در این مطلب سعی کردیم تا تمامی اطلاعات مورد نظر شما را در مورد درمان این بیماری در جلسات مشاوره افسردگی را در اختیارتان قرار دهیم. تعلل نداشته باشید و همین حالا با ما تماس بگیرید.

1.4K نظرات
جدیدترین ها
قدیمی ها بیشتر رای
Inline Feedbacks
مشاهده همه کامنت ها
منصور
22 روز قبل

سلام من ۴۵ ساله آقا متاهل ژنتیکی کم رو چندین دوره سالهای قبل داروهای افسردگی مصرف کردم الان بی انگیزه ام خودمو سرزنش میکنم اعتماد به نفس و عزت نفس ندارم از جمع فراریم همیشه خسته و خواب آلودم تو رو خدا داروی افسردگی که اعتماد به نفسم بالا بره معرفی کنید ممنون

Last edited 22 روز قبل by منصور
تیم محتوا روان آرام
12 روز قبل
پاسخ به  منصور

سلام دوست عزیز؛ با توجه به اینکه فرمودید شخصیت شما کلا کم رو یا درونگرا هستین اما دچار خودسرزنشی و کمبود اعتماد نفس و افسردگی هستین، مصرف دارو به تنهایی کمک کننده نیست. شما نیاز دارید کنار دارو درمانی به کمک روانشناس، اعتماد به نفس و افسردگی تون رو درمان کنید.

نیکو
28 روز قبل

عشقم .. اون زندگیم بود و وقتی رفت افسردگی بسیار شدید گرفتم
کاملا حسم راجب به همچی رفته حتا یک ثانیه هم نمیتونم از ته دلم بخندم بسیار عصبی و بی حوصله شدم و ..
همچی روی اعصابمه واقعا نمیدونم چکار کنم ..

خدیجه
2 ماه قبل

سلام خدیجه اقاپور هستم ۲۶ سالمه مجرد هستم من مشکلم افسردگی وسواسی فکری دارم یعنی علاقه ای به هیچ کاری ندارم یا افکار خودکشی دارم یا وقتی میرم حموم ۴ ساعت طول میکشه یک ساعت نمازم میکشه کلا روز می خوابم حوصله ی هیچ کس ندارم واقعا نمی دونم چیکار کنم اگه کمکم کنی منمون میشم

تیم محتوا روان آرام
1 ماه قبل
پاسخ به  خدیجه

سلام دوست عزیز؛ حتما به روانشناس فردی و روانپزشک مراجعه کنید.

.....
3 ماه قبل

سلام من چند به تازگی وارد سن ۲۰ سالگی شدم و از نظر روحی واقعا تنها هستم وقتی به پدر مادر حرفی میزنم تا بتوانم با اون ها صحبت کنم دردودل کنم ولی اونها منو مسخره میکنن وقتی میگویم از نظر احساسی حتی برای شادیم نیاز به یک بغل کردن ساده دارم میگن زوده که بغلت کنیم ….
و نزدیک دوسال هست ازشون خواهش میکنم منو ببرید پیش دکتر فقط بشینم باهاش بی طرف حرف بزنم فقط برای ۱ ثانیه شده درک بشم اصلا حق کله زندگی با شما فقط یک ثانیه اش حق بامن باشه فقط همینو میخوام همین الام برای تولدم ازشون درخواست کردم یهوتولد ساده بگیرن برام مادر بهم گفته دیوونه شده ایا چه فانتزی هایی داری باید جدی جدی ببریمت دکتر دیوونه ها
الان بهش میگم من از نظر روحی داغونم نیاز دارم به یه زندگی که محبت ببینم میگه چیکار کنم برات برم دنبال شوهر ؟
از شما میپرسم یعنی یه دختر نمیتونه تشنه محبت پدر مادر باشه ففط باید محبت جنس مخالفی که نمیشناسه باشه ؟
میگم مامان من لباس ندارم برای فردا که مناسب باشه میگه هیچ وقت تو لباس نداری میگه داریم پول درس خوندتو میدیم برو سرکار خودت برای خودت بخر و تولد بگیر له ما چه میگم اینارو باشه خودم میخرم یه محبت کردنو چی اونو چجوری بخرم
باور کنید اینقدر از پدر مادرم بهم بی احترامی میکنن برادر کوچیکمم همین کارو میکنه ۹ سال ازم کوچیک تره ولی هروز بهپ میگه امیدوارم بمیری که صدات رو تویه خونه نشنویم
تو ۱۷ سالگی یه بار مامانم گفت با این اخلاقت هیچکس دوست نداره فقط با پول میشه خفت کرد از شدت ناراحتی قرص خوردم فقط بمیرمممممم میدونید فرداش بهم چی گفته تو بخاطر دوستات و اینترنت اینکارو کردی من دیگه نمیکشم فقط زمانی که خوابم خوشحالم اگر یهو نیان با استرس بیدارم کنن یا برادرم با پاش بیاد روی سرم بیاد وایسه بعدنم از طرفم‌پالم بوس بشه بعد بگه بچه است آدم ۱۱ ساله بچه است ؟
من دیگه نمیکشم واقعا این زندگی رو نمیخوام یعنی شدم انسانی که زنده است و زندگی نمیکنه یعنی مردن اینقدر خواسته زیادیه ؟
خدا شاهده دارم میرم سرکار اصلا به کار های دانشگاهم نمیرسم ولی چیکار کنم چیکار کنم برای اینکه منت نکشم نیازه برم نیازه سختی بکشم تازه مادر میگه تو سختی نمیکشی چون بغل دل مایی
فقط از این میترسم که بمیرم چجوری سرمو بلند کنم تو چشم خدا نگاه کنم که نتونستم به رویاهایی که دارم برسم هم میترسم زنده باشم که از دست پدر مادرو برادرم واقعا دیوونه نشم یا یهو خدایی نکرده از دست اینا برای فراری ازدواج کنم که اون موقعه است باز وارد بدبختیه جدیدی میشم خدایا لطفااااااااا نجاتم بده یا حداقل فیلم هارو واقعی کن یه فرشته نجات واقعا یه فرشته نجات بر بفرست همین و بس

بهار
3 ماه قبل

سلام خیلی حساس شدم با کوچیک ترین چیزا ناراحت میشن
صدا های بلند خیلی اذیتم میکنه و احساس ارزشمند بودن نمیکنم حس میکنم همش نیاز به توجه دارم با اینکه کسایی رو دارم که باهاشون حرف بزنم ولی بازم راحت نیستم سعی کردم حسامو ترسامو بگم ولی سودی برام نداشته حس ارامش نکردم بعد حرف زدن حس تنهایی دارم حس میکنم کسی درکم نمیکنه من امسال یه سری اتفاقات برام افتاد که باعث از درسام عقب بیفتم برا من خیلی بد بودن ولی شاید بقیه فکر کن یه چیز ساده بوده ولی برای من اصلا خوب نبود خیلی اذیت شدم. ولی بعد از این اتفاقات پدر و مادرم ازم انتظار دارن دربیام منم واقعا تمرکز نداشتم نمیتونستم ولی اولاش کارم نداشتن ولی الان که نزدکی کنکور ازم انتظار دارن در بیام منم تازه حال روحیم تقریبا بهتر شده اینکه اینکه پدر و مادرم همش بهم بگن بخون چرا نمیخونی همینطوری میخوای کنکور قبول شی یا حرفای ازار دهنده دیگه دوست داشتم بهم میگفتن میدونم چه اتفاقاتی روپشت سر گذاشتی نگران نباش ما کاملادرکت میکنیم اشکالی نداره میتونی به خودت و روحت ارامش بدی به خودت برسی روحیه بگیری بدون فکر کردن به چیزی وقتی عالی شدی میتونی به هدفت فکر کنی دوست داشتم این حرفا رو بشنوم دوست داشتم درک بشم ولی هر دفعه اومدم حرف بزنم با واکنش خوبی مواجه نشدم اخرش همون بخون شد گفتم گه الان توانایی و روحیه خوندن ندارم ولی مادر و پدر استرس دارن و نگران اینده هستم واسه همین میگن من درکشون میکنم حق دارن ای کاش میتونستم خوشحالشون کنم واقعا میخوام باور کنن نمیدونم اینا بهونه هست مامان و بابا راست میگن نمیدونم ولی فقط میدونم از وضعیت راضی نیستم دارم دیوونه میشم حس میکنم خیلی فشار رومه ولی به خودم حق نمیدم این بیشتر عذابم میده این باعث همش گریه کنم همش دلم بخواد بمیره و نباشم تو این دنیا .
و اینکه همش حس تنهایی دارم حس اینکه هیچکس ندارم.

تیم محتوا روان آرام
1 ماه قبل
پاسخ به  بهار

سلام دوست عزیز؛ برای بررسی بهتر به روانشناس فردی مراجعه کنید.

mobina
3 ماه قبل

سلام من 18 سالمه دخترهستم من وقتی 6ساله بودم بدلیل شغل پدرم به یه شهر دیگه اومدیم و من از دوستام و خانواده مادری و پدریم جدا شدم و دیر دیر اونا رو میدیم همین باعث شدخیلی تو فکر فرو برم گوشه گیر بشم و حواس پرت تا اینکه معلم کلاس دومم متوجه موضوع شد و به مادرم گفت که منو پیش یه مشاور ببره اما اون این کارو نکرد و من همون طور بزرگ میشدم وقتایی که میرفتم پیش خانواده و دوستانم شهر خودمون زیادی حرف میزدم میخندیم همه میگفتن چرا انقدر میخندی و اینا وهمون طور که میگذشت من اشتهای زیادی به غذا خوردن پیدا کردم و بی خوابی مکرر توی مدرسه همه همکلاسیام برام تو یه سطح بودن دوست صمیمی نداشتم تا اواسط کلاس راهنمایی که یهو افت درسی پیداکردم، حانوادمم که خیلی روی درسام سخت گیری میکردن به علایقم احترام نمیزاشتن اصلا منو درک نمیکردن و من خیلی اذیت میشدم پرخاشگرو عصبی شدم و همین طور ادامه پیدا میکنن حتی الان که دارم برای امتحان نهایی کنکور میخونم خیلی زیاد عصبی میشم مثل قبل به کارایی که علاقه داشتم نمیتونم برسم اشتهای زیاد، بی خوابی،نداشتن اعتماد به نفس چون از بچگی با بچه های زیادی مقایسه میشدم از خودم متنفرم و تازگیا زیاد به خودشکی فکر میکنم، نداشتن تمرکز
یعنی اصلا نمیتونم درس بخونم مطمئنم همه امتحانامو خراب کردم و هنوزم که هنوزه مثله بچه ها زاهنمایی از طرف مادر پدرم تحدید میشم که اگه کم بیارم نمیتونم فلان کار بکنم و یا گوشیمو ازم میگرن منم دوست دارم درس بخونم مدفق بشم ولی رفتارشون اذیتم میکنه اصلا برام حریم خصوصی یا ارزش قائل نیسن و انتظار دارن هر کاری که اونا میگنن انجام بدم و اصلا شرایط روحی منو درک نمیکنن

Ehsan
3 ماه قبل

سلام، من پسری ۲۲ هستم و فکر می کنم که افسردگی مزمن دارم. تاکنون بارها فکر خودکشی به سرم زده زیرا زندگی برایم بی ارزش و بی معنا شده خصوصا پس از تحول اخلاقی، فکری و اعتقادی شدید از ۲ سال پیش تا الان. شدیدا درونگرا هستم و به همین خاطر توانایی دوستیابی و داشتن رابطه با جنس مخالف را ندارم. در همین حال عقده ی نداشتن رابطه خصوصا رابطه ی جنسی گاهی اوقات بسیار بر روان من فشار وارد می کند تا جایی که بعضا دست به خشونت علیه خود زده ام! دانشجویی وابسته هستم و علاقه ی خاصی به رشته ی تحصیلی ام ندارم و انتخاب آن از سر اجبار بوده است، به همین خاطر انگیزه و اشتیاق خاصی از ۴ سال پیش تا الان برای درس خواندن ندارم و افت تحصیلی شدیدی کرده ام. روابطم با خانوده خصوصا پدر و مادرم اصلا خوب نیست و در حقیقت گاهی فکر کشتن والدینم در زمان آینده به سرم می زند! شغل و درآمدی ندارم و به همین علت محرومیت از امکانات مورد علاقه برخی اوقات موجب بیدار شدن افسردگی در من می شود. تاکنون با کار های مختلف مانند خودارضایی، پیاده روی، گوش دادن به موسیقی و… سعی در حفظ سلامت روان خود کرده ام ولی تاثیر زیادی نداشتند. انسان راحت طلب و لذت طلبی هستم و برای این موضوع دلایل فلسفی خودم را دارم. در همین حین تقریبا تمام چارچوب هایی که برایم باارزش بوده اند توسط دیگران از جمله ناباوران، برخی نویسندگان کتب جنسی، فلسفی و… زیر سوال رفته اند و این خود بر فشار روانی من افزوده است. حال شما بفرمایید که راه چاره چیست؟؟؟

تیم محتوا روان آرام
1 ماه قبل
پاسخ به  Ehsan

سلام دوست عزیز؛ برای بررسی بیشتر به روانشناس فردی مراجعه کنید.

Arezo
3 ماه قبل

سلام من یه دختر چهارده سالم پدرمو خانوادش جایگاه دخترو با پسر یکی نمیدونن و فرق زیادی بین من با برادرم میزاشتن .پنج شیش ماه پیش پدرم فرق محبتی زیادی گزاشت و من از اونموقع گریه مکرر داشتم نمیتونستم جلوی گریمو بگیرم و مشکلمو به کسی بگم ازاونموقع هر نه ایی ک می‌شنوم گریم میگیره،هردفعه که گریه میکنم خانوادم میگن لوس شدی این حالمو بدتر میکنه.احساس تنهایی دارم فکر میکنم هیچ دوستی ندارم که باهاش حرف بزنم،احساس میکنم هیچکسو ندارم دوست دارم برم مشاوره ولی نمیدونم چجوری

شاه
3 ماه قبل

افسردگی ناشی از جدای با همسر مون رو چگونه درمان کنم؟

تیم محتوا روان آرام
3 ماه قبل
پاسخ به  شاه

سلام دوست عزیز؛ با مراجعه به روانشناس فردی میتونید درمانتون رو شروع کنید.

مهناز
4 ماه قبل

سلام من 17 سالمه و دختر هستم. سال پیش شوک بدی بهم وارد شد(در رابطه با درسا) که باعث شده گاهی اوقات ناخودآگاه بغض کنم و گریم بگیره و طوری شدم که انگار همه چیز یه خوابه و از هیچی لذت نمی‌برم فقط مدام به مرگ فکر میکنم. گاهی با اینکه حتی خانوادمم کنارم هستن اما بازم گریم میگیره و حس تنهایی دارم یا مثلا میرم بیرون و بعد یه مدت برمیگردم خونه انگار وارد قفس شدم و دوباره بغض میکنم دیگه چیزی نیست که خوشحالم کنه.سال سوم ابتدایی هم که بودم، موقع غروب اینطور میشدم و گریه میکردم ولی اونموقع در این حد نبود اما حالا دیگه واقعا از همه چیز خستم، انگار هر روز دارن شکنجم میدن، میخوام فقط زندگیم تموم شه.لطفا کمکم کنید.

تیم محتوا روان آرام
3 ماه قبل
پاسخ به  مهناز

سلام دوست عزیز؛ لازمه که ریشه و دلیل این ناراحتی شما کاملا بررسی بشه تا اینکه بتونید به سمت بهبودی و حال خوب پیش برید. میتونید به یک روان تحلیلگر و یا روانشناس فردی مراجعه کنید.

محمد
4 ماه قبل

یک مشکل دیگه ای که داشتم من خیلی وقایع را فراموش میکنم و و کلا خیلی زود یادم میره یا بهتره بگم قاطی میکنم مثلا یک ویدیو تو یه کلیپو با اتفاق هفته ی قبل قاطی میکنم و نمیتونم روز هارو با اتفاقاتشون از هم تشخیص بدم مثلا الان گذشته برام مثل یه خلاصص هیچ چیز خاص تو ذهنم نیست دائم تصورو خیال میکنم اصلا تمرکز ندارم صبح تا شب درحال صحبت با خودمو تصورو خیالم و موقعیت های نا مرطبت رو تصور میکنم و تو اونا رول بازی میکنم مثلا نشستم دارم درس میخونم یه جای دیگه ایم ممنون میشم راهنماییم کنین

محمد
4 ماه قبل

سلام محمد هستم ۱۸ ساله من فرزند اول خانواده هستم از بچگی پدرو مادرم دعوا داشتندو بحث روزی نبود که همچی خوب تموم شه یا اون حالش بد بود یا اون برای همین مادرم با من دردو دل میکرد مثلا ۹ سالم بود بعد از یه مدت بینشون قرار گرفتم و تا میخواست دعوا شه بلاخره یه جوری حواسشونو پرت میکردم الان یه برادرو یه خواهر کوچک تر دارم که برا اونا هم همین کارو میکنم تا دعواشون نکنن ولی والا دیگه خسته شدم از دوسال پیش نشونه های افسردگی رو داشنمو میل به خودکشیو و..(البته اون زمان به خاطر محدودیت های زیاد پدرم و مسائل دیگه مراجعه کردم) رفتم پیش روانشناس و برام یه مدتی قرص نوشتو بعد هم قطع کرد ولی متاسفانه بعد از چند جلسه اون هم شروع کرد به دست به سر کردن من الان واقعا حالم خوب نیست ولی اصلا کسی به افسردگیم اهمیت نمیده مثلا با من دردودل میکنن و من به تک تکشون گوش میدمو مراقبشونم ولی حتی یکیشونم نمیشینه و بدون اینکه منو قضاوت کنه یا سرزنش با حوصله بشینه بهم گوش بده میخاستم ببینم الان من باید چکار کنم ممنون

Last edited 4 ماه قبل by محمد
تیم محتوا روان آرام
4 ماه قبل
پاسخ به  محمد

سلام دوست عزیز؛ میتونید از طریق مراجعه به روانشناس فردی و ارزیابی کامل مشکلتون، برای رفعش تلاش کنید.

رها
4 ماه قبل

سلام من 16 سالمه
3 سال پیش برادرمو از دست دادم حال خوبی نداشتم
فکر خودکشی
خودزنی
مشتاق ب تنها بودن
کم حرف شدن
کم خوابی
بی اشتیاقی به زندگی
کم غذا خوردن و…
به روانشناس مراجعه کردم و گفتن افسردگی شدید دارم و به روانپزشک منو معرفی کردن ولی خانوادم نخواستن دارو مصرف کنم
الانم هنوز همون علائمو دارم ولی فکر خودکشی از ذهنم رفته! و دوس دارم همیشه تنها باشم یه جوری شدم انگار از ادما متنفرم و ازشون فاصله میگیرم
خواستم ببینم افسردگی من تا الان ادامه داشته؟

Last edited 4 ماه قبل by رها
تیم محتوا روان آرام
4 ماه قبل
پاسخ به  رها

سلام دوست عزیز؛ بررسی این موضوع از طریق مصاحبه بالینی و حتی شاید انجام تست، امکانپذیره. پس بهتره که حتما از روانشناس کمک بگیرید.

Aylar
4 ماه قبل

سلام خسته نباشید/راستش من ۱۸ سالمه و از تابستون پارسال تا الان همش مریضم همش احساس کسالت میکنم و خیلی میخوابم حتی تو درسمم فوق العاده افت تحصیلی داشتم درحالیکه همیشه نمره هام عالی بود تنگی نفس داشتم و دستام و پاهام همش گز گز میشدن حتی مواقعی بود کامل از حال میرفتم هر دکتری هم رفتم فقد آمپول مسکن میزدن و میگفتن سالمی تست کرونا و چکاپ کامل هم گرفتن و گفتن هیچ مشکلی نداری تنها مشکلت کم خونی هس اما من الانم ک الانه حتی نمیتونم درسمم بخونم همش خستم

تیم محتوا روان آرام
4 ماه قبل
پاسخ به  Aylar

سلام دوست عزیز؛ این علایمی که ذکر کردین برای کم خونی شدید و همینطور کمبود انواع ویتامین B و D پیش میاد. برای بهبود علایم حتما درمان رو با جدیت پیگیری کنید.

مریم
5 ماه قبل

سلام وقت تون بخیر ؟من چندوقت انقدر داغونم دوس دارم فقط بمیرم نباشم انقدر خستم از زندگیم ازدنیا همه چیز.دوتا بچه دارم.شوهرم تو زندگی اصلا اهمیت نمیده به ادم عشق محبت تو زندگیم وجود نداره باید عشق محبت ازیکی دیگه گدایی کنم .چیزی مصرف میکنه.باهمه اینا یکسره قور میزن بددهنی میکن به ادم .خسته شدم از زندگی کم آوردم داغونم بعضیا وقتا دوس دارم فرار کنم برم نباشم بعد میبینم مشکلاتم بیشتر میشه .خیلی احتیاج به کمک دارم

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  مریم

سلام دوست عزیز؛ توصیه میکنم هرچی زودتر از یک روانشناس فردی برای درمان افسردگی و مسایل خانوادگی تون کمک بگیرید. اول بخاطر خودتون بعد بخاطر فرزندانتون.

ممد
5 ماه قبل

سلام من در ازمون سلامت روان مدرسمون شرکت کردم و حال روحیم رو وارد کردم و مشاورمون بهم گف ک علایم افسردگی شدید دارم خوب راستش من میدونم و واقعا دارم دیوونه میشم از این افکار دلم میخواد بهش بگم ک کمکم کنه خیلیم خواست کمکم کنه ولی همکاری نکردم الان بعد یک ماه میخام باش حرف بزنم ولی خوب نمیدونم مشکلم چیه اگ میشه کمکم کنبن

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  ممد

سلام دوست عزیز: چه با ایشون چه با هر مشاور و روانشناسی صحبت کنید بایستی با صداقت از حال و احساسات و هیجانات و موضوعاتی که زندگی عادی شما رو دچار مشکل کرده صحبت کنید.

فاطمه
5 ماه قبل

سلام. من دختری هستم ۲۱ ساله ک ۲ساله توی رابطه جدی بودم اما اخیرا طرف مقابلم بهم بی توجهی میکنه و دیر به دیر پیگیر احوالمه وقتی دلیل میپرسم میگه مشغله کاریه و با این چنین رفتارهاش ناراحتم میکنه وقتی هم میگم جدا بشیم قبول نمیکنه. جدیدا هم زندگی مستقلم رو شروع کردم و واقعا احساس تنهایی میکنم و تو کارام تمرکز کافی ندارم. چیکار کنم بنظرتون؟

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  فاطمه

سلام دوست عزیز؛ برای اینکه هم کیفیت رابطه تون رو بررسی کنید و هم خُلق و حال خودتون رو بررسی کنید حتما از روانشناس کمک بگیرید.

آرزو
5 ماه قبل

سلام شوهرم دوماه باخانمی توفضای مجازی رابطه داشته بعدش خودش قطع ارتباط کرده وبه من گفته کلی پشیمون وجبران کرده وقسم ک تکرارنشه ولی من نمیتونم ببخشمش کمکم کنید

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  آرزو

سلام دوست عزیز؛ کاملا قابل درک هست که بخشیدن و کنار اومدن ساده نیست چرا که شما علاوه به ضربه روحی که تجربه کردید بیشتر نگران آینده رابطه تون هستید. برای اینکه این نگرانی ها رو بررسی کنید و بتونین شرایط رو به فضای اعتماد و رابطه غنی تر ببرید، حتما از روانشناس زوج درمانگر کمک بگیرید.

س ب
5 ماه قبل

سلام من عاشق کسی هستم که قراربودباهم ازدواج کنیم اما اطرافیانم مجبورم کردن من باکسی دیگرازدواج کنم الان خیلی حالم بده ومیخوام خودکشی کنم اگه میشه زودتر کمکم کنید وجواب بدید

Last edited 5 ماه قبل by س ب
تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  س ب

سلام دوست عزیز؛ حتما و حتما با یک روانشناس و یا روانپزشک تماس بگیرید و مساله رو درمیان بگذارید. حتما راه نجاتی وجود داره.

نازنین محمدی
5 ماه قبل

سلام
اممم راستش پدر مادر من از همون بچگی که یادمه همیشه تو خونمون دعوا داشتیم،دعواهای شدید و کتک و اینا..چند باری هم مادرم میخاست طلاق بگیره که خونواده های پدر مادر نزاشتن و اشتیشون دادن و اینا..
حدودای ۴ سال پیش که پدر مادرم دعواشون شد و پدرم به ما گف که بریم از این خونه،من و مامانم و برادرم رفتیم خونه مادر بزرگم و یک سالی اونجا بودیم،توی این مدت مادرم با یه مرد دیگه در ارتباط بود و خب فکر میکنم واقعا عاشقش بود و دوسش داشت.
ولی من این وسط،رفتم به پدرم گفتم که مادرم خیانت کرده و همه چیززز بدتر شد،واقعا نمیدونم چرا اون کارو کردم…از خودم متنفر شدم و هستم و فکر می‌کنم اگه نمیگفتم خیلی بهتر بود،(توی تابستون طلاق گرفتن)،پدرم هم از بچگی خیلییی سختی کشیده تو زندگیش،حس میکنم حتی اگه ذره ای هم مادرمو دوس نداشت ولی وقتی بهش گفتم حالش خیلی بدتر شده و خیلی شکسته و غمگینه..مواد مخدر هم مصرف میکنه خیلی وقته،البته الان داره ترک میکنه،ولی من الان نمیدونم چیکارکنم،پدرم خیلی حال روحی و جسمیش بده،نمیدونم چیکار کنم..
میدونم که همه اینا تقصیر منه،فقط خواستم با یکی صحبت کنم و راهنماییم کنه که توی این لحظه بهترین کار چیه:)

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل

سلام دوست عزیز؛ نمیدونم چندسالتونه و در چه شرایطی هستین؟ واقعیت اینه که شما باعث تموم این مشکلات نیستین. شما در اعتیاد پدرتون و مشکلات و سختی هاش نقش نداشتین. شما در مشکلات ارتباطی و دعواهای گذشته والدینتون که مقصر نیستین. شما دلیل حال روحی بد اونا نیستین.همانطور که گفتین پیش از بازگو کردن شما، این مشکلات وجود داشته و پیش از این هم تا پای جدایی پیش رفته اند. شرایط والدین شما به وسیله زنجیره ای از مشکلات به اینجا رسیده. پس اینقدر خودتونو سرزنش نکنید.

حمید
6 ماه قبل

چند سال تو ذهنم ماجراها و دعوا توی ذهنم با افراد مختلف شکل میگیره شدید. مثلا یه ماشین اگر از کنارم رد بشه تو ذهنم باهاش دعواممی شه مثلا سر مسئله سرعت و… یکی اون می گه یکی من. شب ها از دست این موضوعات خواب ندارم عذاب می کشم هی دعوا میاد. روزه ها هم همین طور. حتی هی خاطره های گذشته میاد و تغذیه ای برای این دعوا می شه تو ذهنم و اعصابم خورد می شه همش. در زندگی عادی هم نمی تونم ار جامعه از حقم دفاع کنم و کمی ناملایمتی باشه. می ترسم. البته روزی دو تا فلوکس می خورم ولی فایده نداره.

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  حمید

سلام دوست عزیز؛ ضمن عذرخواهی بابت تاخبر در پاسخگویی، توصیه میکنم حتما از روانشناس فردی کمک بگیرین تا به کمک ایشان بتوانید از شر این نشخوارهای فکری خلاص شوید. و مصرف دارو را حتما تحت نظر روانپزشک و روانشناس انجام دهید. و سرخود مصرف نکنید. داروتراپی کنار مشاوره روانشناسی موثر تر است.

رامین
6 ماه قبل

سلام رفیق
نه افسردم نه هیچ
شغل مورد علاقم رو دارم
درامدم خفن نیست ولی مشکلی هم ندارم
فقط یچیز خیلی اذیتم میکنه داره دیوانم میکنه
اونم اینه ک واقعا نمیدونم چی میخوام یا از چی خوشم میاد نمیدونم از چی هم بدم میاد اصلا نمیدونم الان خوشحالم یا ناراحت یا …
همچی یجوریه دیگه , مدت زیادیه نمیدونم چه مرگمه نمیدونم باس پیش روان پزشک برم یا روان شناس …

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  رامین

سلام دوست عزیز؛ پیش روانشناس فردی یا روان تحلیلگر

راحیل
6 ماه قبل

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
من ۱۱ سالمه
من رابطه ی به شدت بدی با پدرم دارم ک اون رابطه ی بد الان باعث بروز مشکلات عاطفی شده برام!
من قبلاً دوست مجازی داشتم و ۲بار هم با دوتا پسر رل زدم ک اون اولا فقط برام سخت بود
البته ۳بار مچمو گرفتن
وضع مالی مون هم خوبع نه زیاد پولداریم نه نیازمند خداروشکر برای من کم و کسری نداشتن
من رفتم پیش یه مشاور حضوری
من که حرفامو زدم به مامانم گفته بود من باور نمیکنم ک دخترتون ۱۱ سالشه احساس کردم دارم با یک جوان ۲۰ ساله نا پخته صحبت میکنم
خوشبختانه بعد رفتن به پیش یه مشاور افکار خودکشی از سرم پرید
من خیلی قبلنا فلسفه می‌خوندم و الان یه سری تفکرات دارم ک ی آدم عادی نمیتونه درک کنه
از این ک بگذریم من به ی پوچی رسیدم
یه سری علایم هست ک نزدیک چند هفته است ک دارم:
یه حس عجیبتر اینه که احساس میکنم ما توی یک بازی هستیم و یکی داره کنترلمون می‌کنه و این فقط یه حس نیست با تمام وجودم احساس میکنم دارم کنترل میشم توسط یکی و ما یعنی تمام بشریت فقط شخصیت مجازی هستیم و اصلا وجود خارجی نداریم و خلاصه تر بگم اعتقادی به این دنیا ندارم و احساس میکنم این دنیا همش یه خوابه و همش دروغه و واقعی نیست. شایدم توی یک کتاب باشیم شایدم تو یه برد کامپیوتر باشیم
سریع عصبانی میشم سر چیزای خیلی کوچیک
به پوچی رسیدم نسبت به همه چی
عادت خوابم فرق کرده یعنی بعضی وقتا پرخوابم بعضی وقتا کم خواب
احساس خستگی مکرر
افکار مرگ و خودکشی
بی حسی نسبت به هرچیزی
لذت بردن از تنهایی
کم شدن اعتماد به نفس
از دست دادن قدرت اراده و احساس ناتوانی
طراحی با مفهوم اعتیاد و تنهایی و ناراحتی و غم
پر اشتهایی
بی انگیزه بودن
علاقه پیدا کردن به شخصیت های شرور و علاقه پیدا کردن به رنگ مشکی
کم شدن تفریح در مدرسه
کم شدن علاقه به همنشینی با دوستان و صحبت با دوستان
احساس تنها بودن در دنیا
واکنش غمگین در فضای مجازی
بی اعصاب شدن
ترس از تاریکی
افکار خودکشی و آرزوی مرگ
این علایمی ک بالا گفتم علایمی بودن ک غیر عادی بودن و در خودم مشاهده کردم
و یک چیز دیگه
من همیشه غمگین نیستم یعنی بعضی وقتا خیلی خوشحالم و شادم میشه گفت نصف بیشتر روز بی حالی و بی حسی دارم
ممکنه اینا از افسردگی باشه ؟
نیاز هست به مشاور دوباره مراجعه کنم؟
و اگه برم به نظرتون چ روش درمانی رو پیشنهاد میده؟
چون دفعه ی قبل ک رفتم گفت سبک زندگیتو عوض کن اینا و معمولا این روش درمان برای افسردگی شدید پیشنهاد میشه
توروخدا کمکم کنید نمیدونم چیکار کنم دارم روانی میشم

تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  راحیل

سلام دوست عزیز؛ توصیه اکید میکنم از یک روانشناس فردی حاذق کمک بگیرید و ممکنه کنار جلسات مشاوره،نیاز باشه برای تسریع روند بهبود از روانپزشک هم کمک بگیرید.که البته تشخیص زمانش به عهده مشاورتون هست.

راحیل
6 ماه قبل

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
من ۱۱ سالمه
من رابطه ی به شدت بدی با پدرم دارم ک اون رابطه ی بد الان باعث بروز مشکلات عاطفی شده برام!
من قبلاً دوست مجازی داشتم و ۲بار هم با دوتا پسر رل زدم ک اون اولا فقط برام سخت بود
البته ۳بار مچمو گرفتن
وضع مالی مون هم خوبع نه زیاد پولداریم نه نیازمند خداروشکر برای من کم و کسری نداشتن
من رفتم پیش یه مشاور حضوری
من که حرفامو زدم به مامانم گفته بود من باور نمیکنم ک دخترتون ۱۱ سالشه احساس کردم دارم با یک جوان ۲۰ ساله نا پخته صحبت میکنم
خوشبختانه بعد رفتن به پیش یه مشاور افکار خودکشی از سرم پرید
من خیلی قبلنا فلسفه می‌خوندم و الان یه سری تفکرات دارم ک ی آدم عادی نمیتونه درک کنه
از این ک بگذریم من به ی پوچی رسیدم
یه سری علایم هست ک نزدیک چند هفته است ک دارم:
یه حس عجیبتر اینه که احساس میکنم ما توی یک بازی هستیم و یکی داره کنترلمون می‌کنه و این فقط یه حس نیست با تمام وجودم احساس میکنم دارم کنترل میشم توسط یکی و ما یعنی تمام بشریت فقط شخصیت مجازی هستیم و اصلا وجود خارجی نداریم و خلاصه تر بگم اعتقادی به این دنیا ندارم و احساس میکنم این دنیا همش یه خوابه و همش دروغه و واقعی نیست. شایدم توی یک کتاب باشیم شایدم تو یه برد کامپیوتر باشیم
سریع عصبانی میشم سر چیزای خیلی کوچیک
به پوچی رسیدم نسبت به همه چی
عادت خوابم فرق کرده یعنی بعضی وقتا پرخوابم بعضی وقتا کم خواب
احساس خستگی مکرر
افکار مرگ و خودکشی
بی حسی نسبت به هرچیزی
لذت بردن از تنهایی
کم شدن اعتماد به نفس
از دست دادن قدرت اراده و احساس ناتوانی
طراحی با مفهوم اعتیاد و تنهایی و ناراحتی و غم
پر اشتهایی
بی انگیزه بودن
علاقه پیدا کردن به شخصیت های شرور و علاقه پیدا کردن به رنگ مشکی
کم شدن تفریح در مدرسه
کم شدن علاقه به همنشینی با دوستان و صحبت با دوستان
احساس تنها بودن در دنیا
واکنش غمگین در فضای مجازی
بی اعصاب شدن
ترس از تاریکی
افکار خودکشی و آرزوی مرگ
این علایمی ک بالا گفتم علایمی بودن ک غیر عادی بودن و در خودم مشاهده کردم
و یک چیز دیگه
من همیشه غمگین نیستم یعنی بعضی وقتا خیلی خوشحالم و شادم میشه گفت نصف بیشتر روز بی حالی و بی حسی دارم
ممکنه اینا از افسردگی باشه ؟
نیاز هست به مشاور دوباره مراجعه کنم؟
و اگه برم به نظرتون چ روش درمانی رو پیشنهاد میده؟
چون دفعه ی قبل ک رفتم گفت سبک زندگیتو عوض کن اینا و معمولا این روش درمان برای افسردگی شدید پیشنهاد میشه
توروخدا کمکم کنید نمیدونم چیکار کنم دارم روانی میشم

Last edited 6 ماه قبل by راحیل
تیم محتوا روان آرام
5 ماه قبل
پاسخ به  راحیل

سلام دوست عزیز؛ توصیه اکید میکنم از یک روانشناس فردی حاذق کمک بگیرید و ممکنه کنار جلسات مشاوره،نیاز باشه برای تسریع روند بهبود از روانپزشک هم کمک بگیرید.که البته تشخیص زمانش به عهده مشاورتون هست.

محمد
6 ماه قبل

سلام خسته نباشید من یه افکارای منفی دارم که در گروه های که عضوم فحش مینویسم یا گوشیمو خاموش روشن میکنم این کارای که میکنم دست خودم نیست اگه انجامشون ندم دیوونه میشم
لطفا یه راه چاره بگید

تیم محتوا روان آرام
6 ماه قبل
پاسخ به  محمد

سلام دوست عزیز؛ توصیه میکنم حتما به روانشناس فردی مراجعه کنید.

پاسخگوی شما 9 الی 21

88216100 نوبت‌دهی مشاوره