۰۲۱-۸۸۲۱۶۱۰۰
کلینیک روانشناسی روان آرام مرکز مشاوره روان آرامخدمات مشاوره و روانشناسی
خانه مقالات گذشته همسر قبل از ازدواج
گذشته همسر قبل از ازدواج
خانواده

گذشته همسر قبل از ازدواج

گذشته همسر قبل از ازدواج

بیشتر افراد قبل از ازدواج سعی در فهمیدن گذشته طرف مقابل دارد و این امری طبیعی است که از گذشته تا به حال به ما رسیده است. ما به شما راهکار هایی ارائه می دهیم که به خوبی با گذشته همسر قبل از ازدواج و چنین شرایطی کنار بیایید. شما می توانید در این رابطه از کمک مشاور ازدواج استفاده کنید.

به دنبال گذشته همسر خود نباشید :

مطلع بودن از گذشته نه چندان خوب همسر ، بسیار می تواند ناراحت کننده باشد و به همین دلیل است که مشاوران ، به طور مکرر در جلسات مشاوره قبل از ازدواج ، توصیه می کنند در گذشته همسر قبل از ازدواج جست و جو نکنید چون باعث می شود آن گذشته مانند افکار مزاحم به طور متعدد بعد از ازدواج به ذهن فرد بیاید. در این مطلب شما را با روش هایی آشنا می کنیم تا بتوانید با استفاده از آن ها تصورات مزاحم درباره گذشته همسرتان را دور بریزید.

چگونگی برخورد با مشکل بزرگی به نام گذشته همسر قبل از ازدواج

آیا به گذشته همسرتان و روابط قدیمی اش خیلی فکر می کنید ؟ آیا این مساله که در گذشته شریک زندگی تان چه گذشته است بیش از حد برایتان مهم است ؟ آیا اینکه او قبلا کسی را دوست داشته یا در یک رابطه دیگری بوده است برای شما مثل یک تهدید به حساب می آید ؟ ممکن است دچار وسواس فکری شده باشید ؟ آیا درست است که در گذشته او کنکاش کنید و از او بخواهید که برایتان درباره روابط گذشته اش توضیح بدهد ؟ ‏چگونه می توان با گذشته همسر قبل از ازدواج برخورد کرد ؟

این را باید بدانید که تنها شما نیستید که چنین احساساتی دارید. تقریبا بیشتر آدم ها نسبت به گذشته کسی که با او در یک رابطه عاطفی و فعال قرار دارند حساس هستند و این برایشان مساله ای نگران کننده و اضطراب آور می باشد. این راهنمایی است که به شما کمک می کند از این افکار رها شوید و ارتباط بهتری بسازید. دلیل اینکه باید از این افکار رها شوید این است که اصولا این نگرانی ها بی مورد و اشتباه هستند .

گذشته همسر قبل از ازدواج

به گذشته همسرتان نیندیشید :

گذشته همسر قبل ازدواج و روابط قدیمی ، عمق و میزان عواطفی که وجود داشته به همان افراد گذشته ارتباط دارد و نه به شما. واقعیت این است که آدم ها به طور معمول با اولین انتخاب شان زندگی نمی کنند ، پس ممکن است روابطی دیگر را تجربه کرده باشند. اما این به معنای آن نیست که گذشته لزوما در زندگی فعلی شان اثر جدی داشته باشد و تهدید کننده به حساب بیاید .

داوری کردن درباره گذشته آدم ها و تلاش برای ذهن خوانی آن ها و اینکه آن ها اکنون چه تصوری می کنند کار عاقلانه ای نیست. این طور که به نظر می رسد برای رهایی از افکار باید از راه های دیگر وارد شوید.‏

ـ جدایی از فکر آنچه در زمان گذشته اتفاق افتاده است خیلی سخت و دشوار نیست. کافی است هر زمان که چنین افکاری به سراغ شما می آید فکرتان را به سمت موضوع دیگری هدایت کنید. شما حتی می توانید با فکر کردن به چیز های معمولی مثل لیست خرید روزانه از این فکر بیرون بیایید .

در واقع با پرت کردن حواس خودتان مانع از این می شوید که در این افکار غوطه بخورید و مدام به زوایای پنهان قضیه بپردازید. فکر های بدی به سراغتان می آید ؟ نفس عمیقی بکشید پاها را دراز کنید ، اجازه بدهید تا به جای افکار منفی آرامش به سراغتان بیاید.‏

ـ به این وضعیت ، که شما در آن قرار دارید حسادت به گذشته می گویند. آدم حسود در این شرایط به آدم ها یا اتفاقاتی که در گذشته افتاده است حسادت می کند .

فکر کردن مکرر شما به گذشته همسر قبل از ازدواج ، باعث احساس ناامنی ، ناراحتی ، خشم و پریشانی می شود یعنی تمام چیز هایی که یک آدم حسود احساس می کند. اما شما باید درک کنید که چیز هایی که در گذشته اتفاق افتاده اند لزوما ربطی به وضعیت الان شما  ندارند و تهدیدی برای رابطه به حساب نمی آیند .

به طور نرمال آدم ها جزئیات آنچه که در گذشته خود اتفاق افتاده است را فراموش می کنند و این یعنی شما در بسیاری از مواقع بی دلیل احساس عدم امنیت می کنید.‏

ـ این مشکل ، مشکل شماست که توانایی این را ندارید که از فکر گذشته قبل از ازدواج همسرتان رها شوید. بخاطر این مشکل نمی توانید همسرتان را بازخواست کنید .

همچنین او گذشته خودش را داشته و این چیزی است که واقعا ربط چندانی به شما ندارد . جست و جوی زیاد در گذشته او به شما حال خوبی نمی دهد و در واقع رابطه را هم تحت تاثیر قرار می دهد. یعنی دقیقا همان اتفاقی شکل می گیرد که شما بخاطر آن نگران هستید.‏

گذشته همسر قبل از ازدواج

راهکارهایی برای درک گذشته همسر قبل از ازدواج

علاوه بر این ، کنکاش و جست و جوی زیاد از همسرتان درباره گذشته اش این معنی را می دهد که شما اثر وجود خودتان را نسبت به دیگران کمتر می دانید.‏

ـ روی طرز فکر تان بیشتر کار کنید.

وقتی به طور متعدد خود را مشغول دیگری می کنید اعتماد به نفس و آرامش تان را از دست می دهید. شاید لازم باشد روی باورهایتان کار کنید. در بسیاری از موارد این تلاش برای کنکاش در گذشته دیگری برآمده از این دیدگاه است که دو نفر آدم بالغ باید با هم صادق باشند و همه چیز را بدانند. ‏

حال طرف مقابل شما همه چیز را درباره گذشته اش به شما گفته است هرچند که لازم نبوده همه چیز را با جزئیات بیان کند و شما همه چیز را می دانید .

حالا چه اتفاقی افتاده است برای شما جز این که شما دچار بی ثباتی شده اید ؟ علاوه براین شما باید قبول کنید که بیشتر افراد چنین تجربه ای داشته اند و واقعا هیچ اتفاق عجیب و بدی به وجود نیامده است. ‏

ـ به فکر رابطه خودتان باشید.

واقعیت را قبول کنید شما به آنچه در گذشته اتفاق افتاده و تجربه های شریک زندگی تان حسادت می کنید. اینکه او یک زمانی فرد دیگری را دوست داشته است ، لحظات خوشی را با آن شخص تجربه کرده و کاری را با آدم دیگری انجام داده شما را ناراحت می کند. بهترین راه برای رهایی از این نوع حسادت ها و افکار وسواسی روی رابطه خودتان کار کنید. تجربه های مختلف خودتان را داشته باشید .

هر دوی شما صرف نظر از اینکه چه چیزی را از سر گذرانده اید اکنون در کنار هم هستید. یادتان باشد اگر چیز خوشایندی هم در گذشته همسر قبل از ازدواج وجود داشته اکنون دیگر به پایان رسیده است ، حتی اگر طعم شیرینی داشته یا خاطره اش به جا مانده باشد. وجود خاطره ای محو یا روشن از یک رابطه در گذشته به معنای آن نیست که آدم ها در خاطراتشان متوقف شده اند. در یک رابطه سالم او حتما بیشتر به آنچه که اکنون در جریان است توجه می کند تا آنچه هر روز دورتر و دورتر می شود.‏

ـ گذشته قبل ازدواج همسرتان چیزی است که او را می سازد مگر اینکه او همین دیشب به دنیا آمده باشد.

فقط مقداری به گذشته خودتان فکر کنید. چه چیزهایی در آن وجود داشته ؟ آیا جز این است که مهم ترین اثر آن این بوده که شخصیت کنونی شما را به وجود آورده است ؟ هر آدمی داستانی در گذشته اش داشته و مجبور به پاسخگویی درباره آنها نمی باشد. کمی عمیق تر و معنادار تر فکر کنید این مسیری است که باید طی می شد تا امروز شکل بگیرد. یک آدم چرا باید بخاطر تجربه های گذشته اش ؛ خوب یا بد ، پاسخگوی دیگران باشد

چند نکته کلیدی

 ـ خودتان را بیشتر از قبل دوست داشته باشید.

به جای اینکه همه سعی تان را بکنید تا دیگری را بیشتر دوست داشته باشید خودتان را دوست داشته باشید. در این صورت بخاطر آرامش و رضایت خودتان این افکار را به خود راه نمی دهید.‏

-فکرهای ترسناک را رها کنید

فکر های ترسناک و تلاش برای رسم گذشته ای که شما هیچ از آن نمی دانید را با فکر های مثبت برای رابطه ای که در آن هستید و آن را خوب می شناسید عوض کنید.‏

– از تحت فشار قرار دادن همسرتان خودداری کنید

در نظر داشته باشید پا فشاری ، تلاش و تهدید دیگری برای اینکه او گذشته اش را برایتان شرح بدهد ، متهم کردن به دروغگویی ، ایجاد فشار ، تحقیر رابطه ای که گذشته است و اشاره متعدد به گذشته او و شوخی کردن با خاطره ها همگی رفتاری خشونت آمیز هستند.‏

-اعتماد کنید

به کسی که احساس خوب خود را به شما نشان می دهد ، بارها به شما اطمینان خاطر داده است و از رابطه اش خوشحال است اطمینان کنید.‏

ـ با هجوم افکار منفی ذهنتان را فورا منحرف کنید.

یادتان باشد که احساسات بالاخره فروکش می کنند همان طور که اوج می گیرند. اجازه ندهید حسادت در شما بالا برود. احساس بدتان را از همان ابتدا متوقف کنید .

گذشته همسر قبل از ازدواج

آیا گذشته خود را به همسرم بگویم یا خیر ؟

مسئله ی مهم در این مواقع این است که در رابطه ی فعلی چه چیزهایی را باید و چه چیز هایی را نباید منعکس کرد ؟ به خصوص این سوال برای خانم ها پیش می آید که آیا باید رابطه قبلی خود را به طرف مقابل بگویند یا نه ؟

در موضوعی چون ازدواج آنچه که برای خانم ها ناراحت کننده به نظر می رسد ، با آنچه برای آقایان آزار رسان است کمی متفاوت و پیچیده تر است. چیزی که در بیشتر مواقع برای خانم ها اهمیت بسیار دارد این است که آقا در رابطه ی قبلی خود طرد نشده باشد. برای مثال از خانمی خواستگاری کرده و جواب منفی شنیده باشد. یا اگر نامزدی داشته ، طرف مقابل رابطه را پایان داده باشد. در واقع خانم نگران وجود عشقی است که در دل مرد باقی مانده باشد. این مسئله حتی ممکن است بیشتر از رابطه ی جنسی معمول برای یک خانم اهمیت داشته باشد .

در مقابل برای بیشتر آقایان موضوع متفاوت است و آن چه برایشان در مورد گذشته همسر قبل از ازدواج و روابط قبلی خانم مهم تر است ، مسئله ی رابطه ی جنسی است. جالب این است که در همه جای دنیا مسئله به همین صورت است. هرچند که راستگویی در برخی مواقع به ضرر افراد تمام می شود ، اما جزو الزامات ازدواج است و در دراز مدت باعث تضمین سلامتی رابطه می شود. البته لازم به ذکر است که صداقت با ساده لوحی فرق دارد. در ضمن کسی که دروغ می گوید ، نمی تواند به سادگی به دیگران اعتماد کند ، چون بر این تصور است که دیگران هم مثل او دروغ می گویند.

 

4.6/5 - (478 امتیاز)
اولین نفری باشید که امتیاز می‌دهد
این مطلب برایت مفید بود؟با یک انتخاب کوچک کمک کن مطالب بهتری بنویسیم.
اشتراک با کسی که لازمش دارد:

نظرات، پرسش و پاسخ

دیدگاه، تجربه یا پرسش خود درباره‌ی این مقاله را بنویسید؛ کارشناسان روان آرام پاسخ می‌دهند.

دیدگاه، پرسش یا تجربه‌ی خود را بنویسید

شماره شما نمایش داده نمی‌شود و فقط برای اطلاع‌رسانی به شما استفاده می‌شود.

۱۵۷ دیدگاه

  1. علی 12 اردیبهشت 1405

    سلام من خانومم بااینکه قبل از ازدواج همه چیزو به من گفته بود الان باوجود داشتن دوتا بچه دارم عذاب میکشم.شمارو بخدا کمکم کنید

    1. الهه 23 تیر 1405
      در پاسخ به علی

      اقای محترم اولا خانومتون میتونست نگه و خیلی خوبه که صداقت داشته دوما شما دوتا بچه داری تازه یادت افتاده اینجور ک فکرم میکنید زندگی تا ابد نیست ک سر هرچیزی خودتونو عذاب بدید یکم به خودتون بیاید

  2. Fatii 2 اسفند 1403

    سلام من ۱۸ سالمه ۵ ماهه عروسی کردم فهمیدم ک شوهرم قبل از من زن صیغه ای داشته و رابطه داشته من چیکار کنم خیلی اذیت میشم همیشه بهش فکر میکنم چیکار کنم

    1. فرهاد 6 فروردین 1404
      در پاسخ به Fatii

      واقعا واقعا سخته این افکار مغز استخونه آدمو میخوره زندگی تلخ میشه

  3. امیر جلال 27 بهمن 1403

    سلام
    این مساله بن مایه های روانشناختی و فرهنگی داره، به راحتی نمیشه پاسخ داد باید ابعاد آن بطور دقیق مشخص شود و بعد تصمیم گیری صورت بگیرد.

  4. ....... 13 دی 1403

    لطفا به فکر عشق و حال دوران مجردی نباشید به فکر سلامتتون هم باشید خیلی بیماری ها از رابطه جنسی منتقل میشه من خودم اولین رابطم با شوهرم بوده اما شوهرم بای یکی چند باری رابطه جنسی داشته الا خیلی ذهنم درگیره اول بهم نگفته الان بعد ۵ سال با ۲ تا بچه گفته ترسم از اینه که خدایی نکرده ایدز نگرفته باشیم بماند که دیگه ن خواب دارم ن چیزی همش زهنم درگیری دار بخدا دارم میمیرم کاش اصلا ازدواج نمی کردم

    1. سعید 29 دی 1403
      در پاسخ به .......

      برو آزمایش بده

    2. فرهاد 6 فروردین 1404
      در پاسخ به .......

      سخت تر از این توی دنیا وجود نداره که با هزارو یک امیدو آرزو با کسی ازدواج کنی که قسمتهای مهم از جسم و روحش که حق توعه مال توعه سهم توعه دست خورده ینفر دیگه بوده

  5. مونا 12 آبان 1403

    سلام وقت بخیر دوستان لطفا راهنمایی کنید من دوساله که ازدواج کردم همسرم هم دوران نامزدی هم متاهلی خیلی مهربون و همسر عالیه ایی اوایل دوستیمون بهم گفت که جوونیاش عاشق یه دختری بودو نشده فلان منم قبول کردمو تمام یه مدت بعد از عقدمون فهمیدم جدا از اون دختری که جوونیاش دوس داشته با دخترخالش ۲ ماه صحبت میکرده یعنی میخاستن بگیرن براش ایشونو و این بهم خورده دقیقا سه چهار ماه قبل از آشنایی ما . حالا من اون اولیو ول کردم بلاخره هرکس عشق اولی داشته با این دخترخالش کنار نمیام چون خودش گف میخاستن براش بگیرن ینی خانوادگی بعد بهم خورده من شک دارم ک بهم خورده یا دختره بهم زده چون اصولا شما دوماه با یکی تو رابطه ایی ینی ک از طرف خوشت میاد دیگه؟ولی همسرم میگ من نمیخاستم خودمم تموم کردم ولی وقتی دخترخالش ازدواج کرد من حس کردم همسرم ناراحت شد و همیشه حس میکنم ک ایشونو میخاست و اصلا سمت من اومد واسه حسودیه دخترخالش تا برگرده بهش واقعا نمیدونم چیکار کنم

  6. اسی 9 مهر 1403

    سلام من از یه دختر خوشم میاد خیلی نزیک به ۲ سال میشه با هم هستیم ولی گذشته طر فو تازگی می دونم ک تقربا رابطه جنسی داشته با یکی از دوست های قدیمی من
    و الانم دختر رو خیلی دوست دارم نمی دونم ازش دست بکشم و خیلی پشیمان هستن میگه او موقع عقلم کامل نبوده و چی و چی
    باید چکار کنم من حالا؟

    1. علی 15 آبان 1403
      در پاسخ به اسی

      رهایش کن

      1. کورش 16 دی 1403
        در پاسخ به علی

        ببینید من با خیلیی از جوامع سروکار داشتم (کمونیستها ،یهودی ها،مسیحی ها ووو)اینویاد گرفتم ک ادمهاتغییر نمیکنند فقط رویه شون عوض میشه خاهشان اینو بدونید گذشته ادمها مهمه.این گذشته ماست ک الان مارو میسازه. طرف هر قلتی دلش بخاد انجام میده بعدش اسمشو میزاره بعدشم میخاد با قسم و قران خودشو مظلوم جلوه بده(این زنی رو ک انتخاب میکنید اول بعنوان خانمتون بهش نگاه کنید بعد بعنوان مادر بچه هاتون)

      2. کورش 16 دی 1403
        در پاسخ به علی

        و باید بگم متاسفانه طبق امار .خیانت مردها از زنان بیشتره.

    2. بهزاد 23 آبان 1404
      در پاسخ به اسی

      اگر واقعا دوستش داری ترک کردنش خیلی برایت آزاردهنده تر خواهد شد چون اینطوری عشقتو با دست خودت میدی دست کسی دیگه،مطمئن باش بدون شوهر نمیمونه و مثل همه ی دخترها ازدواج می‌کنه.این چیز طبیعیه بهتره خودمون رو گول نزنیم هیچ جا غیر چیزی که میگی پیدا نمیشه خودتو اذیت نده

    3. مجتبب 29 تیر 1405
      در پاسخ به اسی

      بنظرم بخیالش شو ، تو زندگی عشق و عاشقی که سرد بشه ، از سرت بپره افکار منفی و چهره دوستت میاد تو ذهنت ، زندگی برات زهرمار میشه

  7. رامین 27 شهریور 1403

    سلام
    سال ۸۱با خانمم نامزد کردم
    همون موقع گفت که ده شب با شوهر سابقش بوده چون ناراحتی کلیه داشته باکرگیش زیاد آسیب ندیده در واقع باهش ازدواج کردم باکره بودالان با گذشت این همه سال رابطه قبلیش آزارم میده مخصوصآ وقتی شوهر سابقش رو میبینم

    1. منصوره فرهادیمشاور روان آرام 7 آبان 1403
      در پاسخ به رامین

      سلام دوست عزیز؛ با چالشی که نمیتونید کنار بیاید و احتمالا روی رابطه تون تاثیر منفی هم میگذاره، حتما به روانشناس مراجعه کنید و این مساله رو برای خودتون یکبار برای همیشه حل کنید.

    2. بهزاد 23 آبان 1404
      در پاسخ به رامین

      سلام.دوست عزیز به هیچ عنوان اهمیت نده، باتوجه به جامعه ی ما مطمئن باش اون هم بیشتر از تو داره خودش آزار میده،پیغمبر خدا از 13 تا زنش 12 تاش باکره نبودن و بیوه بودن فقط یکیش باکره بود شما که حالا آدم معمولی هستین.اهمیت نده دوست عزیز

  8. احمد 21 شهریور 1403

    من بعد از زندگی اولم با دختری دوست و سپس وارد رابطه شدیم.
    اما قبلش گفت که رابطه جنسی داشته حتی تعداد روابط و‌مدتشان را هم گفت.
    از طرفی دوسش دارم از طرفی نمیتونم با لین قضیه کنار بیام.
    هر جایی و‌هر کسی هم که آشنا میشی قبلا رابطه داشته و دیگه خانم بی رابطه انگار وجود نداره!!!!
    نمیدونم با این قضیه چطور کنار بیام

    1. مملی 2 مهر 1403
      در پاسخ به احمد

      داداش ی نگاه ب گذشته و دوران جوانی و حتی قبل تر خودت بینداز و قضاوت کن
      اری درست میفرمایید دختر بی رابطه خیلی کم وجود داره ولی شما دنبال کسی باش ک همون بار اول حساب کار دستش اومده و ادامه نداده ، یعنی دختری ک کمتر رابطه و حتی یکبار داشته است

      1. سروش 6 آذر 1403
        در پاسخ به مملی

        مملی عزیز چرا باید کسی با کسی که میدونه نمیخوادش رابطه داشته باشه خودشو خراب کنه واسه کسی که میدونه آخرم مثل دستمال دورش بندازه.دختری یا پسری که ارزشی واسه خودش و خانوادش قائل نباشه دوست داره هوس باشه واسه بقیه.امثال شما زیاد هستن دنبال جا انداختن این هزرگی ها واسه راحتی رابطه خودشون.کسی اگه واقعا کسی رو بخواد رابطه هم برقرار میکنه طرفم نگه میداری نه اینکه دست خوردش کنه فردا هزارتا تنه و تیکه و بی اعتمادی به طرف داشته باشه.بس کنید این پرورش هرزگی رو.تو خود اروپا اینجوری طرف راحت این کار رو انجام نمیده.با کلاسی مدرنیته و آپدیت بودن رو از کتاب خوانی و آموزش های دیگه نشئت میگیره یه هرزگی

    2. فرهاد 1 آبان 1404
      در پاسخ به احمد

      راهکارها و روشهایی که متخصصان میگن برای رهایی از افکار گذشته همسر همش قابل احترامه… ولی بخدا قسم در عمل خیلی خیلی سخته زندگی به کام آدم تلخ میشه…. با گذشته ناپاک ازدواج نکنید تماااااااام….

      1. مسی 15 تیر 1405
        در پاسخ به فرهاد

        واقعا راست میگه من خودم تو زندگی ام تجربه دارم هیچوقت به دختر یا پسری که به گذشتش اعتماد ندارید ازدواج نکنید چون بعد ازدواج واقعا مثل سم میکشتت

    3. بهزاد 23 آبان 1404
      در پاسخ به احمد

      افکار خودتو آزاد کن و بقول خودت هیچ جا وجود نداره دختری بدون رابطه پس خودمون رو گول نزنیم .از زندگیت لذت ببر.دلیل این اذیت شدن این هستش که واقعا عاشق اون دختر خانوم هستی وگرنه همچین حسی با اینکه اشتباهه ولی فقط برای عاشق ها اتفاق میوفته و به همه چی حساسیت نشون میدن.زندگیتو باهاش بساز و لذت ببر عزیز

  9. سودابه محمدی 20 شهریور 1403

    سلام من۱۵ ساله ازدواج کردم دوتابچه دارم ازروز اول باشوهرم دعوا داشتیم به خاطر اینکه قبل ازدواج بادختران فراوانی دوست بود حالا بعد ازدواج بادوست دختر قبلیش که به من می گفت اینا ازهمشون بیشتر دوست داشتم وبارها دیدم وقتی چش توچش میشن می خندن به هم ولی هروقت من گفتم توهنوزم اینا دوست داری دعوامون می شه ومن به خاطر بچه هام کوتا آمدم ولی جدیدن یه خونه گرفته کنار خونه مامانش ومن هر وقت این خانم رامی بینم حالم بد می شه وباید باهم دعوا کنیم من واقعا نمی دونستم خونه مامانش اینجاست ولی اقا میدونست وقتی فهمیدم گفتم بیا خونه رابفروش نریم آنجا ولی نفروخت همش تا یه چیزی میگم قسم می خوره یا باید دعوا کنیم واقعآ دیگه خسته شدم لطفا راهنمایی کنید

    1. بهزاد 23 آبان 1404
      در پاسخ به سودابه محمدی

      سلام.از حرفاتون مشخصه همه رو احتمالات حرف میزنید پس زندگی خودتون رو سخت نکنید برای همدیگه و مشا با دست خودتون دارید شوهرتون رو هل میدید به سمت کسی دیگه.بهتره با عشقتون بهش مسیر رو درست کنی. البته اگر حرفایی که زدین براتون اثبات یقین شده باشه

  10. محمد علی 16 شهریور 1403

    الان ۱۲ ساله با همسرم که مطلقه بود و ۵ سال با فرد دیگه ای ازدواج کرده بود ازدواج کردم از اولش رابطه جنسی رو خیلی جدی به خانومم گفتم که برام مهمه ولی اون اصلا براش مهم نیست و خیلی خیلی سرمزاجه چند وقته بهش گفتم چرا تو این سالها با من سردی و رابطه جنسی رو دوست نداری گفت ۵ سال تا حد مرگ رابطه جنسی داشتم نتیحش شد طلاق الان دیگه نمیخواستم نتیجه اشبد بشه یعنی من پاسوز زندگی قبلی شدم و تو این همه سال یه جورایی بهم دروغ میگفت که من سکس بلد نیستم حالا من موندم با این همه سال حسرت که جوونیم پای زنی رفت که اصلا نتونستم ازش لذتی ببرم

    1. حسین 25 بهمن 1403
      در پاسخ به محمد علی

      ولش کن تا بره دنبال زندگیش تو هم خودتو زندگیت نزار پای این این دیگه درست نمیشه درست هم بشه اون چیزی که تو میخای نمیشه ولش کن حرف روان پزشک هم بیخوده زمان درستش میکنه واین حرفا چیزی که مغزه آدمو درگیر خودش کرد درست نمیشه

  11. ماریا 16 شهریور 1403

    من ۵ ساله ازدواج کردم یک سال بعد از ازدواجمون فهمیدم همسرم با زن عموی ناتنی خودش چند سال پیش رابطه جنسی داشته بد تر از اون تو دوران دوستیمون هم با خواهرم که یه آدم مریض روانیه هم رابطه جنسی داشته ،بماند گذشته که چقد شلوغ بوده ولی تنها زنی که تونسته دلش رو ببره هم از نظر ظاهری هم نداشتن رابطه جنسی در گذشته من بودم بخاطر همین با من ازدواج کرد، حالا شما بگید زن عموی ناتنیشو رو حضم کنم یا خواهر خودمو…

امروز حالت چطوره؟