گذشته همسر قبل از ازدواج
بیشتر افراد قبل از ازدواج سعی در فهمیدن گذشته طرف مقابل دارد و این امری طبیعی است که از گذشته تا به حال به ما رسیده است. ما به شما راهکار هایی ارائه می دهیم که به خوبی با گذشته همسر قبل از ازدواج و چنین شرایطی کنار بیایید. شما می توانید در این رابطه از کمک مشاور ازدواج استفاده کنید.
به دنبال گذشته همسر خود نباشید :
مطلع بودن از گذشته نه چندان خوب همسر ، بسیار می تواند ناراحت کننده باشد و به همین دلیل است که مشاوران ، به طور مکرر در جلسات مشاوره قبل از ازدواج ، توصیه می کنند در گذشته همسر قبل از ازدواج جست و جو نکنید چون باعث می شود آن گذشته مانند افکار مزاحم به طور متعدد بعد از ازدواج به ذهن فرد بیاید. در این مطلب شما را با روش هایی آشنا می کنیم تا بتوانید با استفاده از آن ها تصورات مزاحم درباره گذشته همسرتان را دور بریزید.
چگونگی برخورد با مشکل بزرگی به نام گذشته همسر قبل از ازدواج
آیا به گذشته همسرتان و روابط قدیمی اش خیلی فکر می کنید ؟ آیا این مساله که در گذشته شریک زندگی تان چه گذشته است بیش از حد برایتان مهم است ؟ آیا اینکه او قبلا کسی را دوست داشته یا در یک رابطه دیگری بوده است برای شما مثل یک تهدید به حساب می آید ؟ ممکن است دچار وسواس فکری شده باشید ؟ آیا درست است که در گذشته او کنکاش کنید و از او بخواهید که برایتان درباره روابط گذشته اش توضیح بدهد ؟ چگونه می توان با گذشته همسر قبل از ازدواج برخورد کرد ؟
این را باید بدانید که تنها شما نیستید که چنین احساساتی دارید. تقریبا بیشتر آدم ها نسبت به گذشته کسی که با او در یک رابطه عاطفی و فعال قرار دارند حساس هستند و این برایشان مساله ای نگران کننده و اضطراب آور می باشد. این راهنمایی است که به شما کمک می کند از این افکار رها شوید و ارتباط بهتری بسازید. دلیل اینکه باید از این افکار رها شوید این است که اصولا این نگرانی ها بی مورد و اشتباه هستند .

به گذشته همسرتان نیندیشید :
گذشته همسر قبل ازدواج و روابط قدیمی ، عمق و میزان عواطفی که وجود داشته به همان افراد گذشته ارتباط دارد و نه به شما. واقعیت این است که آدم ها به طور معمول با اولین انتخاب شان زندگی نمی کنند ، پس ممکن است روابطی دیگر را تجربه کرده باشند. اما این به معنای آن نیست که گذشته لزوما در زندگی فعلی شان اثر جدی داشته باشد و تهدید کننده به حساب بیاید .
داوری کردن درباره گذشته آدم ها و تلاش برای ذهن خوانی آن ها و اینکه آن ها اکنون چه تصوری می کنند کار عاقلانه ای نیست. این طور که به نظر می رسد برای رهایی از افکار باید از راه های دیگر وارد شوید.
ـ جدایی از فکر آنچه در زمان گذشته اتفاق افتاده است خیلی سخت و دشوار نیست. کافی است هر زمان که چنین افکاری به سراغ شما می آید فکرتان را به سمت موضوع دیگری هدایت کنید. شما حتی می توانید با فکر کردن به چیز های معمولی مثل لیست خرید روزانه از این فکر بیرون بیایید .
در واقع با پرت کردن حواس خودتان مانع از این می شوید که در این افکار غوطه بخورید و مدام به زوایای پنهان قضیه بپردازید. فکر های بدی به سراغتان می آید ؟ نفس عمیقی بکشید پاها را دراز کنید ، اجازه بدهید تا به جای افکار منفی آرامش به سراغتان بیاید.
ـ به این وضعیت ، که شما در آن قرار دارید حسادت به گذشته می گویند. آدم حسود در این شرایط به آدم ها یا اتفاقاتی که در گذشته افتاده است حسادت می کند .
فکر کردن مکرر شما به گذشته همسر قبل از ازدواج ، باعث احساس ناامنی ، ناراحتی ، خشم و پریشانی می شود یعنی تمام چیز هایی که یک آدم حسود احساس می کند. اما شما باید درک کنید که چیز هایی که در گذشته اتفاق افتاده اند لزوما ربطی به وضعیت الان شما ندارند و تهدیدی برای رابطه به حساب نمی آیند .
به طور نرمال آدم ها جزئیات آنچه که در گذشته خود اتفاق افتاده است را فراموش می کنند و این یعنی شما در بسیاری از مواقع بی دلیل احساس عدم امنیت می کنید.
ـ این مشکل ، مشکل شماست که توانایی این را ندارید که از فکر گذشته قبل از ازدواج همسرتان رها شوید. بخاطر این مشکل نمی توانید همسرتان را بازخواست کنید .
همچنین او گذشته خودش را داشته و این چیزی است که واقعا ربط چندانی به شما ندارد . جست و جوی زیاد در گذشته او به شما حال خوبی نمی دهد و در واقع رابطه را هم تحت تاثیر قرار می دهد. یعنی دقیقا همان اتفاقی شکل می گیرد که شما بخاطر آن نگران هستید.

راهکارهایی برای درک گذشته همسر قبل از ازدواج
علاوه بر این ، کنکاش و جست و جوی زیاد از همسرتان درباره گذشته اش این معنی را می دهد که شما اثر وجود خودتان را نسبت به دیگران کمتر می دانید.
ـ روی طرز فکر تان بیشتر کار کنید.
وقتی به طور متعدد خود را مشغول دیگری می کنید اعتماد به نفس و آرامش تان را از دست می دهید. شاید لازم باشد روی باورهایتان کار کنید. در بسیاری از موارد این تلاش برای کنکاش در گذشته دیگری برآمده از این دیدگاه است که دو نفر آدم بالغ باید با هم صادق باشند و همه چیز را بدانند.
حال طرف مقابل شما همه چیز را درباره گذشته اش به شما گفته است هرچند که لازم نبوده همه چیز را با جزئیات بیان کند و شما همه چیز را می دانید .
حالا چه اتفاقی افتاده است برای شما جز این که شما دچار بی ثباتی شده اید ؟ علاوه براین شما باید قبول کنید که بیشتر افراد چنین تجربه ای داشته اند و واقعا هیچ اتفاق عجیب و بدی به وجود نیامده است.
ـ به فکر رابطه خودتان باشید.
واقعیت را قبول کنید شما به آنچه در گذشته اتفاق افتاده و تجربه های شریک زندگی تان حسادت می کنید. اینکه او یک زمانی فرد دیگری را دوست داشته است ، لحظات خوشی را با آن شخص تجربه کرده و کاری را با آدم دیگری انجام داده شما را ناراحت می کند. بهترین راه برای رهایی از این نوع حسادت ها و افکار وسواسی روی رابطه خودتان کار کنید. تجربه های مختلف خودتان را داشته باشید .
هر دوی شما صرف نظر از اینکه چه چیزی را از سر گذرانده اید اکنون در کنار هم هستید. یادتان باشد اگر چیز خوشایندی هم در گذشته همسر قبل از ازدواج وجود داشته اکنون دیگر به پایان رسیده است ، حتی اگر طعم شیرینی داشته یا خاطره اش به جا مانده باشد. وجود خاطره ای محو یا روشن از یک رابطه در گذشته به معنای آن نیست که آدم ها در خاطراتشان متوقف شده اند. در یک رابطه سالم او حتما بیشتر به آنچه که اکنون در جریان است توجه می کند تا آنچه هر روز دورتر و دورتر می شود.
ـ گذشته قبل ازدواج همسرتان چیزی است که او را می سازد مگر اینکه او همین دیشب به دنیا آمده باشد.
فقط مقداری به گذشته خودتان فکر کنید. چه چیزهایی در آن وجود داشته ؟ آیا جز این است که مهم ترین اثر آن این بوده که شخصیت کنونی شما را به وجود آورده است ؟ هر آدمی داستانی در گذشته اش داشته و مجبور به پاسخگویی درباره آنها نمی باشد. کمی عمیق تر و معنادار تر فکر کنید این مسیری است که باید طی می شد تا امروز شکل بگیرد. یک آدم چرا باید بخاطر تجربه های گذشته اش ؛ خوب یا بد ، پاسخگوی دیگران باشد
چند نکته کلیدی
ـ خودتان را بیشتر از قبل دوست داشته باشید.
به جای اینکه همه سعی تان را بکنید تا دیگری را بیشتر دوست داشته باشید خودتان را دوست داشته باشید. در این صورت بخاطر آرامش و رضایت خودتان این افکار را به خود راه نمی دهید.
-فکرهای ترسناک را رها کنید
فکر های ترسناک و تلاش برای رسم گذشته ای که شما هیچ از آن نمی دانید را با فکر های مثبت برای رابطه ای که در آن هستید و آن را خوب می شناسید عوض کنید.
– از تحت فشار قرار دادن همسرتان خودداری کنید
در نظر داشته باشید پا فشاری ، تلاش و تهدید دیگری برای اینکه او گذشته اش را برایتان شرح بدهد ، متهم کردن به دروغگویی ، ایجاد فشار ، تحقیر رابطه ای که گذشته است و اشاره متعدد به گذشته او و شوخی کردن با خاطره ها همگی رفتاری خشونت آمیز هستند.
-اعتماد کنید
به کسی که احساس خوب خود را به شما نشان می دهد ، بارها به شما اطمینان خاطر داده است و از رابطه اش خوشحال است اطمینان کنید.
ـ با هجوم افکار منفی ذهنتان را فورا منحرف کنید.
یادتان باشد که احساسات بالاخره فروکش می کنند همان طور که اوج می گیرند. اجازه ندهید حسادت در شما بالا برود. احساس بدتان را از همان ابتدا متوقف کنید .

آیا گذشته خود را به همسرم بگویم یا خیر ؟
مسئله ی مهم در این مواقع این است که در رابطه ی فعلی چه چیزهایی را باید و چه چیز هایی را نباید منعکس کرد ؟ به خصوص این سوال برای خانم ها پیش می آید که آیا باید رابطه قبلی خود را به طرف مقابل بگویند یا نه ؟
در موضوعی چون ازدواج آنچه که برای خانم ها ناراحت کننده به نظر می رسد ، با آنچه برای آقایان آزار رسان است کمی متفاوت و پیچیده تر است. چیزی که در بیشتر مواقع برای خانم ها اهمیت بسیار دارد این است که آقا در رابطه ی قبلی خود طرد نشده باشد. برای مثال از خانمی خواستگاری کرده و جواب منفی شنیده باشد. یا اگر نامزدی داشته ، طرف مقابل رابطه را پایان داده باشد. در واقع خانم نگران وجود عشقی است که در دل مرد باقی مانده باشد. این مسئله حتی ممکن است بیشتر از رابطه ی جنسی معمول برای یک خانم اهمیت داشته باشد .
در مقابل برای بیشتر آقایان موضوع متفاوت است و آن چه برایشان در مورد گذشته همسر قبل از ازدواج و روابط قبلی خانم مهم تر است ، مسئله ی رابطه ی جنسی است. جالب این است که در همه جای دنیا مسئله به همین صورت است. هرچند که راستگویی در برخی مواقع به ضرر افراد تمام می شود ، اما جزو الزامات ازدواج است و در دراز مدت باعث تضمین سلامتی رابطه می شود. البته لازم به ذکر است که صداقت با ساده لوحی فرق دارد. در ضمن کسی که دروغ می گوید ، نمی تواند به سادگی به دیگران اعتماد کند ، چون بر این تصور است که دیگران هم مثل او دروغ می گویند.





۱۵۷ دیدگاه
با عرض سلام من یک زنم ک 12ساله ازدواج کردم و دوتا بچه دارم و الان سومی رو باردارم. شوهرم بااینکه از روابط قبلیش خیلی بم گفته و حتی گفته رابطه داشته اصلا برام مهم نبود چون گذشته خودش بوده ولی چن روز بیش از دوست دختری ک قبلا واقعا عاشقش بود رفته خواستگاریش و خانواده دختره قبول نکردن. مسله مهم اینکه گفت تاحالا هم بش احساساتی داره و من کلا بهم ریختم احساساتم نسبت بهش یجوری شده حالم خیلی بده بخدا نمیدونم چکار کنم. چطور کنار بیام و منی ک تو این 12سال یکبار م بش خیانت نکردم ک با فکر کردن ب یکی دیگه یا هرچیزی. این احساس بم داد ک این همه سال هیچ ارزشی براش نداشتم
سلام من۲۶سالمه هشت ساله ازدواج کردم ویه دختر۷ساله دارم من شوهرموخیلی دوست دارم باهمه سختی هاو اعتیادش کناراومدم وهمیشه پشتش بودم ک ترک کنه ولی مشگلم باگذشتشه یه سری چیزافهمیدم واقعاحالم بده ایشون بایه دختری دوست بوده ک الان همسایه خواهرمنه وقتی خواهرشوهرم ازگذشته گفت ک شوهرم بااون دختردوست بوده و….. حال من بدشده الان واقعاخیلی اذیتم اصلانمیتونم ازفکرم بیرونش کنم همش بهش فکرمیکنم ب شوهرم نق میزنم ولی اون بیچاره واسه اینکه من ناراحت نباشم باهنده حرف میزن میگه الان من چیکارکنم ومیگه گذشته من ب خودم ربط داره من الان توروخواستم ولی من همچنان فکرم درگیره و خیلی عصبی میشم نمیدونم باید چیکارکنم لطفا یه راهنمایی کنیدممنون
شما ب گذشته خودتون نگاه کنید کمتر کسی گذشته پاک و منزه ای داشته ب قول خیلی ها گذشته دیگر گذشته و شما هیچ کاری نمیتوانید بکنید زمان حال را دریابید
من تازگیا نامزد کردم و 8ماه از رابطه ام میگذره که نامزدم به من درباره رل های قبلیش گفته که با یکیش دو هفته بوده و با یکیش 8ماه نیم که در طی 8ماه نیم بیرون هم دیگه رو ملاقات میکردن هر ماه دوبار و فقط در حین برگشت به خونه هم دیگه رو بغل میکردند من خیلی ذهنم مشغوله چون برگشتم پرسیدم من نبود زندگیت میرفتی با اون شخص جواب مثبت داد الان چیکار کنم فکرم خیلی مشغولهههه لطفن راهنمایی کنید منووو
ولش کن جانم چیزی که الان ناراحتی فکری به وجود آورده بعد مشکل اساسی میشه ولش کن بیخیال این ادم شو گوش بگیر
همسرم متکی به خانواده است بعد چند سال اعتراض کردم بچه دومم رو سخت کردن ومن را تا دم طلاق بردن باید چیکار کنم من را ادم دیوانه وخانواده ام را مسخره میکنن
سلام من همسرم فوت کرده ۶ماهه ازدواج مجدد کردم. الان فهمیدم که همسرم بعد از طلاق از شوهر اولش ۶ماه صیغه ینفر شده بوده و بعد از ازدواج با من باز هم تماس تلفنی و پیام داشتن. وقتی فهمیدم با گریه و زاری و التماس قرآن آورد قسم خورد که هیچ ارتباطی باهاش نداشته اون طرف زنگش زده ولی خانمم بلاکش کرده . چند تماس مشکوک از چند نفر دیگه هم داشته که اونا را هم بلاک کرده ولی مطمئنم که با اونا هم قبل از ازدواج با من حداقل رابطه تلفنی و پیامی داشته که الان از ترسش بلکشون کرده ولی از پش پرد روابطش هیچ خبری ندارم و یا اینکه الانم باهاشون در تماسه یا نه . الان زندگیم تبدیل به جهنم شده شک افتاده تو وجودم هر روز به یه بهونه ای باهاش قهر میکنم هم دوسش دارم از اینکه ناراحتش میکنم عذاب میکشم هم خودم دارم زجر میکشم نمیدونم چکار باید بکنم در ضمن با دروغگویی و پنهان کاری و صد جور رمز رو گوشی رو برنامه هاش باعث شد شک کنم و پیگیر بشم این چیزا رابفهمم
ولش کن که نابود میشی روانی میشی زندگیت نابود میشه
آقا ولش کن این خانم آخرو عاقبت خوشی برای شما نداره دوری کن تمامش کن فکرتو راحت کن
دوسال ازدواج کردم یک پسر دارم خانمم قبلا دوبار نامزد کرده که اولش به منم نگفت بعد عقد فهمیدم رابطه جنسی هم داشته فقط یک تجربه نصیحت میگم گذشته طرف مهمه الان من شدم یک آدم افسرده که فقط به مرگ فکر میکنم
شما خودتون هیچ کاری در گذشته نکرده بودید؟ پاکه پاک بودید؟
سلام ایا شما میتونی با دختری زندگی کنی که قبلا با نامزدش هر روز عشق و حال کرده بعضیاشون ۲ سال یا ۴ سال نامزد بوده میتونی بااین دختر زندگی کنی دختر با پسر فرق میکنه اینو بدون
مهم اینه که بعد شما آیا خیانت کرده. گذشته شما مال هم نبودید. همانگونه که حتما تو گذشته شماهم مشکلاتی هست پس به حال فکر کنید ودرحال زندگی کنید
واقعا متاسفم بابت این پاسخ ودیدگاه…مطمعن باشید در سختیهای زندگی وبالاخص مشاجرات به روابط گذشته وخاصا آدمهای قبلی بر میگرده وخیانت میکنه..مرد وزن هم نداره
نه داداش ب جرعت میگم همه گذشته کثیفی داشته ایم مگر تعداد خیلی خیلی خیلی اندکی فقط بستگی ب طرف مقابل دارد
سلام آقای حبیب خودتون میگید نامزد کردن پس محرم هم بودن وگناهی صورت نگرفته که شما به مرگ فکر میکنید.اگه ما آقایون هزارتا صیغه ونامزد کنیم وهمه جور روابطی داشته باشیم ی زن حق ناراحتی نداره ولی امثال ما چون مردیم فقط حق داریم یکم از این افکار ماقبل تاریخ فاصله بگیرید وزندگی قشنگتون خراب نکنید.اگه نگفتن بخاطر همین طرز فکر شما بوده
گذشته از اسمشم مشخصه چیزی که دیگه الان وجود نداره شما باید الان زندگی کنی اگه تو گذشته طرف زندگی کنید عذاب میکشید بهتره چند مدت دست خانومتون رو بگیرید و به مسافرت برید دوتایی و فقط به زندگی الانتون تمرکز کنید
سلام اونور دنیا هم برن زندگی کنن همین آش وکاسه فکری که خراب شد دیگه آباد نمیشه
داداش هیچ کس گذشته پاکی نداشته مگر تعداد اندک خیلی خیلی خیلی اندک من خودم گذشته خرابی داشتم و توانستم با گذشته همسرم کنار بیایم و مهم الان همسرتون هست ک چ حس و حالی داره
سلام دوستان، من ۳۱ سالمه و چند وقته قصد ازدواج دارم. تا حالا با چند نفر در چهارچوب خانواده و کاملا سنتی آشنا شدم ولی بلااستثنا همه بعد ی مدت گفتن که قبلا رابطه داشتن و باکره نیستن. از خانواده های مذهبی و اصیل حتی. به نظرم جامعه کلا عوض شده و دیگه نمیشه از کسی انتظار داشت تجربه رابطه نداشته باشه. نتیجه گیری من کلا این شده که همه رابطه داشتن منتها یکی میاد ب ادم میگه یکی هم پنهان کاری میکنه. دیگه از کسی که دانشگاه و رفته و تو محیط کار بوده و اینا نمیشه انتظار داشت تا حالا جذب جنس مخالف نشده باشه و کاری نکرده باشه. برای خود من خیلی خیلی سخته پذیرش این موضوع و مغزم سوخته از بس بهش فکر کردم ولی واقعا اگه بخوای ازدواج کنی باید با توجه به طرف مقابلت اگه بقیه شرایطش همه اوکی هست و خودش هم به روابط قبلیش دیگه فکر نمیکنه و کاملا براش تموم شدس، باید از این موضوع گذشت و به اون هم حق داد که ی روزی از روی نیاز و میل به جنس مخالف که خودمونم هممون تجربش کردیم ی خطایی کرده باشه.
منم ۳۰ سالمه ، بعد از هر تحقیق از خواستگارام متوجه شدم روابط خارج از عرف داشتن ، حتی همونیایی ک اهل نماز و روزه هستن و کسی فکرشو نمیکنه ، منم دقیقا به همین حرف شما رسیدم ، ولی من تو عمرم هیچ وقت دوست پسر نگرفتم حتی تلفنی ، با درامد وشغلی ک دارم میتونم سال ها زندگی با آرامشی داشته باشم ولی ب خاطر خانوادم مجبورم تن ب ازدواج بدم با یکی از اینا
درود بر شما،
خودتونو اذیت و سرزنش نکنید.روابط گذشته هر دو به گذشته مربوط میشه.فقط به انتخاب درست هر دو فکر کنید که میخواهید مصمم و با ثبات تشکیل خانواده بدید و صاحب فرزند بشید و البته با علاقه و عشق زندگی جدیدی به نام زناشویی شروع و ادامه بدید.روابط گذشته رو برای هم بزرگ نکنید و بهتره قبل از ازدواج و ماه عسل و اولین تماس با یکدیگر به سطل فراموشی و نه آشغال بریزید،چون گذشته همه محترم و با ارزش هست و نباید با بد اندیشی و نفرت به آن نگاه کرد و تا ابد خود و دیگری را سرزنش کنیم و مایه اختلاف و دعوا و….بشود.یادمون نره که طرف های دیگر ما هم همین وضع و شرایط را دارند،منظور دوستان گذشته شما و همسر جدیدتون.این وضع همگانی و جهانی هست و بستگی به فرهنگ داره که در زندگی جدید تا چه حد به خود خوری و سرزنش کردن همدیگر بها بدیم که اساسا اشتباه است.
همدیگر رو بر مبنای عشق،محبت،دوستی و اعتماد انتخاب کنید و بگویید گذشته ها گذشته،ما امروز و آینده رو چطور بسازیم.موق باشید
سلام همسرم قبلا به خانمی علاقه مند بوده،به هرحال نشد که ازدواج کنن،الان این خانم چون فامیل هم هستیم همش ری اکت نشون میده با الفاظ جان همسرمنو صدا میزنه چیکار کنم ؟
مهم همسرتونه. اگه رفتار همسرتونم عذابتون میده بهش تذکر بدین ولا اصلا به رفتار اون خانوم فکر نکنید
سلام .بنده وارد رابطه ای شدم قصدم جدی هستش قبل من با یه پسری در ارتباط بوده بدون رابطه جنسی .ولی فکرمو بهم میریزه نمیدونم این فکر بهم ریختن عادیه یا اشتباه از منه ک طرف رابطه ای هم اگر داشته کثیف کاری نبوده ؟
این حسه شما ب خاطر حسادته
سعی کنید افکار منفی تون و موقع کنید و ب پارتنرتون اعتماد کنید
سلام خسته نباشید..من ب تازگی نامزد کردم داخل گوشی نامزدم چت قدیمی چندماه پیش دیدم ک با دخترعموش ک متاهل رابطع جنسی زیادی داشته بااینکه گفته بود مثل خواهرنو همش زنه بهش میچسبه وهنوز زنگ میزنن بهم وکلی حرف میزنن وتازه فهمیدم باهم دوست بودن چکارکنم
تا فرصت داری نامزدیتو بهم بزن خواهر از من بشنو بعدا که ازدواج کنی بدبخت میکنی خودتو همیشه فرصت هست خواهش میکنم جدا شو زودتر بخدا دیوونه میشی از فکرو خیال
سلام خسته نباشید..من ب تازگی نامزد کردم داخل گوشی نامزدم چت قدیمی چندماه پیش دیدم ک با دخترعموش ک متاهل رابطع جنسی زیادی داشته بااینکه گفته بود مثل خواهرنو همش زنه بهش میچسبه وهنوز زنگ میزنن بهم وکلی حرف میزنن وتازه فهمیدم باهم دوست بودن چکارکنم
ممکنه کمک کنید و بهم بگید چی کار کنم که فکرم آروم بشه …ممنون میشم.
سلام.
مد ۱۲سال دارم ازدواج کردم و دوتا بچه دارم.هر چی از خانوم پرسیدم که قبل از من با کسی دوست بودی یا نه به من نگفت ،همیشه میگفت نه ،حتی یه بار همون سالها اسمشو اتفاقی بهم گفت ،الان بعد از این همه سال ازش پرسیدم که اون اسم واقعا حقیقت داشت ،حتی قسم دادمش ،ولی اون بازم گفت نه ،گفت اینارو الکی تو ذهنم ساخته بودم ، ولی الان که کنکاش کردم فهمیدم که تو ذهنش نساخته بوده و به اندازه دو ماه باهاش دوست بود یعنی تو ۱۷یا۱۸ سالگی،درسته قبل از من بوده ،هم حسودیم شده ،هم اینکه من قسمش دادم ولی چرا باید دروغ بگه؟آیا تو زندگی بازم بهم دروغ میگه،ممکنه باز قسم بدم و بهم دروغ بگه.
نباید دنبال کشف کردن میرفتی به حرفش اعتماد میکردی حالا ب درستی یا نادرستی ، الان مغزت داره پودر میشه خوبه؟
من کانادا زندگیمیکنم برگشتمایران برای ۳ ماه و به پارتنرم که خودم برده بودمش کانادا و دو ماه اونجابود گفتم برو دنبال زندگیه خودت ، بعد که برگشتم فهمیدم با یه پسر خارجی دوست شده و سکس داشته . الان پشیمونم که ولش کردم ولی نمی تونم این داستانو تحمل کنم . نمی دونم چیکار کنم دارم دیوونه میشم
سلام
من با شخصی تو رابطم و قصدمون ازدواجه ولی متوجه شدم قبل از من دوماه با پسرخالم دوست بوده و یبار همو ملاقات کردن ولی در حد رابطه جنسی کامل نبوده الان با وجود این همه وابستگی سردرگم شدم چون اگه بخوام خواستگاری هم برم بعد کل اقوام از گذشته خانم مطلع میشن مطمعنم پسر خالم حرف میزنه. لطفن کمک کنید ادامه بدم یا نه؟؟
ادامه ندید،از حالا دلیلی برای اختلاف هست
نه ادامه نده ولش کن وقتی ازدواج کنی ذهنت مشکوک میشه به همسرت که شاید بهت خیانت بکنه
با طرف مقابل که عنوان میکنه با گذشته ما مشکل داره و نمیتونه از سرش بیرون کنه چه کنیم؟ میگن که تو یه کاری کن از سرم دراد. یعنی انتظار داره من کاری انجام بدم که این فکر از ذهنش بره
اونموقع که جیک جیک مستونت بود .باید یاد زمستونت بود.
مگه میشه مگه داریم
سلام من 22 سالمه 4 سال ازدواج کردم یه پسر 3 ساله دارم شوهر مو خیلی دوست دارم وقتی ازدواج کردیم بهم گفت با یه زن تو رابطه بوده قول داد که فراموش کرده از اون وقت هر جا اون زنو میبینم از عصبانیت حرس اعصابم خورد میشه اون زن هم هر جا منو شوهرم رو میبینه انقد بهش هم نگاه عاشقانه میکنن که دارم دیوونه میشم بخدا با این کارش فکر شوهرم رو مشقول میکنه چکار کنم خواهش ميکنم کمکم کنیدزندگیمو خیلی دوس دارم
خونتونو عوض کنید برید جایی که دیگه اون زنو نبینید.
مردم روانی شدن ماچون توایران بزرگ شدیم اینقدحساسیت نشون میدیم برادربخدا قسم اینامهم نیست هردختری واردزندگیت میشه حتمادوستداره وگذشته خودشو فراموش کرده پس زندگی کنیدگذشته روهم ول کنیداین تن ادما مورملخ میخورش
موافقم باهاتون جسم ما موندگار نیست ولی روحمون موندگاره
متاسفانه ادما درگیر چیزایی میشن و خودشونو اذیت میکنن ک معلوم نیس کی تموم بشه
دوساله ازدواج کردم دوماه بعدازعروسیم همسرم بهم گفت که توی گذشتش بادخترخالش رابطه جنسی داشته.دوساله که حتی یه شب بدون فکراونانخابیدم توی جمع ومراسم خانوادگی وقتی دخترخالش ومیبینم عذاب میکشم وبهانه جویی میکنم وتاچندروزباهمسرم قهرمیکنم…نمیتونم باگذشته کثیفش کناربیام ازطرفی راهی برای جدایی ندارم چون پشتوانه ندارم.?
انسان جائز الخطا هست .وتو میتونی چشم پوشی کنی در مقابل چیزی ک بهت گفته چون اون تو موقعیت عذاب وجدان قرار گرفت ک این موضوعو بهت گفته .اما بشرطی ک تو هم ازاین ببعدش حواست بهش باشه ک دیگه تن بکسی غیر خودت نده .و این خیلی خوبه بتونی همیارش باشی .
تو بهتر از دختر خالش باشی عمرن محلش بده یه کاری نکن فکر کنه اون بهتر از تو بود
جدایی کار بسیار اشتباهی هست. شوهرتون بسیار اشتباه کرده که این راز خصوصی به شما گفته و او اشتباه کرده. شوهرتون به خاطر این اشتباه ببخش او ناخودآگاهانه این حرف گفته نمیدونسته رو تو تاثیر بدی میذاره. ارتباط با خدا زیاد کن تا آرامش زیاد بشه و افکار منفی ذهنت قطع بشه. آدم هااشتباه می کنن. و کامل نیستن. شوهرتون ببخش
واقعا فکر می کنید کسی که رابطه جنسی داشته حق ازدواج نداره چه دختر چه پسر یا اینکه ترجیح میدادید دروغ بشنوید انسانی که تو هر شرایطی باهاتون صادق حتی جوری که راست میگه حتی اگه نخواید باهاش باشید رو باید زیارت کرد نه ترک و در ضمن کسی که بیشتر از اینکه ذهن و قلب و شخصیت کسی براش مهم باشه جسمش مهم ارزش یه لحظه زندگی نداره چون خودش برای رابطه جنسی ازدواج کرده
اون دختر که هر جا دلش خواست به تهدیدی که برای همسر اینده اونه خیانت کرد بعد از اینم میکنه اونو باید ترک نه لعنت کرد