۰۲۱-۸۸۲۱۶۱۰۰
کلینیک روانشناسی روان آرام مرکز مشاوره روان آرامخدمات مشاوره و روانشناسی
خانه مقالات چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟
چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟
مطالب روان آرام

چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟

آیا کودک واقعاً لجبازی می‌کند یا دلیل دیگری وجود دارد؟

وقتی فرزندمان به خواسته‌هایمان بی‌توجهی می‌کند، اولین برچسبی که ناخودآگاه به او می‌زنیم این است که کودک حرف گوش نکن است و لجباز؛ اما واقعیت این است که در بسیاری از موارد، پشت این رفتار، دلیل دیگری خوابیده که ربطی به سرکشی ندارد. شاید در میانه یک بازی پرهیجان غرق شده و‌خواهید، شاید در میانه یک بازی پرهیجان غرق شده و صدای شما را نمی‌شنود، یا شاید آن‌قدر خسته و گرسنه است که توانایی پردازش هیچ دستوری را ندارد.

گاهی هم رفتار او نه از روی بی‌احترامی، بلکه از سرِ نیاز طبیعی به استقلال است؛ همان نیازی که باعث می‌شود یک کودک چهارساله برای اولین بار بگوید «خودم انجام می‌دهم!». در واقع اعتماد کودک به خانواده خود هم در حرف گوش کردن تاثیر بسزایی دارد.

اگر به‌جای قضاوت سریع، یک لحظه از خودمان بپرسیم چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟ و جایگاه او را ببینیم، خیلی وقت‌ها به پاسخ ساده‌تری می‌رسیم: او در حال لجبازی نیست، بلکه در حال تلاش برای برقراری ارتباط با دنیا، به شیوه‌ای که بلد است، است.

نکته مهم این است که میان نافرمانی عمدی و ناتوانی در انجام خواسته تفاوت بزرگی وجود دارد.

کودکی که از شدت خستگی جلوی تلویزیون ولو شده و به‌جای جمع‌کردن اسباب‌بازی‌ها چرت می‌زند، با کودکی که با لبخند وسایلش را روی زمین می‌ریزد و نگاهتان می‌کند، در دو موقعیت کاملاً متفاوت قرار دارد.

شناخت این تفاوت، نگاه ما را از «برچسب زدن» به «درک کردن» تغییر می‌دهد و همین تغییر، اولین قدم برای پیدا کردن راهکار درست است؛ چراکه وقتی ریشه واقعی رفتار را پیدا کنیم، دیگر لازم نیست با تکرار دستورها و بالا بردن صدا، خودمان و فرزندمان را خسته کنیم.

چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟

تفاوت نافرمانی عمدی با ناتوانی کودک در کنترل رفتار

شاید ساده‌ترین راه برای درک این تفاوت، این باشد که از خودمان بپرسیم: «آیا کودکِ من می‌تواند این کار را انجام دهد، اما نمی‌خواهد، یا واقعاً در این لحظه قادر به انجامش نیست؟» نافرمانی عمدی وقتی رخ می‌دهد که کودک کاملاً متوجه خواسته شماست، توانایی انجام آن را هم دارد، اما آگاهانه تصمیم می‌گیرد کاری را که دوست دارد انجام دهد و خواسته شما را نادیده بگیرد؛ مثلاً کودکی که اسباب‌بازی‌اش را با لبخند روی زمین می‌ریزد و نگاهتان می‌کند تا واکنش‌تان را ببیند.

اما در مقابل، بسیاری از مواقعی که ما فکر می‌کنیم بچه‌ام حرف گوش نکن است، در واقع کودک در آن لحظه توانایی کنترل رفتار خود را ندارد؛ مانند کودکی که از شدت خستگی یا گرسنگی به‌ناگهان بهانه‌گیر می‌شود، یا بچه‌ای که در هیجان یک بازی، واقعاً صدای شما را نمی‌شنود و حتی نمی‌فهمد چه انتظاری از او دارید.

اشتباه رایج والدین این است که هر دوی این موقعیت‌ها را «لجبازی» می‌نامند و با یک نسخه واحد با آن‌ها برخورد می‌کنند؛ در حالی که پاسخ درست به این دو حالت کاملاً متفاوت است. کودکِ نافرمانِ عمدی معمولاً به مرزهای روشن، پیامدهای منطقی و قاطعیت آرام نیاز دارد تا یاد بگیرد خواسته‌های شما جدی است؛ اما کودکی که از نظر رشدی هنوز توانایی کنترل هیجان یا توجه‌اش را ندارد، به همدلی، کاهش محرک‌ها و کمک عملی شما احتیاج دارد، نه تنبیه و سرزنش.

شاید دلیل اصلی اینکه «چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد» دقیقاً همین باشد که ما انتظاری فراتر از توانِ سنی او داریم و او را به خاطر کاری که از کنترلش خارج است، مؤاخذه می‌کنیم. وقتی این دو حالت را از هم جدا کنیم، دیگر نه بی‌دلیل کودک را «لجباز» خطاب می‌کنیم و نه او را بدون مرز رها می‌کنیم؛ بلکه برای هر رفتار، واکنشی درست و متناسب انتخاب می‌کنیم.

چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟

مهم‌ترین دلایل گوش ندادن کودکان به حرف والدین

وقتی کودک ما بارها و بارها خواسته‌هایمان را نادیده می‌گیرد، طبیعی است که اولین برچسبی که در ذهنمان شکل می‌گیرد این باشد که «کودک حرف گوش نکن» است و انگار عمداً می‌خواهد ما را کلافه کند. اما حقیقت این است که رفتار کودک معمولاً یک علت واحد و ساده ندارد؛ بلکه ترکیبی از عوامل رشدی، محیطی و ارتباطی پشت آن خوابیده است. اگر واقعاً می‌خواهیم بدانیم «چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد»، بهتر است به‌جای تمرکز روی خودِ رفتار، نگاهی دقیق‌تر به این دلایل بیندازیم:

۱. درخواست‌های طولانی، مبهم یا نامتناسب با سن کودک

ما گاهی انتظار داریم کودکِ سه‌ساله همان‌طور که یک بزرگسال متوجه می‌شود، یک جمله طولانی و چندقسمتی را درک کند. جمله‌ای مثل «عزیزم، اسباب‌بازی‌هات رو جمع کن، بعد دستات رو بشور و بیا شام بخور» برای ذهن کوچک او یک جور پازل پیچیده است؛ او فقط بخشی از آن را می‌گیرد و بقیه را رها می‌کند. هرچه درخواست کوتاه‌تر، ساده‌تر و هم‌سطح توان کودک باشد، احتمال اینکه همان بار اول انجامش دهد بیشتر می‌شود.

۲. جلب توجه والدین با نادیده گرفتن خواسته‌ها

شاید باورش سخت باشد، اما بعضی کودکان یاد گرفته‌اند که فقط وقتی کار اشتباهی انجام می‌دهند، توجه کامل والدین را می‌گیرند. اگر در طول روز کودک را نادیده بگیریم و فقط موقع خطا به او واکنش نشان دهیم، او به‌مرور به این نتیجه می‌رسد که «بی‌توجهی به حرف مادر، راهی است برای اینکه او را کنار خودم داشته باشم»؛ حتی اگر این توجه با فریاد و تهدید همراه باشد، برایش از بی‌توجهی ارزشمندتر است.

۳. نیاز طبیعی کودک به استقلال و تصمیم‌گیری

خیلی از «نه»های کودکانه ربطی به بی‌احترامی ندارد؛ بلکه صدای نیاز او به استقلال است. کودکی که تازه یاد گرفته «خودم» بگوید، دوست دارد احساس کند انتخاب‌ها به عهده خودش است. وقتی ما مدام به او دستور می‌دهیم، او برای حفظ حس کنترل بر زندگی‌اش مقاومت می‌کند؛ نه به این خاطر که نمی‌خواهد همکاری کند، بلکه به این دلیل که می‌خواهد بخشی از تصمیم‌گیری‌ها هم مال خودش باشد.

۴. خستگی، گرسنگی و هیجان‌های کنترل‌نشده

تصور کنید بعد از یک روز طولانی و طاقت‌فرسا، کسی از شما بخواهد یک مسئله پیچیده را حل کنید؛ احتمالاً توانش را ندارید. کودک هم دقیقاً همین‌طور است. وقتی خسته، گرسنه یا در اوج هیجان یک بازی است، بخشی از مغزش که مسئول کنترل رفتار و پردازش دستورهاست، عملاً خاموش می‌شود. در این شرایط، اصرار ما نتیجه‌ای ندارد جز گریه و لجبازی بیشتر؛ چون او واقعاً در آن لحظه توانایی پیروی از خواسته ما را ندارد.

۵. استفاده زیاد از موبایل، تلویزیون و بازی‌های دیجیتال

هیچ چیز به اندازه صفحه‌های روشن، توجه کودک را به خودش جذب نمی‌کند. کودکی که غرق یک کارتون یا بازی است، صدای شما را می‌شنود اما مغزش آن را به‌عنوان یک پیام مهم پردازش نمی‌کند؛ انگار در دنیای دیگری زندگی می‌کند. از طرفی، استفاده مداوم از این ابزارها توانایی کودک را در تحمل آرامش، کنترل هیجان و توجه به محیط واقعی کاهش می‌دهد و به‌مرور او را بی‌حوصله‌تر و کم‌تحمل‌تر می‌کند.
چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟

۶. نبود قوانین مشخص و ثابت در خانه

کودک برای احساس امنیت، به نظم و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد. اگر قوانین خانه هر روز عوض شود، یا بستگی به حال و هوای پدر و مادر داشته باشد (امروز اجازه داری، فردا نه)، کودک یاد می‌گیرد خواسته‌های شما جدی و قابل اتکا نیستند؛ بنابراین به‌جای اطاعت، منتظر می‌ماند ببیند این بار چه اتفاقی می‌افتد.

۷. اختلاف والدین در شیوه تربیت کودک

وقتی مادر می‌گوید «نه» و پدر بلافاصله می‌گوید «باشد، فقط این بار»، کودک خیلی زود متوجه این اختلاف می‌شود و یاد می‌گیرد از همان روزنه‌ای که باز است، وارد شود. او به‌جای پذیرش قانون، یاد می‌گیرد میان والدینش چانه‌زنی کند. یکدست بودن پدر و مادر، حتی در لحن و نوع برخورد، یکی از مهم‌ترین عوامل حرف‌شنوی کودک است.

۸. مشکلات تمرکز، اضطراب یا اختلال بیش‌فعالی

در برخی موارد، نشنیدن‌های مکرر ریشه در یک مشکل عمیق‌تر دارد. کودک مبتلا به اختلال بیش‌فعالی واقعاً در مهار توجه و کنترل تکانه‌هایش ناتوان است؛ کودکی که اضطراب دارد، آن‌قدر درگیر نگرانی‌های درونی است که جایی برای پیام‌های بیرونی باقی نمی‌ماند. اگر نافرمانی کودک شدید، مداوم و همراه با نشانه‌های دیگری مثل بی‌قراری شدید یا افت تحصیلی باشد، بهتر است حتماً با روان‌شناس کودک مشورت شود.

در نهایت باید گفت که پاسخ به پرسش «چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد» در هر خانه‌ای متفاوت است و گاهی چند عامل از این فهرست با هم ترکیب می‌شوند.

نکته امیدوارکننده این است که بیشتر این دلایل با تغییر سبک ارتباطی والدین، قابل اصلاح است؛ به شرطی که اول ریشه را پیدا کنیم و بعد دنبال راهکار باشیم، نه اینکه فقط بخواهیم رفتار کودک را با زور عوض کنیم.
چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟

جمع‌بندی: برای حرف‌شنوی کودک، ابتدا باید رابطه را تقویت کرد

اگر بخواهیم پاسخ پرسش «چرا بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد؟» را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: کودکان معمولاً به کسانی گوش می‌دهند که با آن‌ها احساس امنیت، نزدیکی و احترام می‌کنند، نه به کسانی که مدام آن‌ها را امر و نهی می‌کنند. ما در طول این مقاله دیدیم که برچسب کودک حرف گوش نکن چقدر می‌تواند گمراه‌کننده باشد؛ چون پشت هر بی‌توجهی، معمولاً یک دلیل انسانی خوابیده است: خستگی، نیاز به استقلال، جلب توجه، انتظار بیش از توانِ سنی یا حتی الگوهای اشتباهی که خودِ ما والدین ناخواسته ایجاد کرده‌ایم. به همین دلیل است که تمرکز صرف روی «چطور کودک را وادار به اطاعت کنم؟» نه‌تنها جواب نمی‌دهد، بلکه فاصله عاطفی را هم عمیق‌تر می‌کند.

پس قدم اول، نه سخت‌گیری بیشتر، بلکه گرم‌تر کردن رابطه است؛ همان رابطه‌ای که با یک بازی کوتاه روزانه، یک بغل واقعی، شنیدن بدون قضاوت و دیدنِ تلاش‌های کوچک کودک ساخته می‌شود. وقتی کودک در کنار شما احساس امنیت کند، حرف‌تان برایش ارزش پیدا می‌کند و همکاری‌اش دیگر از روی ترس نیست، بلکه از روی اعتماد است. این تغییر شاید در چند روز رخ ندهد و به صبوری نیاز داشته باشد، اما مطمئن باشید نتیجه‌اش، رابطه‌ای است که هم شما را آرام‌تر می‌کند و هم به فرزندتان یاد می‌دهد احترام و مسئولیت‌پذیری را از دلِ عشق یاد بگیرد، نه از دلِ ترس.

جهت کسب اطلاعات بیشتر درخصوص راهکارهای مقابله با کودک حرف گوش نکن، مطالعه مقاله زیر را پیشنهاد میکنیم.
اولین نفری باشید که امتیاز می دهید
اولین نفری باشید که امتیاز می‌دهد
این مطلب برایت مفید بود؟با یک انتخاب کوچک کمک کن مطالب بهتری بنویسیم.
اشتراک با کسی که لازمش دارد:

نظرات، پرسش و پاسخ

دیدگاه، تجربه یا پرسش خود درباره‌ی این مقاله را بنویسید؛ کارشناسان روان آرام پاسخ می‌دهند.

دیدگاه، پرسش یا تجربه‌ی خود را بنویسید

شماره شما نمایش داده نمی‌شود و فقط برای اطلاع‌رسانی به شما استفاده می‌شود.

امروز حالت چطوره؟