به راحتی وقت مشاوره بگیرید همه ما در مراحل و زمان هایی از زندگی نیاز به صحبت کردن و مشاوره گرفتن از فردی داریم که بتواند ما را درک کند.
مشاوران حرفه‌ای و با تجربه
بازگشت وجه در صورت نارضایتی
مشاوره حضوری،آنلاین و تلفنی
انتخاب بهترین مشاور برای شما

مشاوره ارتباطی

مشاور آیا به مشاوره ارتباطی نیاز دارم؟ مشاور ازدواج مشاور ارتباطی چه کسی است؟ مرکز مشاوره آشنایی با مرکز مشاوره ما سرویس ها سوالات متداول مشاوره ارتباطی

آیا به مشاوره ارتباطی نیاز دارم؟

ما انسان ها، موجودات اجتماعی هستیم و دوستی یکی از پیوندهای مهمی است که این نیاز به ارتباط عاطفی را برآورده می کند. دوستی یکی از مهمترین قسمت های زندگی ما است و ارزش قابل توجهی به آن می بخشد. مراقبت و عشقی که از طریق دوستی به دست می آوریم، زندگی ما را ارتقا می بخشد. اهمیت مشاوره ارتباطی و بهترین مشاوره ارتباطی نیز به دلیل اهمیت ارتباطات است.

دوستی می تواند به کسی کمک کند تا با مشکلات بهداشت روانی نیز کنار بیاید. دوستان بزرگترین سیستم پشتیبانی یک شخص هستند.

اما دوستی ها همیشه به خوبی پیش نمی روند. به همان اندازه ای که داشتن یک دوستی سالم، سازنده است، دوستی های ناسالم و مشکلات آن می تواند زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده و آثار بسیار مخربی داشته باشد.

دلایل مراجعه به بهترین مشاوره ارتباطی:

زمان مشاوره ارتباطی چقدر است؟

زمان مشاوره ارتباطی نیز مانند دیگر مشاوره ها، وابسته به مشکلات و نیازهای شما است. اگر در موقعیت اجتماعی ویژه ای مشکل دارید، ممکن است مشاوره کوتاه مدت برای شما کافی باشد. اگر در مهارت های ارتباطی دچار مشکل هستید یا از اختلال اضطراب و ... رنج می برید، دوره درمان می تواند طولانی تر باشد.

آیا مشاوره ارتباطی در زمینه رابطه زوجین نیز مفید است؟

بله! رابطه عاشقانه نیز نوعی رابطه است. تمام روابط نیاز به چارچوب ها و معیارهایی دارند که رعایت کردن آن ها ضروری است. اگر چه زوج درمانگران در زمینه روابط زوجین تخصص دارند، با این حال مشاور ارتباطی نیز می تواند به شما کمک کند. به ویژه اگر مشکل شما در رابطه عاطفی تان، ریشه در مهارت های ارتباطی شما دارد.

مهارت های ارتباطی چیست؟

مهارت های ارتباطی ابعاد بسیار زیادی دارد. برای مثال، نحوه برقراری مکالمه، مشخص کردن مرزهای دوستی، نحوه بیان نظرات یا حل کردن مشکلات و ... از مهارت های ارتباطی هستند.

طول جلسات چقدر است؟

جلسات مشاوره در مرکز مشاوره ما، ۴۵ و ۶۰ دقیقه هستند که انتخاب آن با شماست.

آیا مشاور ارتباطی به درمان اضطراب نیز کمک می کند؟

مشاوران ارتباطی، روانشناسانی با تخصص در زمینه ارتباطات هستند. آن ها در درمان اضطراب می توانند به شما کمک کنند. اما اگر تشخیص دهند که بهتر است شما درمان تخصصی اضطراب را دریافت کنید، شما را به یک روانشناس یا روانپزشک ارجاع خواهند داد.

آیا مشاوره ارتباطی برای فرزندم موثر است؟

بله! مشاوره ارتباطی برای کودکان موثرتر است. اگر آن ها در برقراری ارتباط با همسالان یا معلمان و ... مشکلی داشته باشند، مشاور ارتباطی به آن ها کمک خواهد کرد. علاوه بر این، کودکان در مراحل رشد خود مهارت های متفاوت همچون ارتباط را می آموزند. مشاور ارتباطی به فرزند شما کمک می کند تا این مهارت ها را از سنین پایین و به درستی کسب کنند.

4.5/5 - (142 امتیاز)

مشاور ارتباطی چه کسی است؟

مشاور ارتباطی متخصصی است که به شما در کسب مهارت های ارتباطی، حل تعارضات، داشتن دوستی های سالم و … کمک می کند. مشاور ارتباطی با پرسیدن و درک علت اصلی چالش های ارتباطی در زندگی شما، از جمله تجربیات کودکی، حوادث منفی، قرار گرفتن در معرض تحقیر شدن و … که ممکن است منجر به باورهای فعلی در ارتباطات شما شود، نگرانی را کشف خواهد کرد و به شما در حل مشکلات ارتباطی کمک می کند. در اولین جلسه مشاوره ارتباطی، مشاور فضایی ایمن و بدون قضاوت را برای به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصی  شما فراهم می کند. مشاور جزئیات اساسی درباره شما و مشکلات را در نظر می گیرد و یک رابطه درمانی برقرار می شود.

مرکز مشاوره و روانشناسی روان آرام، دارای مجوز رسمی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بوده و توسط سرکار خانم دکتر آزیتا امین الرعایا تاسیس گردیده است. کادر کلینیک روان آرام را مشاورانی خبره، اساتید دانشگاهی و روان درمانگران به نام تشکیل داده اند. حوزه فعالیت این کلینیک روانشناسی را می‌توان حوزه فعالیتی وسیعی دانست چرا که خدمات ارائه شده در این مرکز مشاوره مشکلات روان شناختی، روان پزشکی، کودک و نوجوان، بزرگسالان، فردی، زوج درمانی، خانواده و حتی مشاوره های گروهی را نیز پوشش می‌دهد

بهترین مشاوره ارتباطی
167 نظرات
جدیدترین ها
قدیمی ها بیشتر رای
Inline Feedbacks
مشاهده همه کامنت ها
ناشناس
9 روز قبل

سلام.وقت بخیر.من دختری هیجده ساله دارم که بایه پسر نوزده ساله چندماهیه دوست هستن هفته ای یکبار باهاش میرن بیرون هرچقدرم بادخترم حرف زدم که اینجور دوستیا خوب نیست براهر دوتاتونم آسیب زاست قبول نگرد وگفت این یه دوست اجتماعیه مثل دوستام که تومدرسه ان ومن هرچقدر باهاش صحبت میکنم قبول نمیکنه که این دوستی راتموم کنه دخترم میگه من باید بهش اعتماد داشته وهرموقع میخواد بره بیرون مانعش نشم من خیلی از این بابت نگرانم و میترسم مشکلی براش پیش بیاد لطفا راهنماییم کنیدمن باید به دخترم اعتماد کنم یااینکه مانع این دوستی باشم .ممنون

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
7 روز قبل
پاسخ به  ناشناس

سلام دوست عزیز؛ اعتماد داشتن یکباره و فقط برای یک مورد خاص،یا یک شبه حاصل نمیشه. اگه رابطه شما و فرزندتون با اعتماد و رفاقت تا به امروز پیش رفته باشه، و تجربیات و اگاهی های لازم رو به درستی بهشون منتقل کرده باشید، امروز نباید خیلی نگران باشید. هنوزم میتونید ضمن تقویت رابطه تون با دخترتون، میتونید بدون سرزنش و قضاوت از ترس ها و نگرانی هاتون با دخترتون صحبت کنید. در خلال صحبت ها، گهگاهی بدون سوگیری اطلاعات و آگاهی بدید. و اطمینان بدید که همیشه میتونه روی شما حساب کنه و شما همیشه کنارش خواهید بود و دوستش خواهید داشت. حتی اگه یه زمانی اشتباهی رخ بده.

سوگل
10 روز قبل

سلام من ی نوجوان کنکوری هستم تازه ۱۸سالم شده و یجورایی ی حس کشس خاصی نسبت به مشاورم دارم(مشاور کنکور) ک ۱۲سال ازم بزرگ تره طی ی اتفاقاتی ب قصد کمک اکانتامو گرف ک پاک کنه ولی انگار ناخداگاه پیامایی اومده و ایشون راجب خودش حرفایی رو دیده بعد و از این اتفاق خیلی پیگیر تر شده چ درسی چ حرف زدن های متفرقه کلا ادم خون گرمی هست ولی بامن مهربون تر شده و خودم حس میکنم بهم نزدیک تر شده و هعی میگه اعتراف کن و این حرفا حتی شده شب ساعت یک من گزارش روزانمو بفرستم و خرفو کش بده و تا ساعت دو ،سه شب باهم حرف بزنیم من حس میکنم دوسش دارم ولی حس اتشین عشقی ک بقیه از دوست داشتن و… میگن رو ندارم و البته نمیدونم چیکار کنم بهش بگم ک بهش حسی دارم یا ن چون از عواقب گفتنم میترسم یعنی چ موافق حس من باشه چ موافق حس من باشه حسش از هردوتاش میترسم چون اگ موافق باشه و بریم تو رابطع میترسم بازیچه کنه منو و از شکست عشقی تو مهم ترین روزای زندگیم از دروغ گفتن ب مادرم و حتی از جواب ن شنیدن و عوض شدن رفتارش بعد دونستن میترسم و اصلا نمیتونم بهش فکر نکنم و بشدت ب ی راهنمایی و کمک نیاز دارم

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
9 روز قبل
پاسخ به  سوگل

سلام دوست عزیز؛ بهتره احساسات و نیازهاتون رو بررسی کنید و اونا رو با توجه به شرایطی که دارید مدیریت کنید. میتونید اونا رو بنویسید و اولویت بندی کنید. نوشتن احساسات ( مثبت و منفی ) و نیازها (با توجه به شرایط کنونی و نیاز آینده) و اهداف ( اول دو،سه ساله بعد در قالب یکساله،6ماه،3 ماه،2و1 ماه و بالاخره هفتگی) خیلی کمک میکنه که بتونید اوضاع فعلی خودتون رو با توجه به اهداف و نیازهاتون و روابط بین فردی خودتون، مدیریت کنید. هرچقدر شما روی احساس و نیازهای خودتون تسلط داشته باشید روابط بین فردی تون رو (چه الان؛ مشاورکنکور، چه در آینده با افراد دیگه ای) خیلی بهتر مدیریت و تصمیم گیری خواهید کرد.

بهار
18 روز قبل

سلام.من۴ماهه با پسری اشنا شدم خودش اصرار ب اشنایی داشت اوایل خیلی مهربون الان خیلی سرد برخورد میکنه.مادوبارهمودیدیم و کمی رابطه سطحی داشتیم.حالا نمیدونم چرا تغییر رفتار داده.و اینکه خیلی خودشو میگیره.بنظرشما این رابطه ب جایی میرسه؟احساس میکنم ازم سواستفاده شده

نا شناس
1 ماه قبل

من وقتی خانوادم به کسی بیشتر توجه می کنند عصبی می شم و نمی تونم خودمو کنترل کنم

پگاه
1 ماه قبل

سلام وقتتون بخیر ، ببخشید من رابطم حدود یکساله کات شده اما تو این مدت کم و بیش و دوستانه در حد فالوور باهم در ارتباطیم خیلی کم ولی لایک و ریپلای استوری و اینا داشتیم
چند روز پیش ایشون کاملا بی مقدمه ب من پیام داد ک میخام ببینمت منم دلیل پرسیدم و گفت همینجوری ، قرار شد ک هماهنگی کنه همو ببینیم اما خب خبری نشد ازش و مجدد پیام داد ک کاری پیش اومده نتونستم اوکی کنم سر فرصت حتما همو میبینیم منم گفتم باشه اشکال نداره
الان چند روزه میگذره ولی هیچ خبری ازش نیست برای هماهنگی قرار
میخاستم بپرسم ک صلاح هست و کار درستیه من پیگیری کنم ؟ بپرسم که چرا اوکی نکردی پس همو ببینیم یا حداقل بپرسم ک چی میخاسته بگه بهم
چون نمیخام هول نشون بدم یا اینکه بفهمه من منتظرم ، ممنون میشم کمکم کنید

شاهین
2 ماه قبل

سلام من سه سال درگیر یه رابطه مجازی بودم با یه دختری از یه شهر و فرهنگ دیگه خیلی هم رو دوست داشتیم و هر روز حرف میزدیم و برنامه اینده میچیدیم تا اینکه فهمیدیم ما زیاد به هم فکر میکنیم و درگیریم و حتی کنکور قبول نشیدم تصمیم گرفتیم جدا بشیم بعد سه چهار ماه من تو اشنایان به یه دختری کمک درسی میکردم گفت به من علاقه منده و خب من واقعا دوسش داشتم و احساسم بهش واقعی بود تا اینکه نفر اول بهم پیام داد و گفت تو رفتی با اون و من با همه دوری هات ساختم و بدون تو نمیتونم و میخام خودکشی کنم منم خب همچنان یکم دوسش داشتم و گفتم باشه من به اون اشنامون میگم من نمیتونم باهات باشم و برمیگردم بهم گفت شرایط با من بودن سخته گفتم میدونم ولی من الان حال دلم اصلا باهاش خوب نیست و همش اذیت میشم و اون خیلی من رو دوست داره چیکار کنم من اللن 18 سالمه

امیر محمد
2 ماه قبل

سلام وقت بخیر ، راستش یه یک ماهی میشه که با یه دختری آشنا شدم ، اصلا کلا زیر روم کرده ، به خاطرش خیلی کارای قبلم و انجام نمیدم و خوشحالم هستم ، شخصیتش جوریه که میدونم اکه بهش حسم و بگم میره و دیگه نمیتونم ببینمش ، خیلی دوستش دارم ، به هر بهانه ای پیام میدم بهش باهاش حرف بزنم ، بعضی وقتا اوکیه اخلاقش اما بعضی وقتا هم سرده ، راهی هست که رابطمو باهاش گرم تر کنم و دوطرفه بشه ؟ تو رو خدا جواب بدید خیلی خیلی نیاز دارم به راهنماییتون
( رابطمون حقیقی هست)

امیر محمد
2 ماه قبل

سلام وقت بخیر ، امیر هستم ۱۷ ساله ،راستش یه یک ماهی میشه که با یه دختری آشنا شدم ، اصلا کلا زیر روم کرده ، به خاطرش خیلی کارای قبلم و انجام نمیدم و خوشحالم هستم که یه تغییر های خوبی درونم رخ داده ، شخصیتش جوریه که میدونم اگه بهش حسم و بگم میره و دیگه نمیتونم ببینمش ، خیلی دوستش دارم ، به هر بهانه ای پیام میدم بهش که باهاش حرف بزنم ، بعضی وقتا اوکیه اخلاقش اما بعضی وقتا هم سرده ، راهی هست که رابطمو باهاش گرم تر کنم و دوطرفه بشه ؟ تو رو خدا جواب بدید خیلی خیلی نیاز دارم به راهنماییتون (رابطمون حقیقی هست ، مجازی نیست)

عرفان
3 ماه قبل

باسلام خدمت شما من پسری 20 ساله و دانشجو ام و تمام فکر و ذهنم شده چطور یک دوست دختر داشته باشم اخلاقم نمیخام تعریف باشه ولی واقعا مهربونم خیلی احساسیم دلم میخاد واسه طرف مقابلم هرچی میخاد فراهم کنم فقط مشکل بزرگی که دارم نمیتونم با هیچ دختری حرف بزنم ینی مجازی خیلی راحت مثل بلبل صحبت میکنم ولی حضوری که میخام مثلا تو پارک یا جایی به قول معروف مخ طرف رو بزنن یا صحبتی داشته باشیم نمیتونم جلو برم انگار ی چیزی تو بدنمه منو از حرکت منع میکنه تو رو خدا کمکم کنید همه سن کمترا حتی رفیقای من خیلی راحت به دختر مورد نظرشون رسیدند اما من هنوز موندم چطور حرف بزنم ینی وقتی میرم پارک با سه تا مدل دختر برمیخورم دختری که لش پوشه به قول معروف پرروعه بری سمتش فحشت میده دختری که با دوستاشه چند نفرن دختری که معمولیه اما کمکم کنید تو این سه مورد من چطور باید برم جلو واقعا خسته شدم از این وضع شدیدا احساس بی عرزگی میکنم من پسری ام که کلاس زبان و باشگاه و همه چیش به موقع اما تو این داستان باید چیکار کنم لطفا کمکم کنید تشکر

فاطمه
2 ماه قبل
پاسخ به  عرفان

سلام من 11 سالمه عاشق پسر خالم شدم اون 14 سالشه الان 2 سال هس که بهش علاقه مند شدم من روز 13 بدر به دختر دایی 8 سالم گفتم که به پسر خالم علاقه مندم اونم شب تولد خالم به پسر خال گفت که فاطمه دوست داره و از اینجا شروع شد من اون شب خیلی شیک و زیبا لباس پوشیده بودم داشتم با دختر خالم میرقصیدیم اون روی مبل نشسته بود اما اصلا نگام نمیکرد گفتم اشکال نداره 3 روز بعدشم تولد زن داییم بود تولد زن داییم تو سالن بود لامپ خاموش شیک و باکلاس و یک جورایی میشه گفت پارتی بود و شب قبل از پارتی داشتم بهش پیام میدادم بهش گفتم خیلی دوست دارم و این حرفا اونم گفت خب خب ایا بنده وکیلم شما را به عقد اقا طاها در بیاورم منم گفتم بله……………. و باهم رل زدیم و شبی که پارتی بود زیر چشی نگام میکرد و یکسر میومد تو باغ منو سریع پشت سرش میرفتم و باهم حرف میزدیم دختر خالم از عشق واین چیزا سر در نمیاره امده بود یک گوشه قایم شده بود و حرف های مارو گوش میداد 10 سالشه رفت به مامانم گفت مامانم بهش محل نداد و گفت اشکال نداره دختر خاله پسر خالندختر داییم رمز گوشی طاها رو بلد بود طاها گوشیش دست من بود اخه رفته بود دستشویی من میخواستم اب بخورم گوشی رو گذاشتم رو میز دختر داییم امد بازش کرد و من تا امدم دعواش کنم سریع فرار کرد منم نمیخواستم تو گوشیش فضولی کنم ناخاسته به صفحه گوشیش نگا کردم اسمای مخاطب ها رو نخوندم فقط دیدم بهد چند تا اسم استیکر قلب بود چشام داشت سیاهی میرفت والان 2 هفته است که باهم کات کردیم من خیلی دوسش دارم اما ان اصلا نگامم نمیکنه میشه بگید چکار کنم که دوسم داشته باشه کلی التماسش کردم و بش پیام دادم مامانم فهمید و بلاکش کرد دیگه نمیتونم بش پیام بدم بگید چکار کنم این عشق یک طرفه بشه 2 طرفه تو را خدا دارم دیوانه میشم حضرم بخاطرش خود کشی کنم

پریا دلیر
4 ماه قبل

سلام من یه دختر ۱۷ سالم
خیلی زود عصبانی میشم
مشکلم اینه که سر چیز های کوچک حرص میخورم
زود رنجم
اطرافیانم میگن بد اخلاقی
حتی خودمم دلم میخواد خوش اخلاق باشم
سر چیز های الکی اعصابم خورد میشه
یا قهر میکنم
چطوری این عادت هارو کم کم از سر بندازم
البته شرایط زندگیمم خوب نیست

Maryaam
5 ماه قبل

خسته نباشید … ببخشید من ی مشکل خیلی بزرگی دارم که میشه گفت تقریبا تمام ذهنمو درگیر کرده… شاید عشق ی طرفه رو تجربه کرده باشیم اما اینکه یه کسه دیگه ای بهت علاقه داشته باشه ولی تو نه به نظرم واقعا سخته. من اولاش دوس پسرمون خیلی دوست داشتم ولی الان به دلایلی هیچ حسی بهش ندارم و میشه گفت بعضی موقع ها تنفر احساس میکنم 🙂 به خاطر همین خیلی برام سخته که مثل قبل باهاش باشم و خودش هم فهمیده که ی جوریم… تا اینکه صبرم لبریز شد و یه شب بهش گفتم … اما به طرز عجیب و وحشتناکی شکست جوری ک من تاحالا گریه یه پسرو ندیده بودم … بهش گفتم میتونیم به جاش دوست عادی باشیم ولی همش میگفت پس اون همه عشقی ک بهت دارم چی و واقعا داشت خرد میشد… می‌گفت تو فقط میخوای خودت آروم و خوب باشی.
من نتونستم ناراحتشیو و … رو ببینم و گفتم شوخی کردم و عب نداره و بیا برگردیم مثل قبل و فراموش کن و از این حرفا… اونم بی برو و برگشت قبول کرد … ولی من هنوز کوچک ترین حسی بهش ندارم و نمیدونم واقعا باید چیکار کنم که ن اون آسیب ببینه و ن من ک نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم …

فریبا
7 ماه قبل

با درود
من فریبا هستم و حدود سه سال است که در آلمان زندگی میکنم. در بدو ورودم به آلمان حدود 50 روز با اصرار دخترعمه ام مهمان خانه او بودم و همه چیز تقریبا خوب بود تا اینکه کم کم متوجه شدم که وجود من ازاردهنده شده و داره خسته میشه در جستجوی خانه برامدم و با یکی از دوستان در شهر دیگری منزلی اجاره کردم و رفتم. بعد از چند ماهی موفق شدم کار پیدا کنم و خوشبختانه در فیلد کاری خودم با عنوان مهندسی مشغول شدم و اوضاع بهتر و بهتر شد. و رفتار دخترعمه سرد و سردتر شد. تا اینکه مادرش به رحمت خدا رفت و من یک هفته مرخصی گرفتم و ۱۴ ساعت راه را به جون خریدم و به دیدارش رفتم و یک هفته در کنارش بودم. بعد از مدتی از من خواست که برای پدرش دعوتنامه بفرستم من علیرغم میلم چون بهش مدیون بودم پذیرفتم اما مجدد گفت که میشه برای یک همراه هم دعوتنامه بفرستی و من چون احتمال میدادم اداره مهاجرت شهرمان قبول نکنه در کمال ادب گفتم که اجازه بده اول برای پدر ویزا بگیریم بعد برای نفر بعدی اقدام میکنم. از آن تاریخ تا به حال جواب تلفن مرا نمیدهد تا جاییکه به همسرش هم زنگ زدم پیام گذاشتم حتی به ایران به خواهرش زنگ زدم و گفتم من نگران حالش شدم اتفاقی افتاده در کمال خونسردی برای من نوشت نه اونا هم خوبند. خلاصه اینکه به حدی علیه من در ایران سم پاشی کرده است که پسرعمه ها و دخترعمه های دیگرم که در ایران هستند هم جواب مرا نمیدهند یا بسیار سرد پاسخ میدهند. حتی برای مراسم ازپواجم هم یک پیام تبریک ندادند و من نزد همسرم خیلی شرمنده شدم. این موضوع برایم بسیار ازاردهنده شده است. ناگفته نماند ایشان به خانواده اش نگفته است که در المان پناهنده شده است و همه فکر میکنند ایشان در المان دانشجو است. از زمانی که من توانستم به ایران بروم و مراسم عقد و ازدواجم را برگزار کنم و همسرم را هم به المان بیاورم همه متوجه موضوع شده اند. و اینکه من حالا دارم اینجا کار میکنم و اقامت دایم گرفته ام و هر سال یکی دوبار به ایران میروم باعث این جدایی ها شده است. حتی به من گفت به هیچکس در مورد نوع اقامت من چیزی نگو منم کلا سرم برای دردسر درد نمیکنه به هیچکس چیزی نگفتم. اما کسی که بعد از شش سال اقامت در المان حتی یکبار هم به ایران نیامده است حتی برای مراسم خاکسپاری مادرش همه را کنجکاو کرده است و همه داستان را متوجه شده اند. حالا من میخواهم هزینه اجاره بها و پذیرایی و مهمون نوازی 50 روز که مهمان ایشان بودم را به ایشان پرداخت کنم که دیگر مدیون شان نباشم و شاید این داستان غم انگیز تمام شود و علیه من اینقدر داستان سرایی نکند. چون یکبار خیلی گستاخانه ابراز داشت که تو همخانه ما بودی و خودت هم میدونی اینجا همه چیز گرونه و شرایط اقتصادی خوب نیست و شوهر من مدتها بیکار بوده و این حرفها بسیار مرا ازرده خاطر کرد. طوری که هر روز به خودم ناسزا میگم که چرا به خونه اش رفتم و تا اخر عمر باید بار منت ایشان بر سرم باشه. لطفا به من بگویید آیا تصمیم درستی گرفته ام یا خیر. چون میخواهم همه هزینه هایی که در این مدت 50 روز بابت اجاره منزلش و خورد و خوراک و بلیط اتوبوس و … تا جایی که خاطرم هست با ایشان تسویه کنم شاید این داستان تمام شود. عملا 7 ماه است که با من قطع رابطه کرده است و حتی مرا از همه صفحات مجازی بلاک کرده اما بدگویی مرا در ایران به حدی کرده است که اعتبار سالیان سال زندگی بی حاشیه مرا زیر سوال برده است. فقط دلم میخواهد با او بی حساب شوم و بهش مدیون نباشم وگرنه این ارتباط از نظر من تمام شده است. کسی که سالها به عزیزترین افراد زندگیش دروغ بگوید قطعا لایق ارتباط نیست. لطفا مرا راهنمایی کنید.
با سپاس فراوان

غزل
7 ماه قبل

با یه آقایی تصادف کردم برای گرفتن خسارت شماره همدیگرو گرفتیم در راستای تصادف و شغل ایشون یه مقدار معاشرت کردیم دو سه هفته از این ماجرا میگذره امروز بعد از چند خط چت کردن به واسطه یه پرسش کاری که از سمت من شروع شد در انتهای پیام استیکر بوس برای من ارسال کردن و بهم گفتن حس خوبی ازم میگیرن . من واقعا شک شدم و نمیدونم چه جوابی باید بهشون بدم. من حتی نمیدونم ایشون متاهل هستن یا مجرد

زهرا
9 ماه قبل

سلام ببخشیدمن حدود یه سال میشه ک ازدواج کردم قبلش معلمم ازم خواست تا باهاش ازدواج کنم من گفتم ن و اون گفت آن تو با یکی دیگ ازدواج کنی یه زوری میام و بهش میگم ک تو منو دوست داشتی حالا هم همش میاد به خوابم میگه نمیزارم راحت زندگی کنی وخیلی میترسم ک این حرفی رو ک گفته واقعیت بشه

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
8 ماه قبل
پاسخ به  زهرا

سلام دوست عزیز؛ توصیه میکنم برای حل این موضوع از روانشناس فردی ترجیحا با رویکرد روان تحلیلی کمک بگیرید.

مسعود
9 ماه قبل

باسلام.بنده زیاد شاخه به شاخه شدم و دلیل اصلیش هم اینه که نمیتونم ارتباط با افراد برقرار کنم یا ارتباط رو درست حفظ کنم.دید مردم و همکارانم نسبت به من خیلی تاثیر داره روی رفتارم

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
9 ماه قبل
پاسخ به  مسعود

سلام دوست عزیز؛ توصیه میشه که از روانشناس فردی راهکار بگیرید.

غزل
9 ماه قبل

سلام خسته نباشید. من 21 ساله هستم و دانشجو. مدتی با یک اقای 24 ساله هم دانشگاهی رابطه عاطفی به قصد ازدواج داشتم(بدون ارتباط جنسی) ایشون از دور یک مورد ایده آل بود اما در بطن رابطه متوجه شدم اختلال شخصیت خودشیفته داره. یکبار داشتم یک مطلب درباره تکنیک چراغ گاز میخوندم، احساس کردم تمام مطلب رو از زبان من نوشتن. هرچقدر از رنج و بی محبتی و تحقیر و بی توجهی ای که من در اون رابطه دیدم کم گفتم. دست خودش نبود ذاتا احساس همدلی نداشت اصلا. اختلال های شخصیت هم درمان ندارن ک امیدمیبستم بهش. تقریبا سه ماهی هست جدا شدم البته ما بین سه ماه یک دوره ده روزه با هم بودیم و مجدد جدا شدیم. چیزی ک اذیتم میکنه حسرتی هست ک میخورم. من دوستش داشتم. همش حسرت میخورم که اگر این مشکل رو نداشت چی میشد. اگه با محبت بود، اگه دلرحم بود اگه اذیتم نمیکرد اگه دروغ نمیگفت اگه برام وقت میذاشت‌، با حرفاش آزارم نمیداد…یعنی من میدونم ک کار درستی رو کردم. اصلا هم دلم نمیخواد برگردم. اما حسرت رابطه ی خوبی ک میتونستم باهاش داشته باشم ولم نمیکنه

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
9 ماه قبل
پاسخ به  غزل

سلام دوست عزیز؛ این ناراحتی و سوگواری بعداز دست دادن رابطه تا حدودی طبیعی است و رو به بهبود خواهید رفت. با خودتون فکر کنید که اغلب حسرت برای از دست دادن چیزهای مطلوب هست وقتی شما اینهمه موارد نامطلوب و حتی آزار دهنده ذکر کردین که در واقع خودتون رو رها کردید، حسرت چه چیزی رو میخورید؟ اگه فکر میکنید کنار مشاور بهتر میتونید این دوران رو سپری کنید، مرکز روان آرام بصورت حضوری و غیر حضوری میتونه در خدمتتون باشه.

میترا
9 ماه قبل

سلام با یه آقایی در ارتباطم که علی رغم میل من ارتباطمون کمه، هرچند زیاد نبودنش رو قبول کردم ولی وقتی من تماس نمیگیرم بعد 5-4 روز میپرسه چرا کمی چرا نیستی؟ چه جوابی میتونم بدم که منطقی باشه؟

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
9 ماه قبل
پاسخ به  میترا

سلام دوست عزیز؛ بدون داشتن اطلاعاتی درست و کامل از ماهیت و کیفیت رابطه، امکان راهنمایی صحیح و نظر دادن وجود نداره. میتونید برای بررسی دقیق تر جوانب رابطه، یا یک مشاور که در حیطه رابطه تخصص داره، مشورت کنید.مشاوره انلاین و تلفنی پیشنهاد میشه.

Shokoh
10 ماه قبل

سلام
من ادم خیلی استرسی هستم . امروز برای اولین بار منی که با هیج پسری حتی چند کلمه هم صحبت نمیشدم ،با پسری آشنا شدم در فضای مجازی و شماره دادم 😔خیلی نگران هستم و حال خوبی ندارم،من ۱۷ سال دارم و نمیدونم الان باید چیکار کنم
من درسم خیلی خوبه و اصلا اهل این کارا نیستم
چیکار کنم😢😢

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
9 ماه قبل
پاسخ به  Shokoh

سلام دوست عزیز؛ توصیه میکنم به کمک روانشناس منابع استرس و حال بدتون رو بررسی و رفع کنید تا بتونید با حال خوب و توجه روی درسهاتون تمرکز داشته باشید و مثل سابق موفق باشید. درمورد اون شخصی که اشنا شدید هم اگه حالتون رو بد میکنه و یا احتمال آسیب و افزایش اضطراب وجود داره، میتونید تمومش کنید. و این کاملا دست شماست.

علیرضا
10 ماه قبل

سلام خوب هستید… من ۱۹ سالمه و پسرم… من به تازگی حدود دوماه با یک خانومی که چیزی حول حوش ۳ ساله میشناسمشون وارد رابطه احساسی شدم که قبلش جفتمون از دونفر ضربه خورده بودیم… اوایل رابطه رابطمون عالی بود ولی الان من یک حس گنگی دارم ایشون واقعا و قلبا عاشق بنده هستش منم ایشون واقعا دوست دارم ولی یه حسی منو این وسط بشدت اذیت میکنه… به کمک نیاز دارم…

Last edited 10 ماه قبل by علیرضا
منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
9 ماه قبل
پاسخ به  علیرضا

سلام دوست عزیز؛ از اونجایی که باید رابطه تون کاملا بررسی بشه و منشا اون حسی که اذیتتون میکنه رو بایستی شناسایی کرد، لازمه که از مشاوره پیش از ازدواج که به مولفه های یک رابطه تسلط دارند کمک بگیرید.

سوگند
10 ماه قبل

سلام مشکل من اینه که وقتی دارم کار میکنم ذهنم کار درست رو میدونه و میدونم که چکاری درسته اماناخوآگاه توی تایپ یا انجام اون کار اشتباه میکنم و باعث میشه از لحاظ کاری ضعف داشته باشم به نظرتون علتش چیه و باید چیکار کنم؟

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
10 ماه قبل
پاسخ به  سوگند

سلام دوست عزیز؛ میتونید از تکنیک های مایندفولنس ( ذهن آگاهی) و راه های افزایش تمرکز بهره بگیرید و به کمک روانشناس فردی میتونید بررسی جامع تری از شرایط خودتون داشته باشید و راحت تر مشکلتون رو برطرف کنید.

پریسا
10 ماه قبل

سلام،، من. تو. رابطه با کسی هستم که بهم خیلی علاقه داریم. ولی بشدت زودرنج شدم و در برابر هرحرفی سریع واکنش تند نشون میدم.. ممنون میشم راهنماییم کنین

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
10 ماه قبل
پاسخ به  پریسا

سلام دوست عزیز؛ رابطه شما و تغییر خلق شما دو مساله ای جداگانه هست که باید بررسی بشود که ایا بهم مرتبط هست یا خیر. پس قبل از هر چیز دلایل تغییر خلق و زود رنجی خودتون رو بررسی بفرمایید. توصیه میکنم با کمک مشاور این کارو انجام بدین.

محفوظ
11 ماه قبل

سلام من 32 ساله هستم و یکسال هست با همسرم که عقد کرده ام همسرم مدتی در یک کلینیک به عنوان منشی مشغول به کار بوده است . به تازگی از محل کار خود با انتخاب خودش بیرون آمده اما بعد زا یکماه من متوجه شدم جایی که رد آن مشغول به کار بوده کارفرما از وی درخواست رابطه جنسی داشته اما همسرم موافقت نکرده و به همین دلیل از آنجا بیرون آمده است .
حالا بعد زا یک ماه تقریبا مجدد باید با همسرم جهت انجام کاری باید به آنجا مراجعه و با کارفرمای قدیمش روبه رو شوم
میخواهم بدانم بهترین عکس العملی که میتوانم نشان دهم چیست ؟ و چگونه باید با کار فرما صحبت کنم که هم متوجه کار زشتش شود و خودم هم آرام شوم

Hadise
11 ماه قبل

سلام من با یکی اشنا شدم و دوست شدم اوایل خیلی اصرار برای در رابطه بودن داشت و در طول روز به هر بهانه ای میخاست حرف بزنه اما الان مدت کمی باهام حرف میزنه و خیلی با دخترهای دیگه گرم میگیره نمیدونم چیکار کنم ک بسمت خودم بکشونمش وعاشق خودم کنم راه حلی دارید؟

پریا
11 ماه قبل

سلام ببخشیدمن خیلی وقته که این مشکلو دارم ولی فکر میکردم که خودش به مرور زمان که بزرگتر شم و از این سن برم بالا تر مشکلم حل میشه اما اشتباه فکر میکردم هرچی مطالب تو گوگل خوندم یا با مشاوره حرف زدم حل نشد من نمیتونم با ادمای جدید به راحتی ارتباط برقرار کنم همه فکر می‌کنند کم حرفم یا بد اخلاقم اما این شکلی نیست من دوست دارم با دیگران حرف بزنم با ادمای جدیدی آشنا شم ولی نمیشه تا میرم این کارو کنم استرس میگیردم و وقتی استرس میگیرم بدنم واکنش نشون میده یا میلرزه یا برای یک فعالیت مطالبی که حفظ میکنم همرو یادم میره بخاطر استرسم خیلی دوست دارم مهربون باشم اما نمیتونم محبت کنم از هر اشتباهی که میکنم تا چند روز بعد فقط خودمو سرزنش میکنم که چرا این کارو کردم خیلی سعی میکنم که استرس نگیرم ولی نمیشه هر تمرینی تا حالا کردم ولی تا با یه آدم جدیدی حرف میزنم از استرس زیادم یا نفسم میگیره یا به لکنت زبون میوفتم همه فکر می‌کنند مشکل دارم اما اینطوری نیست همیشه مواظب خودم هستم که یا سوتی ندم یا لباسام چیزیش نباشه دوست دارم آدم شوخی باشم ولی نمیتونم هر کاری کردم که این مشکلم حل شه ولی نمیشه گفتم اینجام بگم شاید حل بشه

منصوره فرهادی (کارشناس تیم محتوای روان آرام)
9 ماه قبل
پاسخ به  پریا

سلام دوست عزیز؛ به نظر میرسه شما از اضطراب اجتماعی رنج میبرید.و این موضوع علاوه بر روابطتون میتونه تحصیل و اشتغال شما رو مختل کنه. برای جلوگیری و پیشرفت این مساله، حتما از روانشناس متخصص در رویکرد شناختی رفتاری کمک بگیرید و از رنج و اضطراب خودتون خلاص بشین و با جرات و اعتماد بنفس در جامعه به زندگیتون ادامه بدید.

هانا
11 ماه قبل

سلام دوستم داشت باهام درد و دل میکرد بعد اومد گفت تو ام اگه دوستی داشته به من پیانمیدادی منم ناراحت شدن بهش پیام ندادم به نظرتون چیکار کنم چی بگم؟

پاسخگوی شما 9 الی 21

88216100 نوبت‌دهی مشاوره