به راحتی وقت مشاوره بگیرید

همه ما در مراحل و زمان هایی از زندگی نیاز به صحبت کردن و مشاوره گرفتن از فردی داریم که بتواند ما را درک کند.

مواجهه با شکست عشقی

مواجهه با شکست عشقی
بدون شک یکی از قدرتمند احساساتی که در ذات وجودی هر انسان قرار دارد، عشق است. هدیه ای از طرف پروردگار به مخلوقات خود که همانند هر چیزی در جهان هستی می تواند جنبه های مثبت و منفی داشته باشد. عشق می تواند موجب شادی، آرامش و ایجاد حس خوشبختی و انگیزه در شما باشد. حال آنکه در نقطه مقابل می تواند تبدیل به آزاردهنده ترین احساس زندگی تان شود. دوست داشتن و فراتر از آن عشق بصورت ذاتی ماهیتی مثبت دارد، اما در صورت نداشتن یک رابطه عاطفی موفق و شکست در آن، می تواند آسیب های بسیاری را به زندگی شما وارد کند. هنگامی که شما یک رابطه عاطفی را بهم زده اید یا طرف مقابل تان شما را طرد کرده است، تنها چیزی که برایتان باقی می ماند خاطرات و عادت ها و روند سابق زندگی شماست که فاصله گرفتن از آن ها باعث ایجاد حس ترس و از بین رفتن اعتماد به نفس در شما می گردد. اولین سوالی که برای هر شخصی پیش خواهد آمد، این است که با شکست عشقی چه کنم ؟ در این مقاله به پاسخ سوال شما و مواجهه با شکست عشقی اشاره شده است:

 

مواجهه با شکست عشقی

پیش از مطالعه این مقاله، مشاهده این ویدیو می تواند به شما در مواجهه با شکست عشقی کمک بزرگی کند.

1- رو به جلو حرکت کنید

همه می دانند که پایان دادن به یک رابطه ی عاطفی، کار بسیار دشواری است و مواجهه با شکست عشقی یا از دست دادن شریک زندگی باعث ایجاد ناراحتی و حس ترس در افراد می گردد . چه شما رابطه ی خود را تمام کرده باشید و چه طرد شده باشید، قطعا دلیل محکمی برای تصمیم خود داشته اید که برای یک یا دوطرف رابطه آزار دهنده بوده است. اگر چه با فکر کردن به اتمام رابطه، از خودتان خواهید پرسید که «با شکست عشقی چه کنم ؟» و به نظر پیدا کردن پاسخ آن برایتان دشوار خواهد بود، با این حال می بایست به تصمیمتان پایبند باشید.

در این شرایط، برای درمان شکست عشقی، بهتر است که خودتان را کنترل کنید. قبل از هر درخواستی از شریک عاطفی خود، به این فکر کنید که آیا آن چه شما را ناراحت کرده است، از دست دادن یک شریک زندگیست یا خود آن فرد؟ این دو تفاوت زیادی با هم دارند. اگر شما تنها از ترس تنها شدن است که در رابطه ای مانده اید، بهتر است کمی عمیق تر فکر کنید. مطمئنا شما تنها نخواهید ماند و طرف مقابل تان هم تنها نیمه گمشده زندگی تان نبوده است، پس حالا که رابطه تان به اینجا کشیده شده است، بهتر است که از او شانس دوباره ای نخواهید.

 

2- فکر کردن به نقاط ضعف و قوت زمان مواجهه با شکست عشقی

معمولا بعد از گذشت مدتی کوتاه از اتمام یک رابطه و ترس از این که با با شکست عشقی چه کنم ، به طور ناگهانی ذهن شما شروع به مرور کردن خاطرات خوب رابطه ی قبلی و فراموش کردن نقاط ضعف فرد مقابل و دلایلی بوجود آمدن اختلافاتی که در نهایت منجر به فروپاشی رابطه شده است، خواهد کرد. این امری است طبیعی! اما باعث ایجاد افسوس و حس دلتنگی نسبت به رابطه ی قبلی خواهد شد.

برای جلوگیری از این اتفاق سعی کنید دلایل بالقوه ای که باعث از بین رفتن رابطه شده است را به همراه نقاط ضعف طرف مقابلتان بر روی یک کاعذ یادداشت کنید، تا هنگامی که دلتنگ شدید، به خودتان یاد آوری کنید که چه دلایلی باعث از بین رفتن رابطه ی شما شده است. همچنین یکی از افکاری که با آن می‌توانید خود را از غم و اندوه نجات دهید این است که با خود تکرار کنید: ” من برای شاد بودن به هیچ‌کس و هیچ‌چیز نیاز ندارم.

 

3- جلوگیری از تکرار اشتباهات

نحوه ارتباط خود را با شخصی که از او جدا شده اید، تغییر ندهید. شما نمی توانید دوست اجتماعی یکدیگر باشید. این مساله هیچگاه کمکی به طرفین رابطه و جلوگیری از مواجهه با شکست عشقی نخواهد کرد و جز آزار رساندن به یکدیگر چیز دیگری نصیب شما نخواهد شد. هیچگاه یک رابطه عشقی به یک دوستی تبدیل نمی شود.

برای یافتن پاسخ این سوال که با « با شکست عشقی چه کنم » ، در اولین قدم سعی کنید تمامی شماره ها، پروفایل های فضای مجازی و عکس های مشترک را از پاک کنید تا دیگر با آن ها برخورد نداشته باشید. این کار تنها باعث مرور خاطرات و ترس و دلتنگی شما خواهد شد. حتی در صورت لزوم از رابطه با دوستان مشترکتان نیز پرهیز کنید. البته اینکار را فقط تا زمانی که توانستید با واقعیت کنار بیایید انجام دهید. دوستان مشترک و فعالیت‌های مشترک اجازه نمی دهند که به طول کامل از او جدا شوید. پس دنیایی از دوستان جدید و فعالیت‌های جدید برای خود بسازید.

از قرار گرفتن در یک رابطه زودهنگام بپرهیزید! زیرا معمولا در این شرایط یکی راه های فرار از بحران پناه بردن به یک رابطه جدید است. بی شک اینکار از چاله به چاه افتادن است، زیرا در این مرحله شما قدرت تصمیم گیری درستی ندارید و ممکن است پیوند عاطفی عجیبی بین شما و شخص جدید شکل بگیرد و مورد سواستفاده قرار بگیرید و به اعتماد به نفس شما، آسیب های جدی وارد شود.

 

4- دوران گذار و بازسازی اعتماد به نفس

اگر سه مرحله قبل را به خوبی پشت سر بگذارید، می توان گفت در این مرحله شما به دوران گذر از بحران گام برداشتید و نیمی از پاسخ مهم ترین سوال تان « با شکست عشقی چه کنیم » را پیدا کرده اید. نکته مهمی که در این مرحله باید به آن توجه کنید، این است که برای مواجهه با شکست عشقی خاطرات خود را سرکوب نکنید؛ زیرا این کار اهمیت آن ها را در ذهن شما بیشتر می کند. از خودتان توقع نداشته باشید که در یک شب، همه چیز را فراموش کنید. سعی کنید در هنگام مرور خاطرات به یادداشتی که قبلا تهیه کردید، مراجعه کنید.

احساساتتان را جمع‌آوری و دسته ‌بندی کنید و سعی کنید برای استفاده از آن ها راهی پیدا کنید. اما بهترین راه، کمک کردن به یک شخص دیگر است، به‌خصوص اگر آن شخص باشکست عشقی روبرو باشد. این کار شما را از دردها و رنج‌هایتان دور خواهد کرد.

همچنین مراجعه به یک روانشناس، بهترین پاسخ و راه حل برای اصلی ترین سوال ماست، وقتی می خواهیم بدانیم که با شکست عشقی چه کنم؟

 

5- عدم جلوگیری از طوفان احساسات

همان گونه که خنده دوای بسیاری از درد هاست، گریه نیز می تواند باعث بهبود برخی از زخم های روحی مانند مواجهه با شکست عشقی شود. اشک ریختن باعث سبک شدن روح و روان شما خواهد شد. همچنین می توان باعث از بین رفتن خشم نسبت به از دست رفتن رابطه قبلیتان شود. پس به خاطر غرور یا هر چیز دیگری جلوی اشک خود را نگیرید. باید مشخص کنید کدام فعالیت‌ها حال شما را خوب می‌کنند و کدامشان باعث طغیان احساسات بد می‌شوند و برای اینکه دقیقا بفهمید، باید آن ها را امتحان کنید و بعد در لیست فعالیت‌ هایی که باید انجام دهید یا فعالیت‌ هایی که نباید انجام دهید، قرار دهید.

 

6- ایجاد تغییرات در سبک زندگی برای مقابله با شکست عشقی

یکی دیگر از راه های مواجهه با شکست عشقی این است که تا جایی که می توانید در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. از چیدمان منزل گرفته تا سفر کردن به مکان های جدید. تفریحات جدیدی برای خود دست و پا کنید و از رفتن به مکان هایی که در آن خاطراتی دارید، بپرهیزید. سعی کنید به دنبال یادگیری یک مهارت جدید باشید و زمان خودتان را بیهوده هدر ندهید. سعی کنید برای تمامی ساعات روز و شب برنامه داشته باشید و از ماندن در خانه و بطالت گذراندن لحظاتتان بپرهیزید. به خودتان یادآوری کنید: اگر می خواهم بدانم که با با شکست عشقی چه کنم ، باید خوشحال باشم!

اگر در گذشته ورزش نمیکردید، حتما ورزش کنید؛ زیرا با دویدن، شنا، نرمش، پیاده‌روی و … غم و اندوه ناشی از مواجهه با شکست عشقی را کاهش می دهید. ورزش، سروتونین را افزایش می‌دهد و مغز را مجبور می‌کند برای رشد و بازسازی سلول‌های عصبی، موادشیمیایی ترشح کند. در ضمن ورزش کردن مخصوصا در ساعات منتهی به شب باعث خستگی بدن و خواب ایده آل برای شما می شود و ذهن آرام و آماده ی خوابیدن فرصتی برای فکر کردن به گذشته را نخواهد داشت.

 

7- امید داشته باشید و بدانید که شخص ایده آل خود را خواهید یافت

حسی قوی‌ تر از ترس وجود دارد و آن بخشش است. اما برای این که بتوان بخشید باید از گذشته گذر کرد و برای گذر کردن از گذشته، باید امید داشت به روزهای بهتری که در راه است. امید به اینکه این درد و پوچ بودن که در میان فعالیت‌ ها، گردنتان را می‌گیرد، همیشه با شما نخواهد ماند. امید، یعنی ایمان داشتن به اینکه روزی غم‌هایتان بخار می‌شوند و تا همیشه لبخندهایتان زورکی و بی‌رنگ نخواهد بود. اطمینان داشته باشید سرنوشت این جدایی را به یک آشنایی مناسب با نیمه گمشده یتان شیرین خواهد کرد و شما در نهایت می فهمید که با شکست عشقی چه کنم و چگونه به سوی آینده ای پر از اتفاقات اسرار آمیز حرکت کنم.

مواجهه با شکست عشقی

8- از شکست تان درس بگیرید

حالا که مواجهه با شکست عشقی راپذیرفته اید و رابطه ی شما تمام شده است، ممکن است زمانی که به آن فکر می کنید، حس پشیمانی به سراغ تان آید اما بدانید که هیچ اتفاقی بی دلیل نیست. به جای پشیمان بودن بهتر است که از رابطه گذشته تان درس بگیرید. با خودتان بگویید «چگونه می توانم آدم بهتری در رابطه بعدی ام باشم؟» یا «کدام اشتباهات را نباید تکرار کنم؟»… اگر کمی مثبت اندیش تر باشید، از جنبه های مثبت تجربه ای که داشته اید درس خواهید گرفت.

 

جمع بندی:

همه ما در مسیر زندگی مان موفقیت ها و شکست های زیادی را تجربه خواهیم کرد. هر شکست، درسی برای پیروزی بزرگتر است. اگر در رابطه ای شکست خورده ایم، از آن درس بگیریم. در میان هشت میلیارد جمعیت زمین، ما نیمه گمشده و فرد مناسب خود را پیدا خواهیم کرد. از روابطی که به پایان رسیده اند، گذر کنیم و روش های مواجهه با شکست عشقی را امتحان کنیم و به آن ها پایبند باشیم. ایمان داشته باشیم که اتفاقات بهتری پیش روی ماست.

مهمترین قدم برای مواجهه با شکست عشقی چیست؟

پایبند بودن به تصمیمی که گرفته اید، کنار آمدن با واقعیت و حرکت کردن به جلو.

آیا می توان با شریک عاطفی در رابطه قبلی، دوست اجتماعی بود؟

خیر! یک رابطه عشقی به یک دوستی تبدیل نمی شود.

چگونه می توانیم از شکست عشقیمان درس بگیریم؟

حالا که مواجهه با شکست عشقی راپذیرفته اید و رابطه ی شما تمام شده است، ممکن است زمانی که به آن فکر می کنید، حس پشیمانی به سراغ تان آید اما بدانید که هیچ اتفاقی بی دلیل نیست. به جای پشیمان بودن بهتر است که از رابطه گذشته تان درس بگیرید. با خودتان بگویید «چگونه می توانم آدم بهتری در رابطه بعدی ام باشم؟» یا «کدام اشتباهات را نباید تکرار کنم؟»... اگر کمی مثبت اندیش تر باشید، از جنبه های مثبت تجربه ای که داشته اید درس خواهید گرفت.

2 نظرات
جدیدترین ها
قدیمی ها بیشتر رای
Inline Feedbacks
مشاهده همه کامنت ها
الناز حبیبی
7 ماه قبل

سلام و عرض ادب خسته نباشید من دخترم و 19 سالمه 6 سال پیش یکی از پسر های فامیل به اسرار خانوادش برای خواستگاریم میان ولی در صورتی که خود طرف اصلا رضایت به چنین کاری نداشته و من هم از این موضوع اطلاع نداشتم 8 ماه تموم باهم نامزد بودیم و من آدمی هستم که به راحتی دل میدم و نمی تونم وقتی کسیو خیلی دوست دارم از دست دادنش رو ببینم توی تمام 8 ماه با احساستم بازی کرد و من چون سنم کم بود نمی دونستم اون منو دوست نداشت چون با اسرار اومده بود بزور. اما من عاشقانه دوستش داشتم و حتی یک روز نبودش زندگی برام میشد زهر اعتیاد داشت و خانواده من هم بعد از رابطه ما این موضوع رو متوجه شدن یک هفته مونده به عقد برادرم بهش گفت یا درست میشی بعد با خواهرم عقد میکنی اگر که واقعا دوستش داری یا اگر نمی خوای پشت گوشت رو دیدی خواهرم رو هم میبینی اونم بعد از سه روز به من پیام میده و براحتی خودش رو میکشه کنار و میره و من چون نمی دونستم معتاده و …… به خاطر همین خیلی دوستش داشتم و دیوونش بودم هر چی بهش اسرار کردم گفت نه نرو من نمی تونم بدون تو باشم اما اون بدون توجه گذاشت و رفت از اونجایی که من بچه بودم و سنم کم بود بد دلم شکست و خیلی آروم و بی صدا خورد شدم بعد از یک سال زجر کشیدن و تو خودم بودن شب و روز اشک ریختن تونستم خودمو آروم آروم خوب کنم و همه چی برگرده به حالت اول حالا یک رابطه جدیده یک هفته ای با یک پسر پیدا کردم که واقعا عاشقش شدم و دست خودم نیست از اینکه قبلا ضربه بدی خوردم میترسیدم که اینم بذاره و بره هر روز بهش میگفتم من بدون تو نمیتونم حتی نفس بکشم و این احساسم واقعا نسبت بهش راست و حقیقی بود ولی اونم همین دیشب گفت منم دوست دارم ولی متاسفم که نمیتونیم با هم باشیم گفتم من با تو روراست بودم و تا آخرشم هستم به تو هم همه چیو در مورد خودم گفتم که بدونی که بعد ها مشکل نشه و تو گفتی من میمونم باهات تنهات نمیذارم ولی چرا داری میری میدونی که دوباره خورد میشم و این دفعه بد تر از دفعه قبل میشکنم اما باز هم روی حرف خودش موند و رفت و من الان فقط دارم عذاب میکشم پر از بغضم و دلم داره میترکه نمی دونم باید چکار کنم نمیدونم چرا مردها انقدر راحت میتونن دل بکنن در صورتی که زنا براشون این کار خیلی سخته فقط خواهش میکنم جواب بدین و راهنماییم کنید ممنونم

پاسخگوی شما 9 صبح الی 12 شب

phone تماس با ما formنوبت دهی سریع