به راحتی وقت مشاوره بگیرید

همه ما در مراحل و زمان هایی از زندگی نیاز به صحبت کردن و مشاوره گرفتن از فردی داریم که بتواند ما را درک کند.

مشاوره درمان افسردگی

مشاوره درمان افسردگی

مشاوره درمان افسردگی


مشاوره درمان افسردگی و تکنیک و روش های درمان افسردگی چگونه است؟ به بیان ساده می توان گفت افسردگی یکی از حالت های روحی است که در برخی از افراد نمود پیدا می کند بطوریکه فرد در درون خود احساس غم و نا امیدی و یا از دست دادن علاقه ی خود به چیزهایی که قبلا با آنها احساس رضایت داشته را دارد. تا به امروزه دلایل اصلی بروز این مشکل در افراد به روشنی مشخص نشده اند اما پر واضح است که مسایلی از قبیل عدم موفقیت و یا فقدان برخی از موارد در زندگی باعث بروز حس افسردگی می گردد. البته باید گفت که در سالیان گذشته ثابت شده است که این بیماری می تواند ریشه وراثتی نیز داشته باشد.

در مجموع باید گفت افسردگی می تواند تاثیرات مخربی را چه از نظر جسمی و چه روحی بر روی افراد بگذارد و باعث ایجاد تغییراتی بر جنبه‌های هیجانی شناختی رفتاری و فیزیکی می‌شود. مشکلاتی نظیر عدم علاقه به کارها و عدم لذت، کاهش میل جنسی، ناامیدی به آینده، بی‌انگیزگی، پوچ‌گرایی و غمگینی ،احساس بی‌فایدگی و تهی بودن، ناامیدی، باورهای بدبینانه، افکار خودکشی یا طرح نقشه برای خودکشی به علت احساس ناتوانی یا بی ارزشی، ناتوانی تمرکز و تصمیم‌گیری از اثرات هیجانی و شناختی است که در هنگام افسردگی به سراغ افراد می آیند. همچنین مشاهده شده که برخی مشکلات رفتاری نیز نظیر آرام صحبت کردن و آرام راه رفتن، خستگی مفرط، کم‌تحرکی روانی حرکتی و گاهی برعکس پرتحرک روانی حرکتی، شلخته و کثیف بودن و اهمیت ندادن به بهداشت شخصی از مواردی است که فرد افسرده را درگیر خود کرده است.

برخلاف باور عموم که این بیماری فقط تاثیر بر روح و روان افراد دارد باید گفت که افسردگی می تواند حتی با عث بروز مشکلات فیزیولوژیکی نظیر اضافه یا کاهش حداقل پنج کیلو در ماه، بی‌خوابی یا پرخوابی، یبوست، اختلال سیکل ماهیانه افزایش زمان سیکل یا عدم آن، کاهش میل جنسی یا از دست دادن علاقه در فرد بیمار گردد.

درمان افسردگی شدید

شاید بتوان دلایلی که در زندگی امروزی باعث ایجاد این مشکلات در فرد می گردد را بطور خلاصه در چند مورد بیان اینگونه بیان کرد:

  • خیانت شریک زندگی یا معشوقه
  • عدم وجود آرامش در زندگی یا مشکلاتی که منجر به جدایی و طلاق گردد.
  • بیمار بودن و فوت یکی از بستگان و عزیزان
  • مشکلات ایجاد شده بدلیل شرایط بد مالی
  • داشتن تجربه های بد در زندگی (مانند تجاوز جنسی)
  • افسردگی ناشی از زایمان
  • بیماری های خطرناک جسمانی از قبل سرطان، ایدز، بیماری ها قلبی ، دیابت ، آلزایمر و …
  • داشتن فرزندان استثنایی مانند کودکان سندرم داون ، نقص حرکتی ، عقب ماندگی ذهنی و …
  • عدم داشتن اعتماد به نفس
  • نوسان و تغییرات هورمن های بدن
  • قطع رابطه عاطفی یا احساسی ( شکست عشقی )
  • اعتیاد به مواد مخدر و الکی
  • ناکامی در برآوردن احتیاجات و نیازهای خود
  • داشتن اختلال شخصیت مانند وابسته بودن
  • شکست در کار و شغل

موارد فوق را می توان در حال حاضر مهمترین دلایل بروز مشکلاتی نظیر افسردگی و یا اختلالات روانی دانست که باعث ایجاد نشانه هایی از این بیماری می گردد.متخصصان و پزشکان باتجربه همواره توصیه می کنند که با پدیدار شدن اولین نشانه از این بیماری قبل از بوجود آمدن آسیب های جدی در شخص بیمار ، هنگامی که خود فرد و یا اطرافیان متوجه بروز این نشانه ها شدن فورا برای آغاز پروسه درمان به یک متخصص و یا مشاوره درمان افسردگی مراجعه کنند

مواردی که در زیر ذکر شده می تواند از نشانه های بارز ابتلا به افسردگی در افراد باشد:

  • افراد افسرده دارای حالات روحی غمگین و افسرده هستند و تمایل زیادی به اشک ریختن دارند و به مشاوره افسردگی نیاز دارند و بطور دائم از محیط اطراف خود گله دارند و شکایت می کنند.
  • همواره کارهای مهم و روزمره خود را به تعویق می اندازند.
  • تمایل زیادی به انزوا دارند و از دیگران کناره می گیرند.
  • همواره نسبت به گذشته احساس شکست میکنند و نسبت به آینده بدبین هستند.
  • درخود احساس گناه میکنند و همواره خود را از بابت اشتباهات خود سرزنش می کنند.
  • این افراد بدلیل کم شدن ترشح هورمون های درونریز خود مانند هورمون احساس گرسنگی، اشتهای خود را از دست می دهند و دچار کمبود وزن می شوند.
  • حالات پرخاشگرانه و برانگیختگی در مواجه با کوچکترین تحریک ها و تکانه ها را دارند.

درمان افسردگی شدید

البته باید گفت تغییر در سبک زندگی در هنگام بروز مشکلات در زندگی باعث پیشگیری و لااقل کاهش آسیب های ناشی از بروز این بیماری می گردد.

  • تنفس خود را کنترل کنید و سعی کنید آرام نفس بکشید.
  • خواب شبانه خود را نظم دهید.
  • با افرادی که نگرش مثبت دارند رابطه برقرار کنید.
  • از روش ریلکسیشن استفاده کنید.
  • نوشیدنی بیشتر استفاده کنید.

 

 

سایر مطالب :
روانشناسی ازدواج
مشاوره ازدواج
مواجهه با شکست عشقی 
مشاوره کودک
روانشناسی خانواده 
مشاوره خانواده 
دکتر مشاوره خانواده 
مشاوره زندگی مشترک 

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید از طریق راه های ارتباطی با ما در تماس باشید.

راه های ارتباطی مرکز

تلفن:

88216100

88216200

آدرس:

تهران، میدان ونک ،خیابان ملاصدرا، خیابان شیرازی شمالی ،نبش کوچه شهریار  ،پلاک 181، طبقه 3، واحد 16

 

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

7663
7662
مشاوره درمان افسردگی | مشاوره درمان افسردگی | مشاوره درمان افسردگی | مشاوره درمان افسردگی | مشاوره درمان افسردگی
جدیدترین ها قدیمی ها بیشتر رای
نام *میلاد

سلام میلاد هستم 25 سالمه خیلی وقته دس ندارم با کسی ارتباط داشته باشم بیشتر وقتا خونه ام حتی دوست های قدیمی ام بهم پیام میدن جوابشونو نمیدم خیلی وقتا هم فکرای بدی ب سرم میزنه حتی ب خودکشی ام فک کردم میدونم خیلی بده این وضعیتم ولی نمیتونم خلاص بشم ظاهرمم خیلی خوبه و خیلی خوشتیپم ولی نمیتونم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم خیلی ام مقاله خوندم ولی هیچکدون نتوسته بهم کمک کنه خواهش میکنم ی راه حل خوب بهم بگید ممنون

Fatemeh

هی من خودم آ شما بدترم

پدرام

منم مثله توام…

هستی

سلام منم دقیقا مث توام اما من متاهلم و زندگی واقعا برام سخته همسرم باعث افسردگی من شد
اینقد بهش وابسته شدم ک در نبودش حالم بدمیشه لرزش پیدا میکنم مث دیوانه هامیشم اما او معتاداست فقط ب خودش فکر میکنه نمیدونم چجور ازاین باتلاق باید نجات پیدا کنم واقعا هیچی برام معنا نداره خیلی تنهام باهیچ کس نمیتونم درد دل کنم پیش مشاور هم متاسفانه نمیتونم برم ب دلیل هزینه هاسنگین

شهین جوادی

سلام با معتادنمیشه زندگی کردجوانی خودتو حدرنده

ساغرر

دقیقااااا منم با معتاد 2 سال زندگی کردم منو تا پای سیگاربرد ولی الان انقدر دخترخوبی شدمممم خخخخ

نیما.کرج

سلام.برای مشاوره رایگان میتونین به مراکز بهداشت محل تون مراجعه کنین.بهشون بگین نساز فوری دارین اگه نزدیکترین نزدیکترین مرکزبهداشت مشاوره مشاوره وروانشناس نداشته باشن به مرکز جامع سلامت منطقه زندگیتون ارجاع میدند.

M 3535

منم مثل شما هستم و به خودکشی فکر میکنم نه میخوام درمان بشم و نه میتونم اینطوری ادامه بدم خیلی شرایط زندگیم سخت شده

نیوشا

دقیقا منم اینجوریم

علیرضا

داداش ایرانی هستی عادیه منم اینجوریم هعی!!!!

علی

منم مشکل برقراری ارتباط با ج… رو دارم

نام *2934sara

سلام وقت بخیر من چند ماه پیش با ی پسر تو اینستا گرام اشنا شدم عکس های خوبی از خود گزاشته بود من شروع کنننده رابطه بودم بعد ها فهمیدم اصلا ادم جالبی نیست همش بهم پیشنهاد های بد میداد میگفت تو رابطه باید همه چی باشه من نمیتونستم قبول کنم اخه خانوده مذهبی دارم بخاطر همینم ازم جدا شد الان بعد گزشت چند ماه دلم خیلی براش تنگ شده از طرفی ام میدونم اگه بهش پیام بدم حتما در مورد خواستش بهم میگه لان من باد چیکار کنم ک فراموش کنم با کسی دیگه ام نمیتونم دوس بشم چون… بیشتر بخوانید »

شهین جوادی

سلام شما کاملا دراشتباه هستین ارزش خودتونو پایین نیارین مگه شما مشکل خاصی دارین که دلتون برای همچین آدمی تنگ بشه جالبه وقتی خودت به خودت ارزش قایل نمیشی چه انتطاری از یه مرد مذهبی نام داری که دنبال سواستفاده هست

Amir nsr

عزیزم روحتو ازاد کن از این موضوع من خودم داخل رابطه هستم چیزی ک شما میگید ی پسر ازتون خواست کاری بکنید و شما نتونستید هیچ مشکلی نداره ن عزیزم همه پسرا مثل هم نیستند من الان یک پسرم خانومم منم همینجور بود عزیزم منم ب خانومم و این کاری ک نمیتونستم انجام بده گیری ندادم و اصلا واجب نکردم اصلا و من رفتم داخل رابطه تا اینکه ۱۱ماه یا ۱۰ ماه از رابطمون گذشت باز بیانش کردم و خانومم نصبت ب قبل یکم نظرش عوض شد و کم کم ب مرور زمان درست شد این موضوع ن عزیز من… بیشتر بخوانید »

اوا

هیچی..ولش کن حالافقط باهاش چت کردی ..دلت تنگ شده باشه هم سعی کن بهش پی ام ندی…درضمن اینا خیلی مشکلات پیش پاافتادس اگه قراره ب خواسته هرکسی تن بدی ک نمیشه زندگی کرد

هستی فرشچیان

من 24 سالمه و توی شیراز زندگی میکنم با پسر خالم ک خیلی همو دوس داشتیم نامزد کردم بعد اینکه نامزد کردیم ب همراه مادرش رفتن ترکیه بعد رفتنش دیگه بهم پیام نداد و زنگم نزد دو ماه ازش خبر نزاشتم تا اینکه برگشتن از ترکیه با مادرش دیدم با ی دختر تو ترکیه اشنا شده و باهاش ازدواج کرده منم مجبور شدم ترکش کنم بعد اون همه مراسم و اینجور حرفا ولم کرد مدت هاست ک تنهام و افسرده شدم و دارم دیونه میشم دوستام میگن فراموشش کنم اون ماجرا رو ولی نمیتونم راه حلی اگه دارین ممنون میشم… بیشتر بخوانید »

نیوشا

عزیزم منم مثل دوستات میگم فراموشش کن منم با ی پسر نامزد کردم ولی بعد چندروز دیدم زن گرفتع و منو ول کرد حتی اومد دم خونمون گفت طلاق میخوام واس همین الان طلاق گرفتیم تازع با دعوا اومدع بود گفت طلاق میخوام جوری ک همع انگشتشون ب من و ب خانوادم بود الان نزدیک 2 ماهع از خونع بیرون نمیرم فقط میرم تراس بیرونو نگامیکنم بعد میام تو خونع حالم بدتر میشع حتی مامانم اینا برام سگ گرفتن ولی اونم حالمو خوب نکرد حستو درک میکنم منم نمیتونم فراموشش کنم ولی همع پسرا مثل همن نباید زود بهشون پا… بیشتر بخوانید »

Amir nsr

عزیزه حرفت درست هیچ پسری شبی هم نیستن اینجا مهمه ک شما با تصمیم درست جلو نرفتین ک الان ب روحیه خودتو صدمه زدین و ایشالله همچی واستون درست بشه درکت میکنم ولی هر پسری مرد نیست هر مردیم نر نیست کسی ک شما باهاش بودین ن پسر بود ن مرد ن نر بلکه ببخشید لاشی بود لیاقتتو نداشت

ایسان

من یه دختر ۱۴ ساله ام ک ۹۰ درصد تو خونه تنها ام و خسته ام و گوشه گیر احساس گناه می کنم با اینکه هیچ کار اشتباهی نکردم دوس دارم تو اتاقم تنها باشم و وقتی کسی میاد تو اتاقم دوس دارم زود تر بره از نظرم زندگی بیخودی دارم و دوس دارم خود کشی کنم و چند بار رگمو زدم تمرکز ندارم و اصلا نمی تونم تمرکز کنم و خوب درس بخونم ولی مادر پدرم از هیچ کدوم از اینا ک گفتم خبر ندارن و دوس ندارم ک بدونن ایا من افسرده ام؟

س.م.

سلام دوست عزیز من هم ۱۴ سالمه و همین حس های شمارو دارم.همش احساس گناه و ناراحتی دارم.دوست دارم فقط گریه کنم.مامانم روم حساسه و نمیتونم جلوی اون گریه کنم.از بابامم ب دلایلی متنفرم.همش میریزم تو خودم و گریه میکنم.احساساتم رو هیچوقت با کسی ب اشتراک نگذاشتم.خیلی خیلی ب سرم میزنه ک خودکشی کنم و راحت بشم اما تحقیق کردم ک هیچ خودکشی وجود نداره که بدون درد بلشه و بعضیاشون احتمال مرگ رو داره. دختر درسخونی هستم ولی ی مدت طولانی هست ک نمیتونم تمرکز کنم.همش پرخاشگری میکنم. تست های اینترنی افسردکی هم دادم و نتیجه اش افسردگی شدید… بیشتر بخوانید »

فاطی

منم به خاطر اینکه عاشق یه پسری شدم بعدش حتی به اونم نگفتم و الان پنج ساله عاشقشم منم مثل تو حامل خیلی بده

س.م.

من استرس های بسیار شدید و پی در پی هم دارم
همش قلبم تند تند میزنه وب همین دلیل پیش متخصص قلب هم رفتم و مشکلی نداشتم.فقط زمانی ک تپش قلب میگیریم مصرف میکنم(میشه گفت همیشه تمش دارم وهمش قرص میخورم و هیچ تاثیری ندارن)ب خودم میگم کاشکی حداقل مشکل قلبی داشتم

سمانه خ

سلام خانمی هستم دارای دو فرزند ۱۵ساله دخترو۱۰ساله پسر ۱۶ساله از ازدواجم میگذره بامردی که اعتیاد داشته از اول زندگیم تا الان تو خونه پدر شوهرم زندگی میکنم مخارج زندگیمو پدر شوهرم میده بیشتر این مرد کار نمیکنه خرجی بیاره بیشتر موقعها هم سه روز میره که من بیخبرم ازش از طرز نگاهش میفهمم که دلبستگی به من نداره هر چند زبونش چیز دیگه ای میگه من به خاطر بچهام دارم تحمل میکنم این ضجرو لطفن راهنماییم کنید البته قبل از ازدواج با من عاشق یه نفرم بوده.

Vahid Rezaei

ابتدا باید راه چاره ای برای جدایی از دلبستگی هاتون و رسیدگی به خودتون پیدا کنید
بچه ها رو رها کنید و طلاق بگیرید و دنبال یک زندگی خوب اول برای خودتون باشید
کار پیدا کنید
ازدواج کنید
وضعیت مالی خودتونو ارتقا بدبد سپس به فرزندانتون برسید
کاری که باید سال ها پیش میکردید

مژگان

سلام وقتتون بخیر من یک سال پیش با یه پسری اشنا شدم تو اینستا بعدش باهام خوب بود روزهای خوبی داشتیم باهام من خیلی حس خوشحالی داشتم خیلی شاد خوشحال سلامت با حوصله بودم ولی بعدش فهمیدم دوست دختر داره بعدش من خیلی دوسشداشتم و اصلا نمبتونستم ولش کنم ولی بازم میرفتم یه سراغی ازش میگرفتم باهاش حرف میزدم تو گوشی ولی دخترش خیلی بهم حرفهای بدی میزد که اون مال منه فلانو اینا هردوشون خیلی روحیمو اذیت کردن بعدش پسره رو ولش کردم بی دلیل باعام بد بود الانها تست افسردگی من از چهلم گذشت دوست دارم با یه… بیشتر بخوانید »

Vahid Rezaei

مسئله با خودت کنار اومدنه که عر کسی سرعت متفاوتی با بقیه داره
مطمئن باش دو سال دیگه اصلا این موضوع برات ارزشی نداره یا ده سال دیگه
پس
یا با خودت زود تر کنار بیا
یا ده سال صبر کن

مژگان

من 18سالم شد امروز و هنوزم همونم هیچ تغییر نکردم و این خیلی منو اذیت میکنه

Vahid Rezaei

بحران بلوغ
صبر کن دو سال دیگه درست میشه
دیدگاهتو به زندگی عوض کن
زندگی از اول تا اخرش همینه
این تویی که تعیین میکنی خوش بگذره یا اینجوری

سارا

سلام دختری 15 ساله دارم که از حدود 10 سالگی دچار مشکلات عصبی شد. با هیچکس رابطه ندارد و حتی در مدرسه با معلم و همکلاسی صحبت نمی کند و رفتارش با من(مادر) به شدت خشن است هیچ کاری در خانه انجام نمی دهد و اگر او را نصحیت کنم و یا دستورش را فورا اطاعت نکردم به من حمله می کند چند بار با ناخنش صورتم را خراش داده و با چاقو به دست و بدنم زده و در حال حاضر موهایش را کوتاه کرده و ظاهر پسرانه به خود می گیرد و جلو همه می اید در صورتی… بیشتر بخوانید »

Vahid Rezaei

باید بررسی شود که چه بر سر روان این دختر گذشته است
همراه شدن با عده ای که اوره مجذوب کنند و تیم درمانی و قرار گرفتن در شرایط زندگی کاملا متفاوت بسیار مفید خواهد بود

فرشته

سلام من یه خانوم ۲۵ ساله هستم ک مدتیه حس میکنم مریضم از لحاظ روحی نه میتونم ب همسرم بگم نه این ک ب بقیه خونواده وقتی با خودم تنهام حالم خوبه وقتی در یه جعمی قرار میگیرم دستو پامو گم میکنم احساس میکنم ک گناهکارم وعذاب وجدان دارم همیشه با خودم در حال درگیرییم احساس میکنم ک فشار خونم بالاست و خودم واسه خودم سر هیچ موضوعی نارااحت میشم و تپش قلب میگیرم نمیتونم ب دخترم برسم دلم تنگ میشه وقتی میبینم نمیتونم ب دخترم رسیدگی کنم طیه یه ساعاتی از شب حالم خیلی خوبه مثن آخر شبا حالم… بیشتر بخوانید »

سحر

سلام من دختری مقیدم چندی پیش با پسری به قصد ازدواج وارد رابطه آشنایی شدم خونواده هم اطلاع داشت تمام حرفهایی که اون آقا بهم زد چیزهایی بود که دوست داشتم بشنوم مشکلی تو این ارتباط نبود تا اینکه بعد مدتی که اون آقا پیام نداد من پیام دادم و کسی که جواب دادمدتیه گوشی این آقا هک شد و شخصی با اسم و فامیل همون آقایی که با من صحبت کرده بود از طریق این شماره با چند نفر در ارتباط بوده و ک… الان برام سخته باور کنم که تمام حرفاش دروغ بوده سختمه بپذیرم ابن واقعیت را… بیشتر بخوانید »

یاسمن

سلام، من دقت کردم از بچگی تا الان که ۲۷ سالمه، همیشه و همه جا دید عجیبی به دنیا دارم، همیشه احساس غربت میکنم با اینکه ادمای زیادی اطرافم بودن و هستن…
شما نمیدونید علت این نگاه من که همش غریبم چی هست؟

Vahid Rezaei

این همون اگاهی ای هست که نسبت به زندگی پیدا کردین
زیاد جدی نگیریدیدش و بزارید این چند سال هم معمولی سپری بشن

محمد

سلام محمد هستم از سقز 45سال سن دارم من چندروز پیش یک موردی برام پیش امد دونفر باهم اختلاف داشتن اومدن پیش من که براشون حل کنم و خیلی واضع بو نفر اول که برادرم بود حق به ایشون نبودوخیلی از اون بنده خدا ظلم میکرد یک سال بود پول ایشون نگهداشته بودو دبه درمیاوردو توجیهای بی ربط میاوردو نمی خواست طلب این اقارا بپردازت اون بنده خدا هم خیلی نارحت وغمگین بودو من درکش میکردم که چقد نارحت هستش مدرکی چنان هم دردست نداشت که از برادرم شکایت کند خلاصه برادرم به حرف من هم گوش نکردو هیچ به… بیشتر بخوانید »

emir

سلام من 3 سال با یه دختری توی رابطه بودم جدایی زیاد پیش میومد همیشه هم حالم خراب میشد اما خیلی دوستش داشتم الان چند روزی میشه که کات کردیم و من هیچ دوستی ندارم و دلم نمیخواد کسی سمتم بیاد جز اون به خودکشی هم فکر میکنم حتی زیاد دستما تیغ انداختم و گریه های بسیار زیاد یا تو فکر رفتن زیاد دلم میخواد فقط در اتاقو ببدنم گریه و اهنگ گوش بدم یا داد بزنم که خودمو خالی کنم اما نمیشه نمیتونم از فکر اون در بیام یا به زندگیم بدون اون فکر کنم راهی هست واسه تغییر؟

زهرا

سلام من یه دختر ۲۵ ساله هستم که از وقتی که کنکور رشته مورد نظرم رو قبول نشدم و یه رشته دیگه رفتم دیگه سردرگم شدم و خودم رو دوست ندارم من دانش آموز زرنگی بودم و انتظار خودم و خونوادم از خودم زیاد بود ولی سال کنکور خیلی درس نخوندم بعدشم نفهمیدم چطور این رشته رو قبول شدم از اون موقع به بعد اصلا شاد نیستم گوشه گیرم از دوستام فرار میکنم و از وجود خودم خجالت می کشم و اعتماد به نفس ندارم و اصلا نمیتونم روی زندگیم تمرکز کنم یه بار میگم همین رشته رو ادامه بدم… بیشتر بخوانید »

هادی

سلام ! خسته نباشید ! میگم هر کی هر سوالی میپرسه فوری بهش میگید ” به یک مشاور متخصص حضوری مراجعه کنید ” خوب اگه میتونستیم حضوری مراجعه کنیم که نمیومدیم سرچ کنیم ” مشاوره آنلاین ” . حالا من سوالمو میپرسم شاید کمکم کردید ! من چند بار قصد خودکشی داشتم ، ولی دقیقا لحظه ی آخر از ترس و استرس نتونستم این کارو کنم ! دل و جرات ندارم ! نگرانی و اضطراب لحظه آخر جلومو میگیره . میدونم افسرده ام ، مشکل روانی دارم و … اما نمیخواد درمان افسردگی رو بهم بگین ، اگه ترفندی ،… بیشتر بخوانید »

الهام

سلام وااقعن من نمیتونم حضوری بهتون بگم مشکل من چیه اینجوریم ک چت میکنیم اثن نمیشه منم خونوادم حساسن شاید اثن هیچوقت با مشاوره رفتن من کنار نیان من مدتیه اثن از بقیع میترسم حس میکنم همه غریبه اند همه جدیدند همه با من درگیرن همه ب من نگاه میکنند یجوراایی از همه زده شوودم دلم میخاد یه نفر باشه ک رااحت باشم پیشش دستمو بگیره بهم آرامش بده یکی از جنس خوودم یکی ک خیلی قووییه اما متاسفانه نییست همچین کسی نمیتونم هر کسی رو بیشتراز یک روز نمیتونم تحمل کنم دلم میخاد تنها باشم ولی از یه طرفم… بیشتر بخوانید »

الهام

حالا آقای هادی نمیدونم ایمو بخونید یا نه ولی منم قبلنا خیلی ب خود کشی فک میکردم رااستش نمیخاستم فک کنم خودش می اومد طو مغزم ببینید بنظر من بهترین کار اینه ب خودتون بگین ک اثن قرار نییست خودکشی کنید اثن چرا خودکش همه ی ما فکر میکنیم قرار نییست ک ب فکرامون عمل کنییم باید قوی باشییم ب چیزای خوب فک کنید نفس عمیق بکشین و قرآن بخونید ب خدا نزدیک بشیین تنها راه جلو گیری از افسردگی فقط خدااست همین

ماندانا

سلام من مادر یک دختر ۲۴ ساله هستم دخترم از سنین نو جوانی یعنی علائمی مثل گوشه گیری و عدم ارتباط با هم سنها و عدم رضایت از ظاهر و اختلالات رفتاری گاهی درگیری با من نشون داد بچه گی نسبتا معمولی داشت ولی از نوجوونی که علائمش زیاد شد کم کم شروع کردم برم پیش مشاور البته مشاورین مراکز ۱۱۰ میبردم که اصلا راضی نبود و بعد از یک مدت ادامه نداد تا بزرگتر شد مشکلش ادامه پیدا کرد از ابتدا با پدرش ارتباط خوبی نداشت ولی ارتباط من و پدرش خوب بود جلسات مشاوره را کم و بیش… بیشتر بخوانید »

رامين درويشي

سلام خانم دكتر قبل از سوالم خودمو معرفي ميكنم رامين هستم متولد خرداد ٧٥ مشكلم ترس و نا صادقي و انجام دادن كارهايي كه به عابروم و خانوادم لطمه ميزنه تو خانواده ي پر جمعيت بزرگ شدم از بچگي علاقه ي زيادي بهم نداشتن رو بردم به رفيق ناباب برأي پر كردن خلا هاي ذروني خودم مثل تنهايي محبت وغيره زياد طول نكشيد به سمت مخدر رفتم و برأي تهيه اش دست به سرقت زدم تو سن ١٨سالگي رفتم زندان وقتي برگشتم بازم احساس كمبود محبت ميكردم حتي لباس هاي تنمو از ١٦سالگي خودم ميخريدم يني كلا خرج خودم با… بیشتر بخوانید »

ساسان

درود
پسری مجرد و ۳۵ ساله هستم.
مدت زیادی هست که همه نشانه های اضطراب فراگیر و افسردگی را دارم.چند روزی هست که مصرف فلوکستین را شروع کردم.ولی در کل در حدود ۳ سال هست که نشانه های شدید افسردگی را احساس میکنم.دسترسی به روانشناس و شرایط دسترسی را هم ندارم.

M.KH

سلام من یه دختر ۱۹ ساله هستم.پدر و مادرم از وقتی که یادمه با هم مشاجره داشتن و این دعوا ها باعث شده نسبت به پدرم احساس کینه و تنفر زیادی داشته باشم ‌‌.تا حدی که افکار بد در رابطه با پدرم داره منو از زندگی روزمره خودم دور میکنه و هروقت میبینمش دچار حمله عصبی میشم.دو سال پشت کنکور موندم ولی هروقت تصمیم میگیرم درس بخونم غرق در افکارم میشم و وقتی به خودم میام که میفهمم مدت زیادی با خودم حرف زدم و گریه کردم.مدام خودم رو سرزنش میکنم و از خودم میپرسم چه کاری کردم که شایسته… بیشتر بخوانید »

احسان

سلام من کنکوریم سال سوممه هر سال بر اثر ناامیدی و وسواس 5ماه اخرو رها میکنم و نمیتونم درس بخونم کمکم کنین گگگ

کوثر

سلام من دختری ۲۱ساله هستم برا من دوماهه همش اتفاقایه بدی میوفتاد پشت سر همدیگه فوت عزیزم مریضی پدر مادرم دزدیدن گوشیم از دستم مریضی خودم که به کورنا مبتلا شده بودم دعواهاوسروصداهای توخونه داداشم ومشکلات دیگه ….یه روز از خواب پا میشم میرم جلو ایینه خودمو نمیشناسم واسم عجیب یود قیاقم اصلا انگاری برا اولین بار خودمو نگاه میکنم هیچ حسی راجب خودم نداشتم احساس غریبگی شدید میکردم گفتم شاید خوب شدم ولی یک ماهو یک هفتس این حالته هنوز بامه میگم من کیم؟اینجا چیکارمیکنم؟اینا خونواده منن؟اینجا خونه منه؟حتی احساس غرییگی میکردم با اتاقم حس خیلی بدی داشتم که… بیشتر بخوانید »

مرضیه

سلام
من واقعااا ترس از اینده دارم الان ک لیسانسو گرفتم و توی رشته من کار نیست از ی طرف عاشق اینم ادامه تحصیل بدم از یِ طرف میترسم بعدشم کار نباشه همش توی شرایط سخت زندگی عقب کشیدم ترس از اینده داره دیوونم میکنه همش میترسم از بی پولی از اینکه ی زمانی به خواسته هام نرسم بخاطر همین اینقدر ترس دارم ک چند وقته فقط گوشه نشین خونه شدم و کاری نمیکنم

سحر

سلام آقا من ۱۹ ساله هستم یکبار سال قبل که اونم دلیلش استرس زیاد کنکور بود افسردگی گرفتم الان حالم خوب شده خواب شبانه‌ام هم درست شده علائمش کم شده ولی احساس میکنم که هنوز افسردگی دارم چون به چیزهای کوچیک ناراحت میشم و احساس میکنم یکی داره با من حرف میزنه و شدیدا هم من رو تحت تاثیر خودش در آورده و میگه مثلا فلان کس تو رو دوست نداره تو مثلا فحش بده یا اصلا دوستش نداشته باش بهش محبت نکن سوالم اینه افسردگی‌ام بدتر شده؟؟؟

سلام

سلام ووست دارم گریه کنم بیشتر اوقات خسته ام میرم اتاق از صبح تا شب حوصله هیچکس رو ندارم اگه کسی باهام یه کاری کنه دوست دارم تا جایی که میخوره بزنم هر کس باشه صبح ها دیر بلند میشم هدف ندارم نمیدونم باید چیکار کنم الانم با کسی صبحت نمیکنم از همه طلبکارم همین لانم که دارم می نویسم گریه میکنم واقعه خسته شدم

بهار

سلام وقت تون بخیر،من چهارماهه زایمان سوم روکردم و۲۰سالمه درحال حاضرخیلی بی حوصله وبی انگیزه شدم واصلانمی تونم کارهای روزمره خانوادگی رو انجام بدم یه غذا درست میکنم اونم برای اینکه گشنگی رو نمیشه تحمل کرد،بیشترین مشکلم همینه حوصله کارهای خونه و رو ندارم اصلا

علی

من انقدر تخریب روحی و رفتاری دارم که حتی با خودم هم روم نمیشه تکرار کنم اعتیاد دارم افسردگی دارم اختلالات جنسی و روحی روانی دارم تو هر کدوم هم مشکلاتی دارم که به هیچ کس اعتماد نمیکنم عنوان کنم پول هم ندارم هزینه کنم برای مشاور کمکم میکنید؟

علی

من میخوام با یه مشاور ارتباط داشته باشم خیلی اوضاع روان و زندگیم در هم پاشیده اعتیاد و مشکلات روانی و رفتاری من داره من رو به خودکشی و …میرسونه پول کافی برای مشاوره رفتن ندارم متاهلم دو تا بچه دارم کارگر هم هستم چکار باید کنم

پرستو

خوب…حتا نمیدونم از کجا شروع کنم…من الان 18 سال دارم و عاشق خانواده و مخصوصا مادرم هستم ولی مواقعی که دعوا میکنیم مادرم کوچک ترین خطا های من از کلاس اول تا الان رو بصورت لیستی عظاب دهنده به من یاد آوری میکنه و این خیلی بد و دردناکه. من دیگه جرعت نمیکنم با کسی دوست بشم یا به مادرم دوستها یا هم کلاسی هایم را معرفی کنم چون بلافاصله شروع به مقایسه من با اونها میکنه و خدا نکنه کسی از من بد تعریف کنه…خیلی حالم بده و حتا به فکر خودکشی هم هستم چون همش داره برام تکرار… بیشتر بخوانید »

بهار

سلام من دختری 16 ساله هستم یک سالی میشه نامزد کردم ولی هیچ حصی بهش ندارم.. خیلی افسردگی شدید گرفتم دیگ زندگی برام تموم شده به نظر میاد قبلن شکست عشقی خوردم و بخاطر همین تن به ازداوج دادم فک میکردم حاام خوب میشه ولی من داغون شدم خانواده ام ک اصلن بزارن جدا بشیم.. من یه نفر دیگ رو دوصت دارم و باهاش در ارتباط تلفنی هستم. من نامزدم رو دوص ندارم خمش در فکر فرار یا خودکشی هستم.. حالم به شدت بده.. هرروزم گریه و درد شده.. میترسم از آیندم تموم رویاهای نوجونیم خراب شده. توروخدا بگین چیکتر… بیشتر بخوانید »

Bahar

سلام من بهارم و هجده سالمه، راستش یه مدته علاقمو نسبت به چیزایی که دوست داشتم از دست دادم، کوچکترین چیزا باعث میشه که سریع عصبانی شم و خیلی شدید عصبانی میشم درحالی که قبلا اصلا اینجوری نبودم قدرت تصمیم گیریم از دست دادم وقتی میخوام بین دوتا چیز انتخاب کنم که بخرم مدت زمان طولانی ای رو صرف فکر کردن میکنم و اخرشم کلا بخیالش میشم، همش دلم میخواد تنها باشم و از اطرافیانم فاصله بگیرم، احساس میکنم نیاز دارم که تنهاباشم تا حالم بهتر شه،دلم نمیخواد دیگه هیچکسو ببینم ولی از اونجایی که خانوادم بهم هیچ فضایی نمیدن… بیشتر بخوانید »

moha

چند وقته همش اصطراب دارم فکر میکنم هیچ آینده ای نخواهم داشت.نه شغل مناسبی دارم وبااین درآمد به هیچ هدفی نخواهم رسید

حمیده امیرپور

سلام و ادب.من چن ماهی است که از همسرم که درعقد بودیم جدا شدم.علت جدایی هم ناسازگاری ایشون بود.بهانه های بنی اسراییلی.آخرین چیزی که تیر خلاصو زد و ما مطمئن شدیم اینکه میگفتن هر هفته باید خونه مادر من بیای وهفته بعد نمیشه بری خونه خودتون.بعد عقد فقط ی بار پیشم اومد بهانش این بود وقت ندارم مرخصی ندارم.ایشون قزوین بودن من گیلان.و…بالاخره من جداشدم وایشون آن چنان اصراری برای نگه داشتن زندگی نکرد و این موضوع خیلی منو غمیگن میکرد خیلی.تا جدا شدیم و من مدتی خیلی ناراحت.تا اینکه بعد طلاق ایشون زود با کس دیگه ای عقد کردن.و… بیشتر بخوانید »

سارا

سلام دختری ۲۱ ساله هستم که مادر پدرم یکساله از هم جدا شدند و تا زمانی که یادم میاد این دو نفر با هم اختلاف داشتند و دعواهاشون اصلا مثل دعواهای عادی نبود. با فحش و داد های و دعوا های فیزیکی بسیار بلند . این دعواها از طرف مادرم بود و سرهر موضوعی دعوا داشتند و فضای خونه که برای همه امن هست رو برای من مثل جهنم کرده بودن. و مشکل اصلی این دعواها مادرم هست که فکر میکنم از لحاظ روحی واقعا مریض و پرخاشکر هستن. در حدی که من در نوجوانی احساس خودکشی داشتم و نمیتونستم… بیشتر بخوانید »

علی

سلام علی هستم 31 ساله. در خانواه ای بزرگ شدم با پدر دو قطبی و مادری که مشکل داره و علائم شخصیت مرزی از خودش نشون می ده و خواهرم هم به تازگی تحت فشار پشت کنکور بودن علایم دو قطبی از خودش نشون داده و تحت درمانه. اما خودم به شدت احساس ناامیدی می کنم از زندگی از ازدواجم راضی نیستم از کارم راضی نیستم از هیچ چیز واقعا لذت نمی برم. وقتی با خانواده ام روبرو می خوام بشم به شدت مضطرب می شم.خسته شدم از همه خسته شدم. گاهی دوست دارم تنها باشم و جدا شم ازز… بیشتر بخوانید »

محمد

سلام
من توی دانشگاه از یه دختری خوشم اومد بود . ۲ ترم فقط از دور نگاهش میکردم.جرعت نداشتم بهش بگم.الان فهمیدم با یکی دیگه تو رابطه هستش. نمیدونم چیکار کنم….
هر شب یه سری عکس از اینستاگرامش نگاه میکنم و گریه میکنم.

سارا

سلام، بالای ۳۵ سال سن دارم. قصد ازدواج دارم ولی اصلا هیچ حسی به ازدواج و همسر داشتن ندارم، نیازی به وجود جنس مخالف در زندگیم احساس نمیکنم. دختری باکره که تا الان با هیچ کس سکس نداشتم و شکست عشقی هم تا الان نخوردم ولی نمیدونم چرا حس نیاز به ازدواج در خودم احساس نمیکنم فقط چون سنم بالا رفته و نمیخوام فرصت مادر شدن رو از دست بدم یا مجرد و تنها بمونم به فکرم… به نظرتون مشکل من چیه؟

رکسانا

من خانم 35 سال سن دارم ازدواج نکردم در یک خانواده بزهکار بزرگ شدم در کودکی چند بار مورد سو استفاده جنسی قرار گرفتم در این حد که دست به عضو خصوصیم می زدند. در کودکی و نوجوانی مرتب کتک می خوردم و فضای خونه کاملا همیشه پر از سر و صدا و دعوا بود طوری که من همیشه خجالت می کشیدم برم بیرون و همیشه با شرمساری می رفتم مدرسه چون پدرم بیکار بود و نمی تونست لباسی برای ما تهیه کنه به اندازه ای که من مجبور بودم کفشمو با نخ بدوزمش و یا لباس عاریه ای دیگران… بیشتر بخوانید »

najmeh

سلام من یک دختر ۱۹ ساله هستم . به شدت با کنترل شدید خانواده روبه رو هستم و برای هر چیزی باید بهشون جواب پس بدم و الان نزدیک به یک ماهه که لا هیچ کدومشون رابطه خوبی ندارم . و همش درگیریم باهم . ذهنم آرامش نداره همش تو اتاقمم و موزیک گوش میدم حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم .و همیشه بداخلاقم . هم خودم و هم بقیه دارن رنج میبرن چیکار کنم . البته کمکم کنین بتونم این حجم از حساسیت خانواده رو تو روابط و بیرون رفتنم و دوستام کم کنم . مرسی

رویا

سلام خسته نباشید من تازگیا ۲۶ سالم شده یک سری مشکلات ذهنی برام بوجود آمده که حدودا یکسالی میشه شایدم بیشتر… من افکارم دست خودم نیست جوری که وقتی به خودم میام می بینم ساعتهاست دارم فکر میکنم تو افکارم کس دیگریم و جای دیگه زندگی میکنم با یکسری اتفاقات دیگه تاحدودی هم اذیت میشم … مثلا وقتی به خودم میام می بینم دارم دستامو تکون میدم بعضی وقتا میگم الان هرکی منو ببینه میگه دیونه است…چون تو فکرم دختری هست که وقتی مثلا میخولن بزنش من از خودم دفاع میکنم به خودم میام می بینم ساعت ها دارم ادا… بیشتر بخوانید »

دریا

سلام
من سه ماهه که یکی از عزیز ترین فرد زندگیم رو از دست دادم و تو این سه ماهه خواب منظمی ندارم
همیشه احساس پوچی و خستگی میکنم
از تمام کارهایی که قبلاً علاقه داشتم الان ازشون دست کشیدم پنج کیلو وزن کم کردم
بعضی وقت ها حس میکنم که قلبم تو مشت های یه فرد پر قدرت فشرده میشه
اصلا حال و حوصله ی خوبی ندارم

اگه میشه کمکم کنید

پریسا

سلام دکتر وقتتون بخیر امیدوارم پاسخ این پیاممو بدید
دوست من یک فرد اگنوستیک هست و مود اصلی ایشون افسردگی،گیجی،گمراهی،دلسردی به همه چیز،اشتیاق نداشتن ب چیزی،در طول روز هیچ کاری نمیکنه جز سیگار کشیدن و فکر کردن
آگاهی بالایی در زمینه فلسفه داره و از همین طریق هست باور داره هیچی نمیدونه،نمیدونه خوب چیه هدف دنیا چیه انسان چیه زمین چیه
مثل یک نوزاد تازه متولد شده افسرده هست
نمیدونم چجور باید کمکش کنم
و اعتقاد داره هیچ روانشناسی نمیتونه کمکش کنه

ستاره

سلام علیکم من یه 27 ساله قبلا افسردگی داشتم فلو کستین و پرفنازین -مصرف میکردم الان تو کرونا بدلیل بیماری والدین خونه نشینیم از فردا هم امتحاناتم شروع میخوام قرنطینه تنها مثل یه نوزاد اضطراب جدایی گرفتم😢 و افسردگیم عود ترم بعد مرخصی در کل حالم بد کمکم کنید

محمد

سلام.خسته نباشید.من ی پسر ۱۹ سالم ی مشکلی دارم.ذهنم خیلی سنگدله و هیچوقت از بد رفتاری با کسی پشیمون نمیشه.ولی دلم ی چن درصدی مخالفت میکنه.کلا ادمی ام ک ناراحت نمیشه دلم میخاد ناراحت شم.حس میکنم خیلی سنگ شدم.ینی اگه طرفی ک دوسش دارم کوچترین چیزی بهم بگه دیگ متوجه نمیشم اون کیه و چقدر مهمه برام فقط میگم هیچکس نباید اینطور صحبت کنه باهام.حتی بعدا هم پشیمون نمیشم همش میگم خوب کاری کردم.فکر میکنم خیلی مغرورم.و البته اینم بگم ک خیلی خستم کلا بیش از حد میخابم و کلا از شلوغی خوشم نمیاد.و اینکه کسی ازم ناراحت شه مهم… بیشتر بخوانید »

فاطمه

سلام خسته نباشید.دختری ۲۰ ساله هستم و اختلال pmdd دارم. و بشدت از این اختلال رنج میبرم.و متاسفانه امکان مراجعه به روانشناس رو هم ندارم.واقعا تحت فشار هستم و از دو هفته قبل از پریود تا تقریبا اتمام این دوره حالات روحی بدی رو تجربه میکنم. و اینکه مدام و بی دلیل احساس ناراحتی شدید دارم یا احساس عصبانیت شدید دارم یا استانه ی تحملم به شدت پایینه.و همه ی این حالت ها هم هیچ دلیلی ندارن.میخواستم از شما راهنمایی بخوام.اینکه ایا راهگاری برای کاهش این علائم هست؟
ممنونم از شما

فاطمه

سلام شوهرم ۳۲ سالشه خیلی حالش بده واقعا نگرانشم ۷۶ روزه زندگیم عادی نیس نمیدونم دلیلش چیه مشکل اساسی چه از لحاظ مالی چه عاطفی تو زندگیمون نداریم اما دوماه پیش بیماری معمولی جسمی گرفت جابجا شدن مایع گوش میانی و حدود ۴۵ روز بیماریش طول کشید و اذیتش کرد حالا بعد اون بیماری احساس میکنم حالتهای افسردگی داره از خونه موندن و تنهایی فراریه دوس داره کسی کنارمون باشه روزی چند بار بغض میگیره گلوشو میگه دارم خفه میشم و گریه میکنه تا آروم میشه کلا تو خودشه و کم حرف و بی اشتها شده الان میخواستم ببینم همسرم… بیشتر بخوانید »

نرگس

سلام. من یه دختر 17 ساله م پدرم دو سال سرطان داشت و با حال بدی از دنیا رفت حالا دو ماه میشه که فوت شده.بیمه مون قطع شده و کلی قرض و بدهی داریم و یه عالمه مشکل دیگه که هیچ وقت حل نمی شه. مادرم منو میزنه و شرایط روحی منو درک نمیکنه از وقتی پدرم فوت شدن 12 کیلو وزن کم کردم و مدادم استرس دارم و دستام سر میشه و معدم عصبی شده و همش حالت تهوع دارم. دوستای من توی بهترین شرایط درس میخونن تا کنکور قبول شن ولی من حتی تمرکز ندارم یه برگه… بیشتر بخوانید »

حسین

سلام اسمم حسینه 14سالمه شیراز زندگی میکنم خیلی وقتا ناراحتم و زود زود گریم میگیره وسعی میکنم از همه فاصله بگیرم هیچ وقت اینجور نبودم الان چهار سالی هست که اینجوریه احساس ناراحتی افسردگی خیلی از خودم بدم میادوخیلی ازمیحط اطرافم شکایت میکنم خیلی زود
عصبانی میشم و احساس میکنم که هیچ کسی منو دوست ندارن خیلی وقتا کارای که نکردم رو میندازه گردن خودم و بیماری قلبی هم دارم تو
تبش قلب و بیماری تنفسی هم دارم استرس هم همینطور

ناشناس

سلام پسری ۱۷ ساله هستم خب من آدم منزویی هستم هیچ دوستی ندارم و بیرون هم نمیرم با اینکه خوانواده تاکیید میکنن که برم و اینکه رابطه بدی با خوانواده دارم و راجب هرچی حرف میزنم به من میگن بدی و تمام بدی هام رو میگن آخرش میگن ما که پدرو مادرت هستیم ازت بدمون میاد پس کل دنیا ازت بدشون میاد و یا اگه چیزی بخوام میگن همین که هست میخوای بخا نمیخوای گمشو از این خونه بیرون خب این وضع یه ۳ سالی هست و من مشکلی نداشتم (یعنی احساس افسردگی اصلا نمیکردم) اما بعد از کرونا و… بیشتر بخوانید »

تماس با ما نوبت دهی سریع