اضطراب

اضطراب

به این مطلب رای دهید

اضطراب


اضطراب، نوعی اختلال در سلامت روانی انسان است. افراد مبتلا به اضطراب اغلب با نگرانی‌ های غیر ارادی، ترس‌ های غیر منطقی، اختلال در تعاملات اجتماعی و… دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنند. اضطراب، به‌راستی یک مشکل فراگیرِ جسمی و روانی است که همواره میلیون‌ ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

با نگاهی دیگر ، اضطراب، احساسی طبیعی است که تقریبا همگی ما آن را تجربه می‌کنیم و علی‌رغم تصور نادرستی که وجود دارد، گاهی‌ اوقات، اندکی اضطراب واقعا لازم و ضروری است؛ مثلا داشتن اندکی اضطراب به خاطر آزمونی که پیش‌ِ رو دارید، شما را وا می‌دارد تا با احساس مسئولیت بیشتری درس بخوانید، کمی نگرانی پیش از تصمیم‌ های حساس زندگی‌تان، مانند ازدواج و انتخاب شغل، شما را به هوشیاری و تمرکز بیشتری به هنگام تصمیم‌گیری مجهز می‌کند. اما بدیهی است هرچیزی که از حد طبیعی‌ اش فراتر رود، زیان‌بار و خطرناک می‌شود. شوربختانه، زندگی پرشتاب و ماشینی این‌روزها، اضطراب را در شمار بسیاری از افراد از کنترل خارج کرده و آن را به شایع‌ ترین اختلال روانی در میان انسان‌ های امروز بدل کرده است. هرکسی اضطراب را به‌ گونه‌ ای متفاوت تجربه می‌کند. برخی افراد، اختلال اضطراب فراگیر دارند که قابل کنترل است، اما معمولا هرگز کاملا از بین نمی‌رود. برخی دیگر، از حملات شدید اضطراب رنج می‌برند. بسیاری از افراد در موقعیت‌ های اجتماعی دچار اضطراب می‌شوند یا عده‌ای به نظم و پاکیزگی مفرط نیاز دارند تا آرام شوند. روان‌شناسان، انواع گوناگون اضطراب را در دسته‌ هایی جداگانه قرار داده‌اند و شما تنها با آگاهی از نوع اضطرابتان، می‌توانید به یافتن راه‌ حلی برای آن امیدوار باشید.

انواع اضطراب

اضطراب، بیماری ساده‌ای نیست و خود را به صدها شکل گوناگون نشان می‌دهد. امروزه آزمون‌های گوناگونی برای تشخیص اضطراب وجود دارند. این آزمون‌ها با بررسی علا‌ئم‌ و نشانه‌ها به شما می‌گویند که آیا به اضطراب مبتلا هستید یا خیر و همچنین می‌توانند نوع اضطراب‌تان را نیز مشخص کنند.

اضطراب فقط نوعی دلشوره و نگرانی نیست و نشانه‌های جسمی و روانی گوناگونی دارد. افراد مبتلا به اضطراب معمولا علائم زیر را تجربه می‌کنند:

  • ضربان قلب سریع (تپش قلب)
  • لرزش و تعریق بیش از اندازه
  • تهوع و سرگیجه
  • درد قفسه‌ی سینه و سردرد
  • ضعف در اندام‌ها و تنش عضلانی

نشانه‌های جسمی دیگری، مانند عوارض پوستی (جوش و کهیر)، اضطراب پس از غذا و احساس خفگی نیز در برخی افراد دیده می‌شود آنچه مهم است اینکه دریابید به چه نوع اضطرابی مبتلا هستید و اینکه چگونه بر شما تأثیر می‌گذارد. روان‌شناسان، همه‌ ساله در همایش‌ های علمی و پژوهشی گِرد هم می‌آیند تا درباره‌ی چگونگی طبقه‌ بندی اختلالات اضطرابی بحث و تبادل نظر کنند. روان‌ شناسان، بر پایه‌ ی تفسیر های علمی اخیر، ۷ دسته اختلال اضطرابی را به شرح زیر طبقه‌بندی کرده‌اند:

  • اختلال اضطراب فراگیر (GAD)؛
  • فوبیای اجتماعی؛
  • اختلال هراس؛
  • آگورافوبیا؛
  • فوبیاهای خاص؛
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)؛
  • اختلال وسواسی جبری (OCD)؛

به تعریف‌ های هر نوع اضطراب به‌ دقت توجه کنید و ببینید که آیا نشانه‌ های آن به نشانه‌ هایی که در شما بروز می‌کند، شباهت دارد یا خیر. شاید احساس کنید که دچار بیش از یک نوع اضطراب هستید.

با این حال، فراموش نکنید که خود تشخیصی، به‌ هیچ‌ وجه کار درستی نیست و تنها یک روان‌ شناس حرفه‌ای، شایستگی آن را دارد که اختلال یا مشکلی را در سلامت روانی شما تشخیص دهد.

 اختلال اضطراب فراگیر

اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، شایع‌ترین و گسترده‌ترین نوع اضطراب است. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به GAD مبتلا هستند. GAD عبارت است از حالتی پیوسته از تنش جسمی/روانی و نگرانی، بی‌هیچ عامل خاصی یا ناتوانی برای رهایی از آن به‌ طور موقت.

به بیان دیگر، اگر چنین احساس می‌کنید که همواره تحریک‌پذیر، نگران، مضطرب یا زیر فشار جسمی یا روانی هستید و این امر زندگی شما را مختل کرده است، شاید به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا باشید. دوباره تأکید می‌کنیم که مقداری اضطراب، بخشی عادی از زندگی روزمره است و طبیعی است که گاهی‌اوقات، کمی اضطراب داشته باشید؛ اما هنگامی که به نظر می‌رسد آن اضطراب، بدون هیچ عاملی بروز می‌کند یا به دلایلی رخ می‌دهد که نباید باعث آن میزان از اضطراب شوند، این احتمال می‌رود که شما به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا باشید.

موارد زیر، شایع‌ترین مشکلات مربوط به اختلال اضطراب فراگیر هستند:

بی‌قراری، تحریک‌پذیری و دلواپسی مداوم یا احساس از دست دادن کنترل؛
خستگی، بی‌حالی یا به طور کلی سطح انرژی پایین (احساس فرسودگی)؛
عضلات کشیده و سفت، به‌ویژه در پشت، گردن و شانه‌ها؛
دشواری در تمرکز روی وظایف یا فعالیت‌ها؛
وسواس فکری نسبت به افکار منفی و استرس‌زا – «تفکر فاجعه‌سازی».
مسئله‌ی مهم، مداومت اضطراب ذهنی یا جسمی است؛ یعنی اگر اضطراب شما پس از مدتی طولانی همچنان پابرجاست، این احتمال می‌رود که از نوع GAD باشد.

چنان‌ که گفتیم ممکن است به بیش از یک نوع اختلال اضطرابی مبتلا باشید. اختلال اضطراب فراگیر در افراد مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی -به‌ویژه اختلال هراس و اختلال وسواسی جبری- نیز بسیار شایع است.

 فوبیای اجتماعی

بسیاری از مردم از اختلالی رنج می‌برند که به «فوبیای اجتماعی» یا ترسی نامعقول از موقعیت‌های اجتماعی معروف است. مقداری فوبیای اجتماعی، طبیعی است. اندکی کمرویی در مکان‌های عمومی یا دست‌پاچگی به هنگام سخنرانی در جمع، در اغلب افراد، امری عادی است و نشانه‌ای از یک اختلال اضطرابی به‌ شمار نمی‌رود؛ اما هنگامی که آن ترس، زندگی‌تان را مختل کند، چه بسا نشانگر آن باشد که به فوبیای اجتماعی مبتلا هستید. فوبیای اجتماعی به وضعیتی گفته می‌شود که نوعی احساس کمرویی و خجالت شدید در شما وجود دارد و فکر مراوده یا گفت‌و‌گو با مردم، غریبه‌ها، افراد صاحب قدرت (مانند رئیس، استاد دانشگاه و …) یا حتی دوستان‌تان باعث بروز احساس اضطراب و ترس شدید در شما می‌شود.

افراد مبتلا به فوبیای اجتماعی، موقعیت‌های عمومی را به‌ طور‌ بالقوه ناراحت‌کننده و استرس‌زا می‌بینند و با ترسی دائمی از قضاوت‌شدن، زیر نظر بودن، مورد ارزیابی‌ قرار‌ گرفتن و نادیده گرفته‌شدن زندگی می‌کنند. همچنین، این افراد معمولا به شکلی نامعقول نگران‌اند که کاری احمقانه یا شرم‌آور از آنها سر بزند.

فوبیای اجتماعی، مسئله‌ای فراتر از کم‌رویی معمولی است و ترس ناشی از آن، باعث می شود که شما در اغلب اوقات از تعاملات اجتماعی سالم دوری کنید.

افراد مبتلا به فوبیای اجتماعی، اغلب با یک یا چند مورد از مشکلات زیر زندگی می‌کنند:

احساس ناامیدی و ترس در میان افراد غریبه یا در موقعیت‌های ناآشنا؛
وسواس فکری نسبت به زیر ذره‌بین قرار گرفتن، تحت نظر بودن یا قضاوت‌شدن از سوی غریبه‌ها؛
احساس اضطراب شدید و کنترل‌ناپذیر در هر موقعیت اجتماعی؛
ترس شدید از سخنرانی در جمع – فراتر از آنچه عادی تلقی می‌شود؛
احساس نگرانی فقط با فکر کردن به موقعیت‌های اجتماعی – حتی هنگامی که در چنین موقعیت‌هایی قرار ندارند؛
احساس اضطراب و دست‌پاچگی در هنگام دیدار با افراد جدید یا سخن‌گفتن با صدای بلند در هنگامی که لازم است صحبت کنند.
بسیاری از افراد مبتلا به فوبیای اجتماعی، رفتارهای اجتنابی از خود بروز می‌دهند. آنها تا حد ممکن از موقعیت‌های اجتماعی دوری می‌کنند تا بتوانند از ترس بیشتر رهایی یابند.

 اختلال هراس

اختلال هراس، نوعی اختلال اضطرابی ناتوان‌کننده است که تفاوت زیادی با اختلال اضطراب فراگیر دارد. باید توجه داشت که اختلال هراس، همان ترسیدن نیست. احساس اضطراب و نگرانی به خاطر احتمال از دست دادن شغل‌تان یا شیری که قصد دارد در جنگل به شما حمله کند، کاملا طبیعی است و ارتباطی به اختلال هراس ندارد.

اختلال هراس به موردی گفته می‌شود که فرد، احساس عذاب و خطری قریب‌الوقوع می‌کند و این احساس باعث بروز علائم جسمی و روانی در او می‌شود. گاهی‌اوقات، این علائم آن‌قدر شدید هستند که برخی افراد با تصور آنکه سلامتی‌شان به خطر افتاده، در بیمارستان بستری می‌شوند. اختلال هراس با دو نشانه مشخص می‌شود:

حملات هراس؛
ترس از حملات هراس در آینده.
حملات هراس، واکنش‌های شدید جسمی و روانی هستند که می‌توانند ناشی از استرس و اضطراب باشند یا بی‌هیچ دلیل خاصی رخ دهند. حملات هراس غالبا نوعی پریشانی روانی هستند اما در بیشتر موارد به‌وسیله‌ی علائم فیزیکی‌شان شناخته می‌شوند؛ از جمله:

ضربان قلب سریع (تپش قلب یا ریتم نامنظم/بسیار سریع)؛
تعریق بیش از حد یا گُرگرفتگی/لرز؛
احساس مورمور شدن، بی‌حسی یا ضعف در بدن؛
مسخ شخصیت (احساس اینکه خارج از بدن‌تان هستید)؛
اختلال در تنفس یا احساس آنکه نمی‌توانید نفس عمیق بکشید؛
سبکی سر یا سرگیجه؛
درد قفسه‌ی سینه یا معده‌درد؛
مشکلات یا ناراحتی‌های گوارشی.
حملات هراس ممکن است همه یا شماری از علائم جسمی بالا را داشته باشند و همچنین ممکن است شامل علائم غیرمعمولی مانند سردرد، فشار گوش و … نیز باشند. همه‌ی این علائم بسیار واقعی به نظر می‌رسند؛ به همین دلیل کسانی که حملات هراس را تجربه می‌کنند، اغلب به دنبال مراقبت‌های پزشکی می‌روند.

حملات هراس با علائم روانی‌شان نیز شناخته می‌شوند. این علائم در ۱۰ دقیقه‌ی اول یک حمله‌ی هراس به اوج خود می‌رسند:

احساس عذاب و زجر یا حس اینکه در آستانه‌ی مرگ هستید؛
اضطراب شدید، به‌ویژه اضطراب در مورد سلامتی؛
احساس درماندگی یا احساس آنکه دیگر خودتان نیستید.
برخلاف باور عموم، این احتمال وجود دارد که علائم جسمیِ مربوط به حملات هراس، پیش یا پس از اضطراب پدیدار شوند؛ این یعنی شاید شما علائم جسمی را در همان آغاز و پیش از آنکه ترس از مرگ به سراغ‌تان بیاید، تجربه کنید؛ به همین دلیل است که بسیاری از افراد گمان می‌کنند سلامت جسمی‌شان در معرض خطر است و در نتیجه، درخواست مراقبت‌های پزشکی و بستری‌شدن می‌کنند.

حملات هراس ممکن است توسط حساسیت بیش از حد به واکنش‌های بدن، به‌وسیله‌ی استرس یا بدون هیچ دلیلی رخ دهند. کنترل اختلال هراس بدون کمک گرفتن از افراد آگاه می‌تواند بسیار دشوار باشد. یاری جستن از افراد متخصص، راهی مهم برای متوقف کردن حملات هراس است و شما می‌توانید از این راه، تکنیک‌های لازم را برای درمان این اختلال بیاموزید.

همچنین این احتمال نیز هست که به اختلال هراس مبتلا باشید اما حملات هراس چندانی را تجربه نکنید. همچنین اگر با ترس مداوم از حمله‌ی هراس زندگی می‌کنید، ممکن است به این نوع اختلال اضطرابی مبتلا باشید. در چنین مواردی، اضطراب شما شاید به اختلال اضطراب فراگیر شبیه باشد، اما ترس شما در این مورد، کاملا مشهود و متمایز است.

آگورافوبیا

آگورافوبیا، ترس از بیرون رفتن به طور علنی و آشکار است که یا به ترس از فضاهای باز بر می‌گردد و یا به ترس از حضور در مکان‌های ناآشنا. بسیاری از افراد مبتلا به آگورافوبیا، هرگز از خانه‌شان بیرون نمی‌روند یا تمام تلاش‌شان را به‌کار‌می‌بندند که به‌جز خانه و محل کارشان، به مکان دیگری رفت‌و‌آمد نکنند. برخی از این افراد می‌توانند به فروشگاه موادغذایی یا سایر مکان‌های آشنا بروند اما در سایر مکان‌ها، ترسی شدید و تقریبا ناتوان‌کننده‌ را تجربه می‌کنند.

بسیاری از افراد مبتلا به آگورافوبیا (البته نه همه‌ی آنها) اختلال هراس نیز دارند. دلیل‌ آن نیز این است که آگورافوبیا در بسیاری از مردم ناشی از حملات هراس است. چنین افرادی در مکان‌های عمومی دچار حملات هراس می‌شوند؛ بنابراین، برای جلوگیری از بروز حملات هراس، روز‌به‌روز بیشتر از رفتن به مکان‌های عمومی پرهیز می‌کنند تا آنکه سرانجام می‌ترسند حتی از خانه‌ی خود خارج شوند.

بعضی از مردم، آگورافوبیا را پس از حوادث تکان‌دهنده نیز تجربه می‌کنند. آگورافوبیا در میان بزرگسالان شایع‌تر است. برخی نگران هستند که کنترل جسمی و روانی‌شان را از دست بدهند و همین امر سبب می‌شود از موقعیت‌های اجتماعی دوری کنند. اما همه‌ی افراد مبتلا به آگورافوبیا، تمام وقت‌شان را در خانه نمی‌گذرانند؛ در واقع برخی از علائم متداول‌تر آن عبارت‌اند از:

ترس وسواسی از مُراوده با گروهی از مردم – چه آنها را بشناسید و چه نشناسید.
استرس یا اضطراب شدید در مواقعی که در محیطی غیر از خانه‌تان یا جایی هستید که تحت کنترل شما نیست.
احساس تنش و استرس حتی در طول فعالیت‌های عادی مانند رفتن به فروشگاه، گفت‌و‌گو با غریبه‌ها یا حتی فقط بیرون رفتن از خانه.
نگرانی زیاد در مورد چگونگی محافظت از خودتان یا تأمین امنیت در هنگام بروز برخی مشکلات (حتی اگر احتمال رویداد آن، بسیار کم باشد).
احساس اینکه ترس‌های خودتان، شما را اسیر نگه می‌دارند و نمی‌گذارند از خانه بیرون بروید و مطابق میل‌تان زندگی کنید.
بسیاری از مردم در برخی لحظات در بیرون از خانه احساس آسیب‌پذیری می‌کنند و ترجیح می‌دهند در خانه‌شان بمانند؛ اما زمانی که این ترس برای مدتی طولانی ادامه یابد یا شما را از تجربه‌ی یک زندگی لذت‌بخش و پویا بازدارد، به احتمال زیاد شما را به آگورافوبیا مبتلا کرده است.

فوبیاهای خاص

فوبیاها احساسات شدید ترس ناشی از اشیا، موضوعات، موقعیت‌ها، حیوانات و… هستند. فوبیاها عموما به تفکر فاجعه‌سازی (داشتن این باور که بدترین اتفاق ممکن روی خواهد داد) یا رفتارهای اجتنابی (انجام هر کاری که برای جلوگیری از ترس لازم است) می‌انجامند.

آراکنوفوبیا یا عنکبوت‌هراسی، نمونه‌ای از یک فوبیای رایج است. شمار بسیار اندکی از عنکبوت‌ها نیش می‌زنند و شمار عنکبوت‌های خطرناک، بسیار انگشت‌شمار است؛ اما با این حال، بسیاری از مردم حتی با تصور یک عنکبوت دچار ترسی شدید و مهیب می‌شوند. سایر فوبیاهای متداول عبارت‌اند از: ترس از مار، هواپیما، رعدوبرق و خون.

فوبیاها یک اختلال اضطرابی به شمار می‌روند؛ با این حال، ممکن است برخی از مردم در تمام عمرشان فوبیا داشته باشند، اما به درمان نیازی پیدا نکنند؛ برای نمونه، اگر از جوجه‌ها می‌ترسید اما محل زندگی‌تان دور از مزرعه است، آن‌گاه درحالی‌که یک فوبیای بسیار واقعی دارید ممکن است این فوبیا مشکلی برای‌ ادامه‌ی زندگی‌تان ایجاد نکند.

اما اگر زندگی‌تان به خاطر فوبیایی که دارید شروع به تغییر کرد، یعنی مشکل‌تان جدی است و باید در پی درمان باشید.

فوبیاها معمولا باعث موارد زیر می‌شوند:

ترس بیش از حد و مداوم از یک وضعیت و رویداد خاص؛
حس فوریِ وحشت در رویارویی با موضوع فوبیایی که دارید؛
ناتوانی در مهار ترس‌های‌تان، حتی اگر بدانید که غیرمنطقی هستند؛
تلاش زیاد برای دوری از وضعیت یا چیزی که باعث ترس شما می‌شود؛
تحمل محدودیت‌هایی در روال عادی‌زندگی‌تان به خاطر ترسی که دارید.
برای برخی از افرادی که فوبیاهای شدید دارند، تنها فکر کردن به چیزی که از آن می‌ترسند (حتی اگر در آن لحظه حاضر نباشد)، باعث بروز اضطراب یا استرس در آنها می‌شود یا به نحوی دیگر بر زندگی‌شان تأثیر می‌گذارد.

بسیاری از افراد، فوبیاهایی کوچک دارند که می‌توانند مدیریت‌شان کنند؛ اما اگر فوبیای شما بر کیفیت زندگی‌تان تأثیر منفی می‌گذارد، احتمالا باید در پی یک راه‌حل درمانی برای آن باشید.

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

به عنوان یک انسان، شما همیشه در معرض خطراتی هستید که زندگی‌تان را تهدید می‌کنند. بسیاری از مردم آن‌قدر خوش‌شانس هستند که می‌توانند از این خطرات به دور باشند و زندگی ایمن و لذت‌بخشی داشته باشند اما در برخی موارد، ممکن است شما به یک آسیب روانی یا جسمی شدید دچار شوید و آن چه بسا به یک اختلال اضطرابی منجر شود که به «اختلال استرس پس از سانحه» معروف است.

PTSD نوعی اختلال اضطرابی است که پس از وقوع حادثه‌‌ای تکان‌دهنده پدیدار می‌شود. افراد مبتلا به PTSD اغلب باید از بیرون کمک بگیرند، چون PTSD می‌تواند تا سال‌ها پس از یک رویداد ناراحت‌کننده بر افراد تأثیر بگذارد و احتمال دارد که در بقیه‌ی عمرشان همواره ادامه داشته باشد.

PTSD هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی بر افراد تأثیر می‌گذارد. در اغلب موارد، شخص مبتلا به PTSD، همان فردی است که رویدادِ ناراحت‌کننده را تجربه کرده است؛ اما این احتمال نیز هست که با مشاهده‌ی یک رویداد ناراحت‌کننده یا آسیب‌رسان یا حتی فهمیدن آنکه یکی از عزیزان‌تان با حادثه‌‌ای ناگوار روبه‌رو شده است، دچار PTSD شوید.

نشانه‌های PTSD عبارت‌اند از:

مرور رویداد تکان‌دهنده. شناخته‌شده‌ترین نشانه‌ی PTSD، مرور کردن رویداد ناراحت‌کننده‌ای (تروما) است که رخ داده است. افراد مبتلا به PTSD نه تنها تروما را به شکل ذهنی مرور می‌کنند، بلکه در برخی موارد ممکن است آن را به هر دو شکل ذهنی و جسمی تجربه کنند؛ چنان‌که انگار به لحظه‌ی وقوع حادثه برگشته‌اند.
واکنش به محرک‌ها. برخی محرک‌ها ممکن است باعث شوند که افراد مبتلا به PTSD، استرس یا ترسی شدید را تجربه کنند. این محرک‌ها معمولا به همان حادثه مربوط هستند؛ مانند صداهای بلند -هنگامی که رویداد شامل صداهای بلند بوده است- یا ترس شدید در هنگامی که فردی در پشت سرتان است -در صورتی که پیش‌تر از پشت به شما حمله شده باشد. فکر و خیال‌های مربوط به آن رویداد ناگوار نیز ممکن است باعث تحریک PTSD شود.
نگرانی در مورد رخداد دوباره‌ی تروما. مانند حملات هراس، اگر به خاطر تصورِ رخداد دوباره‌ی آن حادثه‌ی ناگوار به‌شدت مضطرب هستید، ممکن است به PTSD مبتلا باشید. همچنین اگر با فکر کردن به تکرار آن حادثه، به طور منظم و روزانه دچار اضطراب می‌شوید، شاید علت آن PTSD باشد.
مشکل عاطفی. بسیاری از افراد مبتلا به PTSD، مشکلاتی را در مورد تفکر عاطفی و آینده‌‌ی روابط احساسی‌شان تجربه می‌کنند. برخی نسبت به عشق و محبت، سرد و بی‌علاقه می‌شوند. بعضی از نظر عاطفی، بی‌حس می‌شوند. بقیه به این باور می‌رسند که قرار است بمیرند. همه‌ی این کشمکش‌های عاطفی در افراد مبتلا به PTSD متداول هستند.
همچنین ممکن است در هر جایی که هستید، به احتمالات بسیار بد و ناگوار بیندیشید؛ مثلا پیوسته احساس کنید فاجعه‌ای در کمین است یا در موقعیت‌های عمومی، احساس بی‌پناهی و ناامیدی کنید. بسیاری از افراد مبتلا به PTSD، در برابر رویدادها، چیزها و حتی کسانی که ممکن است یادآور آن حادثه باشند، رفتارهای اجتنابی از خود نشان می‌دهند -حتی اگر بین این مسائل و حادثه‌ای که برای آنها رخ داده است، هیچ ارتباطی وجود نداشته باشد.

افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ممکن است در اکثر روزها، میزان بالاتری از استرس را تجربه کنند. آنها ممکن است زودرنج باشند یا به‌راحتی عصبانی شوند. آنها ممکن است به‌آسانی وحشت‌زده یا سراسیمه شوند یا قادر نباشند به‌راحتی بخوابند. زندگی کردن با PTSD می‌تواند بسیار دشوار باشد.

اختلال وسواسی جبری (OCD)

اختلال وسواسی جبری یا OCD، می‌تواند یک اختلال اضطرابی بسیار ویرانگر باشد. افراد مبتلا به OCD، اغلب رفتارها و ترس‌هایی از خود بروز می‌دهند که نه تنها برای اطرافیان‌شان گیج‌کننده است، بلکه ممکن است برای خودشان هم عجیب باشد. اجبارها و وسواس‌ها مانند هم هستند اما خودشان را به روش‌های گوناگونی نشان می‌دهند:

وسواس‌ها: وسواس‌ها مبتنی بر فکر هستند. آنها عبارت‌اند از نگرانی شدید به همراه یک فکر خاص که معمولا فکری منفی یا ترسناک است و فرد نمی‌تواند به‌راحتی از این افکار دست بکشد و هرقدر هم تلاش می‌کند، به نتیجه‌ای نمی‌رسد.
اجبارها: اجبارها مبتنی بر رفتار هستند. آنها عبارت‌اند از «نیاز» به انجام یک عمل یا فعالیت به روشی بسیار خاص. فرد هرقدر هم که تلاش می‌کند، نمی‌تواند از این رفتار جلوگیری کند.
برای نمونه، این یک وسواس است که چون فکر می‌کنید ممکن است مادرتان به‌شدت بیمار شود، نگران هستید. در حالی‌که یک اجبار، احساس اضطرابی است که مثلا در صورت دست نزدن به دستگیره‌ی ‌درب در هنگام خروج از خانه به شما دست می‌دهد. در بسیاری از موارد، این احساسات به هم مرتبط هستند؛ مثلا افراد مبتلا به OCD شاید احساس کنند که مجبورند به دستگیره‌‌ی در دست بزنند وگرنه مادرشان ممکن است بیمار شود.

کنترل استرس و تپش قلب با پنج توصیه ساده و کاربردی

هنگامی که اضطراب زندگی‌ تان را مختل می‌کند، یعنی مشکلی جدی است. یکی از رایج‌ ترین پرسش‌هایی که افراد مبتلا به اضطراب از خودشان می‌پرسند، این است که «تفاوت میان اضطراب عادی و اختلال اضطرابی چیست؟» باید بدانید که تمام مشکلات اضطرابی به عنوان اختلالات اضطرابی شناخته نمی‌شوند.

با این حال، پاسخ همیشه به این سادگی نیست. واقعیت اینکه اگر احساس می‌کنید اضطراب‌تان باعث بروز مشکلات جدی در زندگی‌تان شده است، بهتر است از یک روان‌شناس کمک بگیرید. البته مقداری اضطراب در زندگی، طبیعی است اما اضطرابی که روال عادی زندگی شما را برهم بزند، مشکلی جدی است. فارغ از اینکه با چه نوع اضطرابی روبه‌رو هستید، می‌توانید با پیگیری راهبردهای زیر، در جهت درمان آن گام بردارید:

  • نوع اضطراب‌تان را کشف کنید؛
  • بپذیرید که اضطراب‌تان یک مشکل است؛
  • علل و محرک‌های اضطراب‌تان را پیدا کنید؛
  • آنها را به بخش‌هایی کوچک‌تر تقسیم کنید تا بتوانید آسان‌تر مدیریت‌شان کنید؛
  • سبک زندگی‌تان را به‌گونه‌ای تغییر دهید که اضطراب کمتری را تجربه کنید.

شما ممکن است به وسواس، اجبار یا هر دو مورد مبتلا باشید. شاید فقط حس کنید که مجبور به انجام کاری هستید (بدون وسواس)؛ در اغلب موارد چنانچه فرد به اجبار، واکنش رفتاری نشان ندهد، استرس شدیدی را تجربه خواهد کرد. همچنین ممکن است به وسواس بدون اجبار مبتلا باشید (مثلا ترس از میکروب‌ ها)؛ اما در اغلب موارد، این ترس‌ها به اجبار (مانند احساس نیاز به شستن دست‌ها) منتهی خواهند شد.

 

۷ توصیه برای مدیریت اضطراب

متخصصان سلامت روان همواره تاکید دارند که اندکی استرس برای پیش بردن زندگی لازم است و می‌تواند به شما انگیزه تلاش بدهد اما اگر این استرس، زیاد و طولانی مدت شود می‌تواند به اختلال اضطراب تبدیل شده و در نهایت انجام کارهای عادی و روزمره را برای فرد دشوار می‌سازد و زندگی عادی او را مختل می‌کند. بسیاری از مردم اختلال اضطراب را دستکم می‌گیرند و اغلب به اشتباه تصور می‌کنند که با قدرت اراده می‌توان به سادگی بر علائم این اختلال غلبه کرد در حالیکه به هیچ وجه اینگونه نیست و در صورت ابتلا به آن باید به دنبال درمان تخصصی بود و در عین حال برای کنترل این اختلال تغییرات در سبک زندگی ضروری است.

اگر شما هم روزانه احساس استرس می‌کنید سعی کنید برای مدیریت اضطراب خود از ترفندهای زیر کمک بگیرید:

۱. تحرک و فعالیت بدنی خود را بیشتر کنید. ورزش منظم موجب آزادسازی و ترشح اندروفین‌ها در بدن می‌شود که ترکیبات شیمیایی طبیعی برای ایجاد احساس خوب هستند. حداقل در پنج روز از هفته روزانه ۳۰ دقیقه ورزش کنید.

۲. خواب شبانه کافی داشته باشید.

۳. ذهن خود را پاکسازی کنید. برای این کار در ساعات بیداریِ طول روز، فواصل زمانی کوتاهی را برای جدا شدن از هر آنچه به شما استرس می‌دهد انتخاب کرده و این زمان‌های کوتاه مدیتیشن (مراقبه) کنید یا به موسیقی آرام بخش گوش دهید. این دو کار بسیار برای پاکسازی ذهن مفیدند.

۴. رژیم غذایی سالم رکن اصلی آرامش و سلامت روان است. وعده‌های اصلی غذایی را از دست ندهید. همچنین مصرف کافئین را محدود کنید چرا که در تشدید اضطراب و حملات پانیک (حملات ترس و وحشت) نقش دارد.

۵. در صورت نیاز از پزشک و روان درمانگر کمک بگیرید. به خصوص اگر سابقه خانوادگی ابتلا به اضطراب و افسردگی دارید.

۶. احساسات خود را تحت نظر داشته باشید. از حال و هوای روزانه خود یادداشت بردارید و نسبت به علائم هشدار اختلال اضطراب گوش به زنگ باشید. علائم احتمالی این اختلال شامل نگرانی مداوم، پرهیز از حضور در موقعیت‌های اجتماعی، حملات پانیک و کابوس‌های شبانه هستند.

۷. بهترین درمان را برای خود بیابید. اگر اختلال اضطراب را در خود تشخیص دادید، دید مثبت‌تان را حفظ کنید. امروزه روش‌های درمانی مفید و بسیاری مانند “رفتار درمانی شناختی” برای حل این مشکل وجود دارند که می‌توانند الگوهای تفکری شما را تغییر دهند و البته بهترین اقدام در وهله اول پیدا کردن یک درمانگر است تا کار شما را راحت‌تر کند؛ فردی که در درمان اختلال اضطراب تجربه دارد.

 

۹ خوردنی برای کاهش اضطراب

تغییرات در سبک زندگی بی‌تردید در مدیریت و کنترل اضطراب نقش به سزایی دارد و از این میان دنبال کردن یک رژیم غذایی مناسب سرشار از سبزیجات، میوه، حبوبات، غلات کامل و پروتئین خالص برای کاهش اضطراب بسیار موثر است.

۹ خوردنی که به کاهش اضطراب کمک می‌کنند عبارتند از:

۱) فندق برزیلی: فندوق برزیلی حاوی مقادیر بالایی سلنیم است. سلنیم با کاهش التهاب که اغلب در اختلالات خلقی مانند اضطراب سطوح بالایی دارند موجب بهبود خلق می‌شود. سلنیم همچنین نوعی آنتی اکسیدان است که به جلوگیری از آسیب سلولی کمک کرده و خاصیت ضد سرطان دارد.

دیگر آجیل‌ها و مغزها، محصولات حیوانی و سبزیجاتی مانند قارچ و سویا نیز منبع خوبی برای سلنیم هستند. اما به یاد داشته باشید مصرف زیاد سلنیم عوارض جانبی دارد. حداکثر دوز مصرفی سلنیم برای بزرگسالان ۴۰۰ میکروگرم در روز است. بنابراین مراقب باشید روزانه بیش از سه یا چهار فندق برزیلی یا مکمل‌های حاوی دوزهای بالای سلنیم مصرف نکنید.

فندق برزیلی و دیگر آجیل‌ها همچنین منبع خوبی از ویتامین E هستند. ویتامین E خود نوعی آنتی اکسیدان است که برای درمان اضطراب مفید است. تحقیقات نشان می‌دهد که سطوح پائین ویتامین E ممکن است در برخی افراد منجر به افسردگی شود.

۲) ماهی چرب: ماهی‌های چرب مانند سالمون، ماهی خال خالی، ساردین، قزل آلا و شاه ماهی مقادیر بالای امگا-۳ دارند. امگا-۳ نوعی اسید چرب است که ارتباط زیادی با عملکرد شناختی و سلامت روان دارد. با این حال تحقیقات اخیر نشان می‌دهد در صورتی که فرد نوعی اسید چرب به نام امگا- ۶ را زیاد مصرف کرده و امگا -۳ کافی دریافت نکند، خطر ابتلا به اختلالات خلقی مانند اضطراب در او افزایش می‌یابد.

یک مطالعه نشان داده مصرف مکمل‌های EPA، DHA، دو نوع اسید چرب موجود در امگا- ۳ در افراد با مشکلات سوء مصرف مواد باعث کاهش سطح اضطراب می‌شود. به طور کلی مصرف حداقل دو بار ماهی‌های چرب در هفته توصیه می‌شود. ماهی سالمون و ساردین از مواد غذای حاوی ویتامین D هستند. محققان بر ارتباط بین کمبود ویتامین D و اختلالات خلقی مانند افسردگی و اضطراب تاکید کرده‌اند. این ویتامین به ویژه در زنان باردار و افراد سالخورده کمک شایانی به بهبود خلق و خو می‌کند. همچنین ویتامین D به بهبود اختلال عاطفی فصلی (SAD) در فصل زمستان کمک می‌کند.

۳) تخم مرغ: زرده تخم مرغ منبع دیگری از ویتامین D است. همچنین منبع خوبی برای پروتئین‌های کامل بوده و تمام اسید آمینه‌های ضروری را که بدن برای رشد و نمو نیاز دارد، شامل می‌شود. تخم مرغ همچنین حاوی اسیدآمینه‌ای به نام تریپتوفان است که به تولید سروتونین کمک می‌کند. سروتونین نوعی انتقال دهنده شیمیایی است که به تنظیم خلق و خو، خواب، حافظه و رفتار کمک می‌کند و مایه تسکین اضطراب و بهبود عملکرد مغز است.

۴) تخم کدو تنبل: تخم کدو تنبل منبع عالی پتاسیم است که به تنظیم تعادل الکترولیت‌ها و کنترل فشار خون کمک می‌کند. خوردن غذاهای غنی از پتاسیم مانند تخم کدو تنبل و موز برای کاهش علائم استرس و اضطراب مفید است. تخم کدو تنبل همچنین منبع مناسبی از “روی” است. یک مطالعه نشان می‌دهد کمبود “روی” ممکن است بر خلق و خو تاثیر منفی داشته باشد. “روی” برای رشد مغز و اعصاب ضروری است، چرا که بزرگترین محل ذخیره‌ “روی” در بدن در مناطق مغزی مرتبط با احساسات قرار دارد.

۵) شکلات تلخ: کارشناسان بر این باورند شکلات تلخ می‌تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند. مطالعات نشان می‌دهد شکلات تلخ یا کاکائو به بهبود خلق و خو کمک می‌کند اگرچه هنوز چگونگی کاهش استرس توسط شکلات تلخ به طور دقیق مشخص نیست اما کاکائو منبع غنی از پلی فنول‌ها به ویژه فلاونوئیدهاست. فلاونوئیدها باعث کاهش التهابات عصبی و مرگ سلولی در مغز و بهبود جریان خون می‌شوند. شکلات، حاوی مقادیر زیادی تریپتوفان است که بدن آن را به انتقال دهنده‌های عصبی مانند سروتونین در مغز تبدل می‌کند.

شکلات تلخ همچنین منبع خوبی از منیزیم است. مصرف منیزیم کافی علائم افسردگی را کاهش می‌دهد. از شکلات‌های تلخ ۷۰ درصد یا بالاتر استفاده کنید. البته شکلات حاوی قندها و چربی‌های اضافی است بنابراین بیش از یک تا سه گرم در روز آن را مصرف نکنید.

۶) زردچوبه: زردچوبه ادویه‌ای است که معمولا در آشپزی‌های هند و کشورهای جنوب شرق آسیا بسیار استفاده می‌شود. ماده فعال موجود در زردچوبه که کورکومین نامیده می‌شود با کاهش التهاب و استرس اکسیداتیو که اغلب در افراد مبتلا به اختلالات خلقی مانند اضطراب و افسردگی افزایش می‌یابد به کاهش اضطراب کمک می‌کند. یک مطالعه تاثیر کورکومین را در کاهش اضطراب در افراد چاق بزرگسال نشان می‌دهد. مطالعه‌ای دیگر نشان می‌دهد که افزایش کورکومین در رژیم غذایی باعث افزایش نوعی اسید چرب موسوم به “دوکوزاهگزانوئیک اسید” و در نتیجه کاهش اضطراب می‌شود.

۷) بابونه: بسیاری از مردم در سراسر جهان از چای بابونه به عنوان یک داروی گیاهی به دلیل خواص ضد التهابی، ضد باکتریایی، آنتی اکسیدانی و آرام بخش آن استفاده می‌کنند. اگرچه بابونه از ایجاد اضطراب جلوگیری نمی‌کند اما می‌تواند به هنگام بروز اضطراب و نگرانی علائم آن را کاهش دهد. برخی بر این باورند که خواص آرامبخش و ضد اضطراب بابونه به دلیل فلاونوئید (زردینه)‌های موجود در آن است. می‌توان چای بابونه را که برای کنترل اضطراب مفید است، حتی در مقادیر بالا استفاده کرد.

۸) ماست: ماست حاوی باکتری‌های مفید لاکتوباسیلوس و “بیفیدوباکتر” است. مطالعات نشان می‌دهند این باکتری‌ها و محصولات تخمیری تاثیر مثبتی بر سلامت مغز دارند. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد ماست و دیگر محصولات لبنی اثر ضد التهابی بر بدن ایجاد می‌کنند. تحقیقات ثابت کرده‌اند التهاب مزمن تا حدی باعث ایجاد اضطراب، استرس و افسردگی می‌شود. نتایج بسیاری از مطالعات حاکی از آن است که غذاهای تخمیری باعث کاهش اضطراب اجتماعی در جوانان شده و به طور کلی مصرف باکتری‌های مفید منجر به افزایش شادکامی در افراد می‌شود. بر این اساس ماست و سایر مواد غذایی تخمیری می‌توانند برای باکتری‌های طبیعی روده مفید بوده و اضطراب و استرس را کاهش دهند. از مواد غذایی تخمیری می‌توان به پنیر، کلم ترش، کیمچی و محصولات تخمیری سویا اشاره کرد.

۹) چای سبز: چای سبز حاوی اسید آمینه‌ای به نام تیانین است که اثرات بالقوه‌ای بر اختلالات خلقی دارد. تیانین اثرات ضد اضطراب و آرامبخش داشته و ممکن است تولید سروتونین و دوپامین را افزایش دهد. آزمایش‌ها نشان می‌دهد ۲۰۰ میلی گرم تیانین باعث ایجاد آرامش و تمدد اعصاب در انسان می‌شود. چای سبز را می‌توان به رژیم غذایی روزانه خود اضافه و جایگزین نوشیدنی‌های غیرالکلی مانند قهوه کرد.

سایر توصیه‌های غذایی

به طور کلی پیروی از یک رژیم غذایی متنوع و متعادل شامل مقادیر کافی کربوهیدرات، چربی‌ها و پروئین‌ها به کاهش اضطراب کمک می‌کند. غذاهای کامل، سبزیجات، میوه‌ها، حبوبات، غلات کامل، گوشت کم چرب و به ویژه ماهی می‌توانند برای این منظور مفید باشند.

از غذاهای دیگری که می‌توانند موثر واقع شوند می‌توان به بوقلمون و سایر غذاهای حاوی تریپتوفان مانند تخم مرغ، شکلات تلخ، پنیر، آناناس، موز، جو و توفو اشاره کرد. همچنین آجیل‌ها به ویژه بادام‌ها منبعی خوبی برای ویتامین Eهستند که برای درمان اختلالات خلقی تاثیر مفید دارند. دانه‌های گیاه “چیا” نیز منبع مناسبی از امگا- ۳ شمرده می شوند.

منابع پروتئینی مانند گوشت کم چرب، ماهی، آجیل‌ها و لبنیات، تامین کننده اسید آمینه‌هایی هستند که بدن آنها را به انتقال دهنده‌های عصبی مربوط به خلق و خو مانند سروتونین تبدیل می‌کنند. اسفناج و برگ چغندر نیز هر دو مقادیر بالایی منیزیم دارند و دارچین خواص ضد التهابی دارد. همچنین شواهد حاکی از آن است که رژیم غذایی با میزان بالای غذاهای فرآوری شده باعث افزایش اضطراب می‌شود.

زمان مناسب مراجعه به پزشک

در صورت تجربه استرس یا اضطراب به طور کل بهتر است به متخصص مانند روانشناس مراجعه کنید. پزشک یا روانشناس ممکن است از گفتار درمانی یا درمان رفتاری شناختی (CBT) برای مدیریت اضطراب و استرس استفاده کند. همچنین ممکن است داروهای مختلفی برای کنترل اضطراب تجویز کند.

به گزارش سایت تخصصی مدیکال نیوز تودی، پیروی از رژیم غذایی که شامل ترکیبات آنتی اکسیدان و ضد التهابی بوده و همچنین ویتامین‌ها و مواد معدنی کافی داشته باشد می‌تواند باعث کاهش التهاب و استرس اکسیداتیو شود. در عین حال کاهش میزان غذاهای حاوی قند، نمک و چربی‌های اضافه به ویژه چربی‌های ترانس، الکل، قند و قهوه در رژیم غذایی در کنترل این اختلال موثر است. همچنین افزایش فعالیت‌های جسمانی لذت بخش می‌تواند بر سلامت روان اثرات مثبت داشته باشد.

 

 

شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد راه های پیشگیری و درمان اضطراب با مشاورین و متخصصان مجرب کلینیک روان آرام در تماس باشید.

سایر مطالب :
روانشناسی ازدواج
مشاوره ازدواج
مواجهه با شکست عشقی 
مشاوره درمان افسردگی 
مشاوره کودک
روانشناسی خانواده 
مشاوره خانواده 
دکتر مشاوره خانواده 
مشاوره زندگی مشترک 

راه های ارتباطی مرکز

تلفن:

88216100

88216200

آدرس:

تهران، میدان ونک ،خیابان ملاصدرا، خیابان شیرازی شمالی ،نبش کوچه شهریار  ،پلاک 181، طبقه 3، واحد 16

 

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

7663
7662
اضطراب | اضطراب | اضطراب | اضطراب | اضطراب | اضطراب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *